زبان پژوهی

زبان پژوهی

زبان پژوهی سال 17 زمستان 1404 شماره 57 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

بررسی مشخصه های اکوستیکی تکیه در کودکان مبتلا به اوتیسم در مقایسه با کودکان سالم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۴۹
اوتیسم یا درخودماندگی نوعی اختلال در روابط اجتماعی است که از علائم آن می توان به انجام رفتارهای کلیشه ای و تکراری و عدم توانایی در برقراری ارتباط و روابط اجتماعی اشاره کرد. مطالعه ی حاضر به بررسی آکوستیکی واکه ها در جایگاه تکیه بر و بدون تکیه در دختران و پسران فارسی زبان مبتلا به اوتیسم و سالم پرداخته است. بدین منظور یک جفت کمینه "تابش" انعکاس نور"و" تاب-ش" (تاب او) انتخاب شد و از 15 کودک مبتلا به اوتیسم و 15 کودک سالم (پنج دختر و ده پسر) خواسته شد تا این کلمات را دو دفعه تکرار کنند. داده ها توسط میکروفونshure ضبط شد. سپس برای هر کلمه یک شبکه متنی ساخته شد و مقدار متغیر های بسامد پایه، بسامد سازه اول و سازه دوم، شدت، دیرش واکه های [ɒ] و [e] توسط نرم افزار پرات اندازه گیری و با نرم افزار SPSS آنالیز شد. نتایج نشان داد که بیماری تاثیر معنی داری بر بسامد پایه و دیرش واکه های [ɒ, e] و بسامد سازه اول و بسامد سازه دوم و شدت واکه [e] دارد. علاوه بر این، جنسیت نیز تاثیر معنی داری بر بسامد دوم واکه [e] دارد. همچنین نتایج نشان داد تاثیر تکیه بر بسامد پایه واکه [e] و دیرش واکه [ɒ] معنی دار است.میانگین بسامد پایه واکه [e] و دیرش واکه [ɒ] در کودکان مبتلا به اوتیسم در جایگاه تکیه بر و بدون تکیه بیشتر از کودکان سالم است.بنابراین می توان گفت بسامد پایه و دیرش واکه ها تاثیر زیادی در تعیین جایگاه تکیه هم در کودکان مبتلا به اوتیسم و هم در کودکان سالم دارند.
۲.

تحلیل سبک گفتاری پرسش در اشعار آنا آخماتوا و فروغ فرخزاد بر اساس نظریه باختین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۶۰
این مقاله به بررسی سبک گفتاری پرسش در اشعار فروغ فرخزاد و آنا اخماتوا بر اساس چارچوب نظریه سبک گفتاری باختین می پردازد. پژوهش با رویکرد زبان شناسی اجتماعی و متن محوری، ساختار، کارکردها و نقش های ارتباطی صورت های پرسشی را در ابعاد گفتگویی و معنایی متون شعری تحلیل می کند. پرسش ها به سه نوع متمایز تقسیم می شوند: بلاغی/احساسی، تحقیقی/کاوشی، و تأکیدی/کنترلی که هر کدام هدف های مشخصی در تقویت بیان عاطفی، جستجوی معنای عمیق تر یا هدایت تعاملات گفتگومحور دارند. از نظر ساختاری، پرسش ها در آثار هر دو شاعر به دو دسته سوالات مستقیم و غیرمستقیم تقسیم شده اند که هر یک به شیوه ای متفاوت به گفتمان شعری کمک می کنند؛ سوالات مستقیم پاسخ روشن می طلبند و سوالات غیرمستقیم لایه های ابهامی و چندصدایی را ایجاد می کنند. پژوهش نشان می دهد پرسش ها علاوه بر نقش زبانی، بیانگر گفتگو های درونی، تنش های فرهنگی-اجتماعی و کشمکش های روانی قهرمان غنایی شعر هستند. این تعامل پویای چندصدایی و چندآوایی، فضای شعری را غنی کرده و گفت وگوهای تعاملی میان شاعر، مخاطب و عناصر ماورایی را تسهیل می کند. یافته های پژوهش حاضر تفاوت های فرهنگی و سبکی را برجسته می سازد: پرسش های آخماتوا گرایش به صراحت و نشان دادن تنش های تاریخی-اجتماعی دارند، در حالی که فرخزاد از بیان استعاری برای ایجاد دیالوگ های چندلایه بهره می برد. هر دو شاعر، پرسش را به عنوان عنصر بنیادین سبک گفتاری و بخش جدایی ناپذیر هویت شعری و ارتباط پویا با مخاطبان به کار می گیرند. این پژوهش اهمیت نظریه سبک گفتاری باختین را در تحلیل های ادبی و میان فرهنگی نشان داده و نقش آن را در معناپردازی، تعامل با مخاطب و ابعاد اجتماعی-روان شناختی شعر به تصویر می کشد.
۳.

