گلناز مدرسی قوامی

گلناز مدرسی قوامی

مدرک تحصیلی: دانشیار زبان شناسی دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۲۴ مورد از کل ۲۴ مورد.
۲۱.

نظام‌های برچسب‌ گذاری نوایی: مقایسه نظام «نواخت ها و فاصله نماها: توبی» و «ضرباهنگ و زیرو بمی» در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۰ تعداد دانلود : ۱۷۰
پژوهش حاضر با هدف انتخاب نظام برچسب گذاری مناسب برای استفاده در پژوهش های ادراکی نوای گفتار، به بررسی ویژگی های نظام نواخت ها و فاصله نماها (توبی)، مشکلات آن و یکی از نظام های جایگزین آن پرداخته است. در این مسیر، کاستی هایِ توبی که با توجه به ماهیت و کاربردهای گسترده آن در زبان های مختلف مشخص شده اند جمع بندی و ارائه شده است. با مرور آن دسته از پژوهش های انجام شده درباره آهنگ گفتار فارسی که از نظام برچسب گذاری توبی و نظریه خودواحد-وزنی بهره گرفته اند به نظر می رسد مشکلات جهانی این نظام در تحلیل الگوی آهنگ زبان فارسی نیز مشاهده می شود. در ادامه نظریه خودواحد-وزنی تقویت شده و نظام برچسب گذاری بر مبنای آن (ضرباهنگ و زیروبمی: رَپ) معرفی شد. سپس برچسب های توبی ونظام ضرباهنگ و زیروبمی (رَپ) برای یک نمونه فارسی مقایسه و کارایی نظام برچسب گذاری ضرباهنگ و زیروبمی برای استفاده در پژوهش های ادراکی تأیید شد.
۲۲.

همخوان های کناری و خیشومی در زبان فارسی: رویکردی پیدایشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۱۶
برخی از واج ها در زبان های مختلف در طبقات طبیعی متفاوتی قرار می گیرند و بنابراین ارزش آنها  باید برای یک مشخصه ممیّز خاص از زبانی به زبان دیگر متفاوت باشد. از جمله این موارد می توان به ارزش مشخصه [±پیوسته] برای همخوان های کناری و  خیشومی اشاره کرد. این واج ها در برخی  زبان ها در طبقه [-پیوسته] و در برخی دیگر در طبقه [+پیوسته] قرار می گیرند و از چالش های مهم برای نظریه های مشخصه های ممیّز در واج شناسی زایشی محسوب می شوند که در آن ها ارزش مشخصه ها از پیش تعیین شده و ذاتی است. در واج شناسی پیدایشی، ارزش مشخصه ها اکتسابی و زبان ویژه است و براساس رفتار واج ها در هر زبان تعیین می شود. در مقاله حاضر تلاش شده است تا ارزش مشخصه ممیّز [±پیوسته] برای همخوان های کناری و  خیشومی در زبان فارسی براساس رفتار آنها در خوشه های همخوانی آغازین وام واژه ها و همچنین در خوشه های پایانی در مقایسه با دیگر زبان ها و گویش های ایرانی مشخص گردد. شواهد نشان می دهند که  همخوان های کناری و خیشومی در زبان فارسی در طبقه  [-پیوسته] قرار می گیرند و بر این اساس بیشتر به همخوان های انسدادی شبیه اند تا به واکه ها. در مقابل، به نظر می رسد این همخوان ها در برخی دیگر از زبان ها و گویش های ایرانی و به ویژه در خوشه های پایانی [+پیوسته] و بیشتر به واکه ها شبیه باشند. همین امر باعث شده است که در زبان فارسی در خوشه های همخوانی پایانی که عضو دوم آنها کناری یا خیشومی است برای اجتناب از نقض اصل توالی رسایی از راهکار واک رفتگی و در برخی دیگر از زبان ها و گویش های ایرانی  از راهکار درج واکه در این خوشه ها استفاده شود.
۲۳.

