مسعود رحمتی

مسعود رحمتی

مدرک تحصیلی: دانشیار فیزیولوژی ورزشی، دانشگاه لرستان

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۲۴ مورد از کل ۲۴ مورد.
۲۱.

بررسی تأثیر 8 هفته تمرین در شیب های مختلف بر برخی فاکتورهای عملکردی دوندگان کوهستان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۱۰۵
هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی یک دوره تمرینات در شیب های مختلف بر روی تردمیل با شیب مثبت 5، منفی 5 و شیب صفر بر شاخص های فیزیولوژیکی در دوندگان کوهستان می باشد. روش : جامعه آماری پژوهش حاضر را دوندگان استقامت و نیمه استقامت شهر خرم آباد تشکیل می دهند. 40 نفر داوطلب به صورت تصادفی انتخاب شدند. نمونه گیری آزمودنی ها به صورت تصادفی ساده می باشد و پس از انتخاب آزمودنی ها، افراد به سه گروه تجربی تمرین در سه شیب مختلف و یک گروه کنترل تقسیم شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آماری شاپیروویلک، آنوای یک طرفه و t وابسته با تعیین سطح معنی داری p≤0.05 استفاده شد. یافته ها: تمرینات با شیب منفی، مثبت 5 و صفر منجربه بهبود در توان هوازی و بی هوازی شده است. این نتایج نشان می دهد که استفاده از دو بر روی سطوح شیب دار ممکن است در توسعه قدرت هوازی در ورزشکاران با پیش زمینه تمرینی، به جای مطالعات قدرت هوازی با ویژگی هوازی طولانی مدت مؤثرتر باشد. همچنین، برنامه های تمرینی با شیب مثبت و منفی 5 می تواند به عنوان روش های جایگزین توسط مربیان برای بهبود توان بی هوازی مورد استفاده قرار گیرد. نتیجه گیری: استفاده از دویدن بر روی سطوح شیب دار ممکن است در توسعه قدرت هوازی در ورزشکاران با پیش زمینه تمرینی مؤثر باشد.
۲۲.

تأثیر 8 هفته تمرینات مقاومتی بر سطوح سرمی آیریزین و فاکتور نوروتروفیک مشتق شده از مغز در زنان وابسته به مواد پس از ترک اعتیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۵۳
هدف: با توجه به نقش مواد مخدر در آسیب مغزی، این مطالعه اثر 8 هفته تمرین مقاومتی بر آیریزین و فاکتور نوروتروفیک مشتق شده از مغز سرمی در زنان وابسته به مواد ترک کرده را بررسی کرد. روش: این مطالعه نیمه -آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این مطالعه را همه زنان مراجعه کننده به مراکز NA در شهر خرم آباد تشکیل دادند که حداقل سه ماه از ترک اعتیاد آن ها به مواد سنتی و مواد صنعتی گذشته بود. از این میان، 20 زن وابسته به مواد پس از ترک اعتیاد به طور هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش (گروه تمرین مقاومتی) (10 نفر) و کنترل (10 نفر) تقسیم شدند. گروه آزمایش تمرینات مقاومتی را در 8 هفته و هر هفته 3 جلسه انجام داد و گروه کنترل تحت هیچ مداخله ای قرار نگرفت. نمونه های خونی برای اندازه گیری آیریزین و فاکتور نوروتروفیک مشتق شده از مغز گرفته شد و داده ها با استفاده از آزمون های آماری t وابسته و تحلیل کوواریانس تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که تمرینات مقاومتی منجر به افزایش معنی دار غلظت سرمی آیریزین و فاکتور نوروتروفیک مشتق شده از مغز آزمودنی های گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شد. نتیجه گیری: تمرین مقاومتی می تواند به عنوان یک مداخله کم هزینه و قابل اجرا در برنامه های توانبخشی زنان وابسته به مواد پس از ترک اعتیاد مورد توجه قرار گیرد.
۲۳.