کمی سازی ریتم کلان در زبان فارسی: شواهدی از گونه های تهرانی و کرمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۵۰
پژوهش های گذشته در حوزه ریتم زبان فارسی و رده بندی نوایی بر ریتم خرد تمرکز کرده اند، حال آنکه ریتم خرد به تنهایی نمی تواند تفاوت های آشکار نوایی گونه های زبانی را توضیح دهد؛ به عنوان مثال دو گونه تهرانی و کرمانی را در یک رده (زبان های تکیه ای) قرار می دهد. در پژوهش حاضر، با استفاده از پارامتر ریتم کلان (جان، 2014) به بررسی تفاوت نوایی دو گونه فارسی و کرمانی پرداخته ایم و ریتم کلان را با استفاده از داده هایی از این دو گونه زبان فارسی کمی سازی کرده و قوت آن را با یکدیگر مقایسه کرده ایم. هدف این پژوهش معرفی روش کمی سازی ریتم کلان با استفاده از داده های زبان فارسی و طبقه بندی دو گونه تهرانی و کرمانی بر اساس قوت ریتم کلان است. به این منظور نمونه های آوایی از گویشوران دو گونه کرمانی و تهرانی را با استفاده از نرم افزار پرت (نسخه 6.2.12) تجزبه و تحلیل صوت شناختی کردیم و سه شاخص کمی ریتم کلان که عبارتند از شاخص تغییرپذیری ریتم کلان (MacR_Var)، شاخص بسامد تغییرات زیروبمی در یک گروه (MacR_Freq) و شاخص تغییرپذیری دوتایی هنجاریافته (nPVI ) را برای این نمونه ها محاسبه کردیم. مقدار این شاخص ها نشان می دهد که قوت ریتم کلان گونه کرمانی قوی تر از ریتم کلان گونه تهرانی است و کمّی سازی ریتم کلان، روشی مطمئن برای مطالعه رده شناسی نوایی زبان ها است.
۴.

مفهوم سازی دوباره الگوی شپاپ برای اهداف ریاضی: بهینه سازی آموزش زبان فارسی دانشگاهی به دانشجویان خارجی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۵۴
تمرکز این پژوهش ارائه الگویی برای آموزش زبان فارسی نیمه تخصصی به داوطلبان رشته مهندسی است که به یادگیری زبان های نیمه تخصصی در دوره های پیشرفته زبان فارسی می پردازند. هدف اصلی این پژوهش افزایش درک مفاهیم ریاضی و بهبود مهارت زبان فارسی است. در این پژوهش اثربخشی الگوی شپاپ در آموزش زبان به زبان آموزان با زمینه ها و انگیزه های مختلف ارزیابی می شود. بدین منظور، الگوی شپاپ که بازنگریسته و دوباره مفهوم سازی شده بود، در سه جلسه آموزشی ریاضی در مرکز آموزش زبان فارسی دانشگاه بین المللی قزوین اجرا شد. از نظر پایایی و روایی ابزار ارزیابی اعتباری سنجی شد. برای گردآوری داده ها و نیز واکاوی آماری، ارزیابی یادگیری واژه ها پیش و پس از آزمون انجام شد. نتایج به دست آمده از 28 فارسی آموز غیرایرانی نشان دهنده تفاوت آماری معنا داری میان نمرات پیش آزمون و پس آزمون بود (05/0p< ). اجرای الگوی شپاپ بازنگریسته منجر به بهبود در استفاده دقیق از واژه ها در میان فارسی آموزان غیرایرانی شد. این یافته ها پیامدهای مهمی برای تقویت آموزش زبان نیمه تخصصی و دانشگاهی به غیرایرانیان داوطلب تحصیل در دانشگاه دارد. علاوه بر این، نتایج می تواند به عنوان یک راهنمای ارزشمند آموزشی برای مدرسانی باشد که ریاضیات و علوم دیگر را به زبان آموزان ایرانی آموزش می دهند. این مطالعه اثربخشی الگوی شپاپ بازنگریسته را در افزایش یادگیری یکپارچه زبان و محتوای دانش های گوناگون برجسته می کند.
۵.