کمی سازی ریتم کلان در زبان فارسی: شواهدی از گونه های تهرانی و کرمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۴۴
پژوهش های گذشته در حوزه ریتم زبان فارسی و رده بندی نوایی بر ریتم خرد تمرکز کرده اند، حال آنکه ریتم خرد به تنهایی نمی تواند تفاوت های آشکار نوایی گونه های زبانی را توضیح دهد؛ به عنوان مثال دو گونه تهرانی و کرمانی را در یک رده (زبان های تکیه ای) قرار می دهد. در پژوهش حاضر، با استفاده از پارامتر ریتم کلان (جان، 2014) به بررسی تفاوت نوایی دو گونه فارسی و کرمانی پرداخته ایم و ریتم کلان را با استفاده از داده هایی از این دو گونه زبان فارسی کمی سازی کرده و قوت آن را با یکدیگر مقایسه کرده ایم. هدف این پژوهش معرفی روش کمی سازی ریتم کلان با استفاده از داده های زبان فارسی و طبقه بندی دو گونه تهرانی و کرمانی بر اساس قوت ریتم کلان است. به این منظور نمونه های آوایی از گویشوران دو گونه کرمانی و تهرانی را با استفاده از نرم افزار پرت (نسخه 6.2.12) تجزبه و تحلیل صوت شناختی کردیم و سه شاخص کمی ریتم کلان که عبارتند از شاخص تغییرپذیری ریتم کلان (MacR_Var)، شاخص بسامد تغییرات زیروبمی در یک گروه (MacR_Freq) و شاخص تغییرپذیری دوتایی هنجاریافته (nPVI ) را برای این نمونه ها محاسبه کردیم. مقدار این شاخص ها نشان می دهد که قوت ریتم کلان گونه کرمانی قوی تر از ریتم کلان گونه تهرانی است و کمّی سازی ریتم کلان، روشی مطمئن برای مطالعه رده شناسی نوایی زبان ها است.
۲۴.

نحوۀ نویسه گردانی اسامی خاص فلاسفه و حکمای یونانی به زبان عربی در متون دورۀ اسلامی از منظر زبان شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۱۷
با ورود آثار فلاسفه یونانی به جهان اسلام، اسامی و اصطلاحات ایشان در علوم مختلف تمدن اسلامی منعکس گردید. این فرایند با تغییراتی در تلفظ و ثبت اسامی خاص و اصطلاحات در زبان عربی همراه بود که در برخی موارد به تعدد و تنوع شکل های نگارشی این اسامی منجر شد. پژوهش حاضر با رویکردی زبان شناختی، به بررسی نحوه نویسه گردانی اسامی و اصطلاحات خاص یونانی در متون عربی دوره اسلامی می پردازد و نشان می دهد تغییرات تلفظی و نگارشی اسامی یونانی در زبان عربی ناشی از تفاوت مجموعه همخوان های انفجاری و سایشی بوده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که تغییرات در تلفظ و نگارش این اسامی عمدتاً ناشی از تفاوت های نظام آوایی زبان های یونانی و عربی، ویژگی های نظام نوشتاری عربی، ناآشنایی کاتبان با تلفظ اسامی یونانی و اشتباهات آنها در نگارش اسامی بوده است. گرچه وجود مشکلات خط عربی مانند عدم اعراب گذاری، نقطه دار بودن و دندانه دار بودن برخی از حروف و اشتباه کاتبان در ثبت برخی از اسامی باعث شده است تا در مواردی تشخیص نام اصلی معرّب شده در یونانی با دشواری همراه باشد، این پژوهش با بررسی نمونه های مختلفی از نام های خاص و اصطلاحات فلسفی، الگوهای مشخصی را در تعریب اسامی یونانی شناسایی کرده است. یافته های این پژوهش می تواند در مطالعات تاریخی، زبان شناسی تطبیقی و نسخه پژوهی به کار گرفته شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان