گذار از آرمان گرایی به واقع گرایی؛ واکاوی دیپلماسی ایران در قبال ترکیه در دوره هاشمی
منبع:
غرب آسیا سال ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۸)
130 - 161
حوزههای تخصصی:
فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و پایان جنگ سرد، نظم ژئوپلیتیک خاورمیانه و اوراسیا را دگرگون ساخت و فصل نوینی را در روابط ایران و ترکیه گشود. پژوهش حاضر با هدف تبیین تحول روابط دو کشور در دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی (۱۳۶۸-۱۳۷۶)، به دنبال پاسخ به این پرسش است که چگونه دو همسایه با وجود رقابت های ایدئولوژیک، توانستند سطح همکاری های خود را ارتقا دهند. این پژوهش با عبور از تحلیل های صرفاً فردمحور و با بهره گیری از چارچوب نظری «رئالیسم نئوکلاسیک + پراگماتیسم سیاسی »، استدلال می کند که اگرچه «نیاز ساختاری ترکیه به انرژی» و «نیاز ایران به مسیرهای ترانزیتی» پیشران اصلی روابط بود، اما دستگاه دیپلماسی دولت سازندگی توانست با اتخاذ راهبرد «تفکیک حوزه ها»، موانع سیاسی را مدیریت کند. یافته ها نشان می دهد که طرفین با درک واقع بینانه از جبر جغرافیایی، رقابت در آسیای مرکزی را از حوزه همکاری های اقتصادی جدا کردند. این رویکرد منجر به شکل گیری نوعی «وابستگی متقابل» شد که اوج آن در قراردادهای راهبردی انرژی نمود یافت؛ رخدادی که نشان دهنده غلبه منطق «منافع ملی» بر ملاحظات صرفاً ایدئولوژیک در آن مقطع تاریخی بود.