تاثیر نوع ژنوتیپ های UCP1 و PPARα بر عملکرد استقامتی و ترکیب بدنی زنان چاق پس از هشت هفته تمرین استقامتی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۸
زمینه و هدف: نقش مهمی دارند. هدف پژوهش حاضر، بررسی تاثیر نوع ژنوتیپ های UCP1 و PPARα بر عملکرد استقامتی و ترکیب بدنی زنان چاق پس از هشت هفته تمرین استقامتی بود.مواد و روش ها: تعداد 23 زن چاق (30-45 سال، میانگین شاخص توده بدنی37/5±5/30) به صورت داوطلبانه در پژوهش شرکت کردند. در یک برنامه تمرین استقامتی (هشت هفته، هر هفته 5 جلسه و هر جلسه 30 دقیقه با شدت 55 درصد تا 75 درصد ضربان قلب ذخیره) شرکت کردند. قد، وزن، شاخص توده بدنی، درصد چربی، نسبت دورکمر به لگن و VO2max آزمودنی ها، پیش و پس از برنامه تمرینی ارزیابی شد. جهت استخراج DNA و تعیین پروفایل ژنتیکی به روشRFLP ، نمونه های بزاقی در کیت های مخصوص جمع آوری شد. در مورد ژن PPARα، در دو گروه CG و GG و در مورد ژن UCP1 در دو گروه CC و CT قرار گرفتند. بررسی فراوانی ژنوتیپ ها با آزمون خی دو و بررسی تفاوت میان متغیرها با آزمون تی مستقل انجام شد.یافته ها: نتایج مربوط به ژن UCP1 در دو گروه ژنوتیپی CC و CT نشان داد که اختلاف معنی داری در میزان VO2max (823/0=p)، شاخص توده بدنی (683/0=p)، درصد چربی (275/0=p)، نسبت دورکمر به لگن (113/0=p) از پیش آزمون تا پس آزمون وجود ندارد. همچنین نتایج مربوط به ژن PPARα در دو گروه ژنوتیپی CG و GG نشان داد که اختلاف معنی داری در میزان VO2max (739/0=p)، شاخص توده بدنی (24/0=p)، درصد چربی (493/0=p)، نسبت دورکمر به لگن (447/0=p) از پیش آزمون تا پس آزمون وجود ندارد.نتیجه گیری: نوع ژنوتیپ های UCP1 و PPARα بر عملکرد استقامتی و ترکیب بدنی زنان چاق پس از یک دوره تمرین استقامتی تاثیری ندارد.
۲۴.

بررسی تاثیر هشت هفته تمرین استقامتی بر میزان سرمی دی پپتیدیل پپتیداز-4، عملکرد استقامتی و برخی شاخص های تن سنجی در زنان چاق(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۷
زمینه و هدف: دی پپتیدیل پپتیداز-4، با بسیاری از بیماری های متابولیک مانند چاقی مرتبط است. هدف از انجام این پژوهش بررسی تاثیر هشت هفته تمرین استقامتی بر میزان سرمی دی پپتیدیل پپتیداز-4، عملکرد استقامتی و برخی شاخص های تن-سنجی در زنان چاق بود. مواد و روش ها: تعداد 23 زن چاق غیرفعال 30 تا 45 ساله با شاخص توده بدنی 37/5±5/30 بود که به صورت داوطلبانه و هدفمند در پژوهش شرکت کردند. آزمودنی ها به صورت تصادفی ساده به دو گروه تجربی (12 نفر) و کنترل (11 نفر) تقسیم شدند. ابتدا اندازه گیری های مرحله پیش آزمون مربوط به نمونه خونی، قد، وزن، شاخص توده بدنی، درصد چربی، اکسیژن مصرفی بیشینه و نسبت دور کمر به لگن آزمودنی ها انجام شد. سپس، آزمودنی های گروه تجربی هشت هفته تمرین استقامتی انجام دادند و اندازه گیری های مرحله پس آزمون ثبت شد. از آزمون تحلیل کواریانس چندمتغیره برای بررسی معناداری اختلاف موجود بین گروه ها استفاده شد. یافته ها: نتایج آزمون آماری t نشان داد که بین متغیرهای پژوهش در پیش آزمون تفاوت معناداری وجود ندارد (05/0<p). آزمون تحلیل کواریانس چندمتغیره نشان داد که میزان وزن (001/0=P)، شاخص توده بدنی (001/0=P)، درصدچربی (001/0=P) و دی پپتیدیل پپتیداز-4 (001/0=P) پس از پایان پژوهش در گروه تمرین در مقایسه با گروه کنترل کاهش و میزان اکسیژن مصرفی بیشینه (038/0=P) افزایش معناداری دارد. نتیجه گیری: هشت هفته تمرین استقامتی باعث کاهش میزان سرمی دی پپتیدیل پپتیداز-4 و بهبود ترکیب بدنی و عملکرد استقامتی در زنان چاق می شود؛ بنابراین پیشنهاد می شود که زنان چاق در جهت بهبود سلامت، ترکیب بدنی و افزایش ظرفیت استقامتی خود از این تمرینات استفاده کنند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان