اسماعیل سنگاری

اسماعیل سنگاری

مدرک تحصیلی: استادیار دانشگاه اصفهان

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۴۵ مورد از کل ۴۵ مورد.
۴۱.

تبیین و تحلیل نقش و جایگاه مرد یا مردم پارسی در ایدئولوژی شاهنشاهی هخامنشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۹۲
ساختار ایدئولوژیک شاهنشاهی هخامنشی در کتیبه های رسمی به جا مانده از آن ها به روشنی نمایان است. یکی از مفاهیمی که در این کتیبه ها به آن اشاره شده، مفهوم مرد و مردم پارسی است؛ مفهومی ایدئولوژیک که به برتری و چیرگی پارسیان اشاره می کند. این مفهوم در قالب مدارک غیرنوشتاری، باستان شناختی و مکملی مانند سکه ها، تندیس ها، مهرها، نقوش برجسته و غیره به خوبی تبلیغ و ترویج می شد. بنابراین، هر دو دسته منابع تبلیغی هستند و قصد پراکنش و انتشار ایدئولوژی شاهنشاهی هخامنشی را در قالب مفهومی به نام مرد پارسی دارند. مرد و مردم پارسی جایگاه ویژه ای در شاهنشاهی هخامنشی داشتند. این جایگاه تصادفی نبود و در موقعیت های گوناگون بر اهمیت و نقش بسزای پارسیان در پیشبرد اهداف شاهنشاهی تأکید شده است. این پژوهش توصیفی-تحلیلی و تفسیری که از نظر ماهیت، تاریخی است با بررسی منابع نوشتاری و غیرنوشتاری، جایگاه ویژه پارسیان را بررسی و مورد پژوهش قرار داده است. پژوهش حاضر نشان می دهد که جایگاه پارسیان با وجود شایستگی هایی که داشتند، سلسله مراتبی بود و پادشاه در رأس هرم قرار داشت و آن ها فقط در کتیبه های ایدئولوژیک شاهی با هم برابر بودند. در واقعیت، میان خود پارسیان نیز سلسله مراتب حکفرما بود و میان کاره با مفهوم مرد و مردم پارسی نیز پیوند ناگسستنی وجود داشته است.
۴۲.

پیشنهادی جدید برای تعیین هویت نقش نویافته مردِ سوار در حاجی آباد مرودشت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۵۸
برای نخستین بار در همایش باستان شناسان جوان در سال 1398ش. نقش نویافته مرد سوار بر اسب معرفی شد. با وجود اهمیت این نگاره کندِ نویافته، به جز برخی اظهارنظرهای پراکنده و مبهم، یابندگان این اثر تاکنون تحلیلی درخور ارائه نداده اند، جز این که آن را به یکی از شاهانِ محلی پارس- کدام شاه؟- در دوره سلوکی و اشکانی نسبت داده اند. در پژوهش پیشِ رو، تلاش داریم تا به روش توصیفی-تحلیلی و بررسی مقایسه ای به جستجوی هویت نقشِ مرد سوار بپردازیم. در این بین چند پرسش مهم مطرح می شود. دلیل نقر این نقش در کنار دخمه ها و شکارگاه چه بوده است؟ آیا این نقش با هدف خاصی در این مکان حجاری شده است؟ هویت واقعی این سوار چیست؟ فرضیه ما بر این موضوع استوار است که این نقش متعلق به ایزد میثره است. از آن جا که محوطه حاجی آباد از دیرباز شکارگاه و گورستان بوده، می توان آن را با اعتقادات مردمان شهر استخر با این ایزد کهن آریایی که اتفاقاً بخشی از خویشکاری او با شکار و مرگ مرتبط بوده، در ارتباط دانست و هر دو احتمال را برای نقر این اثر در چنین محوطه ای در نظر گرفت. همچنین دو بازه زمانی پیشنهادی ما برای دو احتمال یکی در دوره گروه سوم از شاهان محلی پارس(حدود 50 پ.م تا 100م.) و دیگری مربوط به اواخر دوره ساسانی و اوایل دوران اسلامی یعنی میان سال های 550 تا 700م. است. اهمیت انجام این پژوهش می تواند در ارائه تصویری از ایزد میثره برای شناخت بیشتر شمایل نگاری و شمایل شناسی وی و همچنین خویشکاری این ایزد بزرگ و قدرتمند در نگاره هایی که از او به دست آمده، به پژوهشگران یاری رساند.
۴۳.

انگاره شاهنشاهی آسیایی هخامنشی به روایت محاوره لوسیس اثر افلاطون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۰
محاوره سقراطی لوسیس ازجمله نخستین آثار افلاطون محسوب می شود و در متن آن دو اشاره گذرا به شاهنشاهی هخامنشی و مسائل مرتبط با آن مشاهده می شود. در این محاوره که محتوای اصلی آن در باب دوستی و ماهیت آن است، نخست از شاه بزرگ هخامنشی و سیادت و فرمانروایی وی بر آسیا و نیز میراث وی برای مهترین پسرش سخن رفته و در جایی دیگر نیز در ضمن گفت وگو به کوتاهی به داریوش یکم و گنج های او نظر افکنده شده است. پژوهش حاضر، با هدف دستیابی به فرصتی برای اندیشیدن مورخانه در باب جلوه ها و وجهه های گوناگون شاهنشاهی هخامنشی در اذهان معاصرانش، تنها به یکی از این دو مورد یعنی اشاره افلاطون به تسلط تمام عیار شاه بزرگ پارس بر سراسر سرزمین آسیا می پردازد. این تحقیق در پی آن است که بخشی از محاوره لوسیس را که پیش از این در مطالعات شاهنشاهی هخامنشی جایگاه ویژه ای نداشته است، به مثابه دروازه ورود به مطالعه ای تاریخی در باب این حکومت بررسی کند. درحقیقت پژوهش حاضر که داده های آن با استفاده از منابع کتابخانه ای فراهم شده است، با روشی توصیفی تحلیلی و ازطریق خوانش انتقادی متن لوسیس همراه با تعدادی از سایر منابع و متون یونانی معاصر با حیات سیاسی هخامنشیان، به بررسی و مطالعه ای در باب ریشه ها و تصوراتی می پردازد که سبب پیدایی انگاره و مفهوم ذهنی شاه پارسیِ مسلط بر سراسر آسیا در میان یونانیان معاصر شاهنشاهی هخامنشی در سده های پنجم و چهارم پیش از میلاد شده بود.
۴۴.

شمایل نگاری و شمایل شناسی نقش مایه های جانوری آجرهای لعاب دار محوطه قلایچی (مطالعه موردی: آجرهای موزه ملی ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۶
به گواهی اسناد و شواهد باستان شناسانه که در سال های اخیر به دست آمده اند، پیش از تسلط اقوام آریایی بر فلات ایران و تشکیل پادشاهی مادها، در نواحی شمال غربی فلات ایران مردمانی زندگی می کردند که با نام مانّایی ها در تاریخ شناخته می شوند. باتوجه به منابع تاریخی و اسناد و مدارک محدودی که به دست آمده، این مردمان در سه قرن نخست هزاره یکم پیش از میلاد مسیح، سرزمین های اطراف دریاچه ارومیه را در اختیار داشته و با دولت هایی همچون آشور و اورارتو که در همسایگی آن ها قرار داشتند همواره در تعامل و تقابل بوده اند. علی رغم تهاجم اقوام همسایه به مرزهای آن ها، مانّایی ها توانسته اند نام خود را در تاریخ ثبت کنند و صفحه ای از صفحات بی پایان زمان را به نام خود رقم بزنند. متأسفانه دانسته های ما درباره آنان محدود به چند نام و نشان مختصر در سالنامه های آشوری و اورارتویی است، اما خوشبختانه در نتیجه حفریات باستان شناسی در سال های منتهی به سده 21م، تعدادی آجر منقوش لعاب دار از محوطه باستانی قلایچی یافت شده که می توانند مورخان و باستان شناسان را در شناخت ویژگی های فرهنگی و هنری مانّاها یاری دهند. نقش مایه های ترسیم شده بر روی این آجرها، تصاویر نمادینی را به نمایش می گذارند که نشان دهنده ارزش ها و معانی پنهان برگرفته از باورها و سنت های موجود در میان آن مردمان است. به همین علت نقوش و تصاویر باستانی، به عنوان مدارکی دست اول همواره موردتوجه مورخان و باستان شناسان قرار داشته اند. باتوجه به کمبود داده های مادی و مکتوب نظیر کتیبه یا نوشتار از زبان مانّایی ها و عدم آشنایی محققان با خط و زبان این قوم باستانی، نقوش و تصاویر برجای مانده از آن ها اهمیتی دوچندان می یابد، زیرا مطالعه و شناخت فرهنگ و آیین این مردمان در گرو شناخت مفاهیم پنهان در همین نقش مایه هاست. این پژوهش با استفاده از منابع کتابخانه ای و روش توصیفی - تحلیلی بر آن است تا اندک شواهد برجای مانده از تمدن مانّا را مورد بررسی، خوانش و تفسیر قرار دهد.  
۴۵.

