هدف اصلی پژوهش حاضر، واکاوی مفهوم تعهد ورزشی و تعیین و تبیین عناصر شکل دهنده آن با بهره گیری از رویکرد اکتشافی نظریه زمینه ای[1] است.
11 ورزشکار خاص انتخابی مسابقات پارالمپیک و جهانی در رشته های ورزشی تیراندازی، دو و میدانی، شنا، فوتبال، بدمینتون و پینگ پنگ در مصاحبه هایی نیمه ساختار یافته بین 30 تا 60 دقیقه شرکت کردند. سپس، تمام مصاحبه ها کلمه به کلمه جهت استنتاج و آنالیز محتوا، رونوشت شدند.
کد گذاری باز، محوری و انتخابی، به صورت بندی مفهومی و شکل گیری طبقات انجامید. یافته ها نشان داد که سه عامل لذت حاصل از ورزش، کسب جایگاه و جبران ضعف، از مهم ترین عوامل ایجاد تعهد ورزشی است. شکل گیری طبقات جدید و حذف برخی از عوامل تأثیرگذار بر تعهد ورزشی که در پژوهش های پیشین مورد امعان نظر قرارگرفته بود، لزوم توجه به متغیرهای محیطی، فرهنگی و الگوی بومی را آشکار می سازد.
هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر استرس ادراک شده والدین در ایام قرنطینه ناشی از شیوع بیماری کووید-19 بر کیفیت خواب کودکان با نقش واسطه ای همدلی بود. این پژوهش با توجه به هدف کاربردی و از نظر روش یک مطالعه توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی والدین دانش آموزان 4 تا 6 ساله مراکز پیش دبستانی شهر شیراز در سال 1401 بود. حجم نمونه بر اساس مدل keline و با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای 343 انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات شامل پرسشنامه های استرس فرزندپروری بری و جونز ، اختلال خواب کودکان برونی و همکاران و بهره همدلی بارون-کوهن بود. تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزار آماری Lisrel و آزمون تحلیل مسیر انجام گرفت. این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. یافته ها نشان داد استرس ادراک شده والدین با مولفه های شناختی و عاطفی همدلی ناشی رابطه مستقیم منفی و معنی دار دارد (01/0 P <). بین مولفه های همدلی و کیفیت خواب رابطه مثبت و مستقیم وجود دارد. همدلی در رابطه بین استرس ادراک شده والدین و کیفیت خواب نقش میانجی دارد(01/0 P <). بر طبق یافته های این پژوهش کیفیت خواب کودکان به طور قابل توجهی تحت تاثیر استرس ادراک شده والدینی است. وجود ارتباط مثبت و نزدیک والدین از طریق همدلی با کودکان می تواند اثرات منفی استرس را کاهش دهد که نشان دهنده نقش خاص همدلی در مداخلات هدفمند برای خانواده ها درمواقع بحرانی است.
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف پیش بینی رضایت شغلی زنان شاغل بر اساس ادراک نابرابری جنسیتی و امنیت انجام شده است.
روش: روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری شامل زنان شاغل در بخش دولتی شهر شیراز بود. با روش نمونهگیری طبقهای 384 نفر در نهایت به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامههای رضایتشغلی فیلد و روث (1951)، پرسشنامه ادراک نابرابریجنسیتی یعقوبی و همکاران (1392) و پرسشنامه امنیت اجتماعی ابراهیمی و بنی فاطمه (1393) بود. با استفاده از همبستگی و رگرسیون گام به گام در نرم افزار spss24 دادهها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: نتایج بدست آمده نشان داد که بین ادراک امنیت و رضایت شغلی زنان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد، اما میان ادراک نابرابری جنسیتی و رضایت شغلی زنان رابطه منفی و معناداری وجود دارد (P<./0001). تحلیل رگرسیون نشان داد که امنیت27/0 در گام اول و ادراک نابرابری جنسیتی 34/0درصد از واریانس رضایت شغلی زنان را پیشبینی نمودند.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان میدهد که برای افزایش رضایت شغلی زنان، نیاز است تا سیاستها و اقدامات مؤثری برای کاهش نابرابری جنسیتی و افزایش ادراک امنیت در محیطهای کاری اتخاذ شود. این اقدامات میتواند، شامل ارائه آموزشهای لازم به مدیران و کارکنان، ایجاد سیاستهای حمایتی برای زنان و تضمین محیط کاری ایمن باشد.