بررسی تطبیقی اصطلاحات خویشاوندی چند زبان ایرانی باختری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۱۹۱
این مقاله پژوهشی است درباره اصطلاحات خویشاوندی چند زبان ایرانی باختری – کردی، هورامی، تالشی و تاتی از زیرشاخه ایرانیِ شمال باختری؛ و فارسی و لری از ایرانی جنوب باختری. هدف اصلی مقاله بررسی همانندی ها و ناهمانندی های اصطلاحات خویشاوندی این زبان ها است. به لحاظ روش شناختی این مقاله از گونه اسقرایی است، و به لحاظ روش از گونه توصیفی – تحلیلی و تبیینی. این پژوهش نشان می دهد که فاصله جغرافیایی و تأثیرپذیری از زبان های دیگر را می توان از عامل های اصلی ناهمانندی هایی دانست که در اصطلاحات خویشاوندی این شاخه از زبان های ایرانی دیده می شود. از سوی دیگر، در داه های شماری از گونه-های زبانی بررسی شده در این پژوهش، برای اشاره به شماری از رابطه های خویشاوندی، اصطلاحات بومی وجود دارد که در زبان فارسی، با واژه های برگرفته از زبان های ناایرانی جایگزین شده اند. از این رو، استدلال شده است که با بررسی تطبیقی این بخش از گنجینه واژگانی زبان های ایرانی، می توان اصطلاحات خویشاوندیِ اصلی زبان های ایرانی را بازیابی کرد. دگرگونی معنایی برخی از اصطلاحات خویشاوندی و کاربرد آنها درباره رابطه های خویشاوندی متفاوت، از دیگر نکته هایی است که بررسی تطبیقی اصطلاحات زبان های ایرانی باختری به ما نشان می دهد.
۶.

تحلیل گفتمانی انتقادی غیریت سازی در دادگاه خانواده ایران: مطالعه ای مبتنی بر جنسیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۵۳
پژوهش حاضر به بررسی پدیده "غیریت سازی" در گفتمان دادگاه خانواده می پردازد و نشان می دهد که چگونه زبان در شکل گیری ادراک و پویایی قدرت تاثیر می گذارد. این تحقیق با تکیه بر داده های جمع آوری شده از 26 پرونده دادگاه خانواده در شهرستان دورود، از چارچوب مربع ایدئولوژیک ون دایک (2003، 1995) برای بررسی راهبردهای زبانی و فرازبانی استفاده می کند که شرکت کنندگان برای ابراز تسلط، متقاعد کردن قضات، و به حاشیه راندن طرف های مخالف به کار می گیرند. این راهبردها با چهارچوب مربع ایدئولوژیک، که بر ساختار نظام مند برتری درون گروهی (خودی) و منفی گرایی برون گروهی (غیرخودی) تاکید دارد، نزدیک هستند. تأثیر متقابل بین عناصر زبانی و فرازبانی لایه بندی ایدئولوژیک در گفتمان دادگاه خانواده را نشان می دهد، جایی که راهبردهایی مانند قطع کلام و همپوشانی کلام نه تنها منعکس کننده باورهای شخصی هستند، بلکه ساختارهای قدرت و بازنمایی های جنسیتی را نیز تقویت می کنند. یافته ها نشان می دهد که هر دو مشارکان مرد و زن از راهبردهای غیریت سازی بر اساس دیدگاه های جنسیتی حود استفاده می کنند. زنان غالباً از طریق قطع کلام و ضمایر فاصله گذار مانند «او » بر تسلط خود تأکید می کنند، در حالی که مردان با استفاده از ضمایر شامل «ما» هویت های جمعی را پرورش می دهند. هر دو جنس از واژگان مثبت و منفی، ساخت های امری و سوگند برای تقویت ویژگی های مثبت خودی و تخفیف ویژگی های مثبت غیرخودی استفاده می کنند. این الگوها نشان می دهد که چگونه زبان به عنوان ابزاری برای تعیین جایگاه های ایدئولوژیک و تبادل قدرت در چارچوب های قانونی عمل می کند.
۷.

تاثیرات شفافیت معنایی در زبان فارسی: نقش عنصر وابسته در پردازش واژه های مرکب درون مرکز هسته پایان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۶۱
تأثیر شفافیت معنایی در پردازش واژه های پیچیده از لحاظ صرفی در طول چند دهه گذشته یک موضوع مهم مورد مطالعه بوده است. این مطالعه به بررسی پردازش واژه های مرکب درون مرکز هسته پایان در زبان فارسی می پردازد و نقش شفافیت معنایی را از طریق یک آزمایش آماده سازی نهفته بررسی می کند. این آزمایش شامل سه شرایط متمایز شفاف، تیره و تداخل خطی است. در این آزمایش، آماده سازها واژه های مرکب درون مرکز هسته پایان هستند و وابسته های این واژه های مرکب به عنوان سازه هدف برای تحلیل استفاده شده اند. نتایج نشان داده است که تأثیرات آماده سازی قابل توجهی برای هر دو شرایط شفاف و تیره وجود دارد و شفافیت معنایی به طور قابل توجهی بر پردازش واژه مرکب تأثیر می گذارد. در مقابل، هیچ تأثیر آماده سازی در شرایط تداخل خطی مشاهده نشده است و شفافیت پردازش را در زمینه واژه های مرکب درون مرکز هسته پایان در زبان فارسی تسهیل نمی کند. این یافته ها به طور قاطع نظریه تجزیه فروواژگانی خودکار و سریع را پشتیبانی می کنند. این مدل به ویژه در پردازش واژه های مرکب درون مرکز هسته پایان در زبان فارسی مستقل از شفافیت معنایی و ساختار عمل می کند. نتایج این مطالعه بر پردازش صرفی در زبان فارسی تأکید می کند، و نشان می دهد که حتی بدون شواهد شفافیت معنایی، تجزیه واژگانی واژه های پیچیده به سرعت و به طرز موثری در سطح فروواژگانی اتفاق می افتد. این مطالعه به درک عمیق تری از مکانیسم های پردازش واژه در زبان های با ساختارهای صرفی پیچیده کمک می کند.
۸.

تحلیل مقایسه ای راهبردهای بی ادبی در آثار طنز عبید زاکانی و دهخدا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۵۹
طنز در ادبیات فارسی، ابزاری برجسته برای نقد اجتماعی و سیاسی است که با بهره گیری از بی ادبی کلامی، نارسایی های فرهنگی و سیاسی را آشکار میسازد. هدف اصلی این مطالعه بررسی الگوهای راهبردهای بی ادبی در طنز فارسی از دوره ی کلاسیک تا عصر مشروطه در آثار عبید زاکانی (رساله ی دلگشا و موش و گربه) و علی اکبر دهخدا (چرند و پرند) میباشد. پژوهش حاضر با بکارگیری از نظریه ی بی ادبی کالپپر(1996، 2005، 2011) و با رویکرد ترکیبی کیفی و کمی به بررسی آثار انتخابی میپردازد. راهبردهای بی ادبی مانند (بی ادبی آشکار، مثبت، منفی، غیرمستقیم، و خودداری از ادب) استخراج و فراوانی آن ها تحلیل شد. یافته ها نشان داد که راهبردهای تحقیر و تمسخر در رساله دلگشا و موش و گربه و و بی ادبی غیر مستقیم در چرند و پرند دارای بیشترین فراوانی بوده اند. عبید زاکانی با تحقیر و تمسخر (36 مورد) نقد مستقیمی بر استبداد مغولان ارائه داد، درحالی که دهخدا با بی ادبی غیرمستقیم (157 مورد)، طعنه (70 مورد)، و بی ادبی تضمن دار (19 مورد)، رویکردی کنایه آمیز و عامه پسند را برای نقد استبداد قاجاری به کار گرفت. یافته ها نشان می دهند که طنز فارسی از به کارگیری راهبردهای مستقیم بی ادبی در دوره ی کلاسیک به سمت استفاده از راهبردهای غیرمستقیم تحول یافته است که نشان دهنده ی رویکردی محتاطانه تر برای تأثیرگذاری بر جنبش های اجتماعی، همراه با پرهیز از سرکوب است. این تحول، دگرگونی هویت طنزپرداز را از یک شورشی فردگرا به روشنفکری فرهنگ ساز که با کنایه تغییرات اجتماعی را آغاز می کند، به تصویر می کشد.

آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۵۶