تبیین و تحلیل آیکونوگرافیکِ تندیسِ انسان عقرب شانه در فرهنگ جیرفت (هزاره سوم پیش از میلاد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۲۵
زمینه/ هدف: اشیای مکشوفه حوضه تمدن هلیل رود، در معنای اخص فرهنگ جیرفت؛ یکی از مناشقه برانگیزترین مباحث دنیای شرق باستان است. منطقه جیرفت از منظر باستان شناختی تا پیش از سال 1380ش. تقریباً ناشناخته بود. پس از وقوع سیل در این منطقه و کشف ظروف سنگی گوناگون با شمایل مختلف، توجه بسیاری از باستان شناسان بار دیگر به جنوب شرق ایران جلب شد. از منظر باستان شناختی دیرینگی فرهنگ مذکور به هزاره سوم پیش از میلاد در عصر مفرغ می رسید. یکی از مهم ترین اشیای این فرهنگ مجسمه انسان عقرب شانه است. هدف پژوهش پیش رو آن است که معنای حقیقی و کارکرد تندیس انسان عقرب شانه در فرهنگ جیرفت و ارتباط تندیس مزبور و معنای آن در تمدن های همجوار جیرفت در هزاره 3پ.م را مورد واکاوی قرار دهد. روش/ رویکرد: یکی از مهم ترین شیوه های مطالعاتی آثار هنری، پژوهش آیکونوگرافیک و آیکونولوژیک است. مطالعه آیکونوگرافیک مرحله ای از تأویل است که از طریق آن ادبیات و داستان های مرتبط با یک اثر نمایان می شود. در مقابل از طریق مطالعه آیکونولوژیک معنای نهفته در نمادها و تمثیل ها در بافت و ساختار فرهنگی یک تمدن مورد بررسی قرار می گیرد. پژوهش حاضر با تکیه بر منابع کتابخانه ای و شیوه توصیفی-تحلیلی بر آن است از طریق مطالعه آیکونوگرافیک و آیکونولوژیک، به مطالعه مجسمه مذکور بپردازد. یافته ها/ نتایج: با توجه به ناشناخته بودن خطوط مکتوب در الواح جیرفت، یکی از شیوه های مطالعاتی آثار فرهنگ جیرفت مطالعه آیکونوگرافیک و آیکونولوژیک است. در بخش آیکونوگرافی مجسمه انسان عقرب شانه به شباهت عینی اسطوره ضحاک و تندیس مکشوفه فرهنگ جیرفت از طریق داده های مکتوب در آثار ادبی و دینی اشاره شده است. در بخش آیکونولوژی، با توجه به یافته های باستان شناسی در مناطق همجوار فرهنگ جیرفت، ارتباط این فرهنگ از طریق مراودات بازرگانی و در نهایت امر، با استفاده از شیوه مطالعه تطبیقی، شباهت میان مجسمه مذکور با دیگر ایزدان و الهه های رایج در تمدن های همجوار جیرفت مورد واکاوی قرار گرفته است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان