۱.
تمرینات مقاومتی یکی از ارکان اصلی برنامه های آمادگی جسمانی ورزشکاران حرفه ای است که برای بهبود قدرت، استقامت عضلانی و عملکرد کلی طراحی شده اند. این تمرینات، به ویژه در شدت های بالا، پاسخ های فیزیولوژیکی متعددی از جمله فعال سازی محور هیپوتالاموس-هیپوفیز-آدرنال (HPA) و افزایش ترشح کورتیزول را به دنبال دارند. این مطالعه نقش تعدیل کننده خودتنظیمی عاطفی در پاسخ های کورتیزولی به تمرینات مقاومتی در ورزشکاران حرفه ای را بررسی می کند. خودتنظیمی عاطفی، به عنوان یک مهارت روان شناختی کلیدی، بر پاسخ های استرسی در فعالیت های بدنی با شدت بالا تأثیر می گذارد. در این پژوهش، 50 ورزشکار حرفه ای مرد (میانگین سنی: 25.8 ± 3.5 سال) در یک پروتکل تمرینی مقاومتی کنترل شده شرکت کردند. سطح کورتیزول قبل و بعد از تمرین از طریق نمونه های بزاقی اندازه گیری شد و خودتنظیمی عاطفی با استفاده از پرسشنامه تنظیم عاطفی (ERQ) ارزیابی گردید. نتایج نشان داد که ورزشکارانی با خودتنظیمی عاطفی بالاتر، افزایش کمتری در سطح کورتیزول پس از تمرین داشتند (p < 0.01). به ویژه، استراتژی بازسازی شناختی نسبت به سرکوب بیان، اثر تعدیل کننده قوی تری داشت (β = -0.45, p < 0.01). این یافته ها بر اهمیت ادغام مداخلات روان شناختی در برنامه های تمرینی برای بهبود ریکاوری و عملکرد ورزشکاران تأکید دارند.
۲.
مقدمه و اهداف هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه مثلث تاریک شخصیت با انعطاف پذیری شناختی با نقش تعدیل گری تخصص ورزشکاری در مردان است. مواد و روش ها پژوهش حاضر بر اساس هدف کاربردی و شیوه پژوهش از نوع همبستگی که در سه بخش کتابخانه ای)جمع آوری مبانی نظری) ، میدانی(پرسشنامه مثلث تاریک شخصیت SD3 پالهاوس و جانز) و آزمایشگاهی(نرم افزار کن تب ) انجام پذیرفت. جامعه آماری تحقیق 1900 نفر از مردان ورزشکار، رشته های بوکس و فوتبال ایران در رده سنی 19 تا 31 ساله بود. که بر اساس طبقه بندی سوان و همکاران (2015) در 5 طبقه دسته بندی شدند. حجم نمونه با نرم افزار G*Power و به روش نمونه گیری طبقه بندی 320 نفر تعیین و جهت انجام پژوهش از نرم افزارspss نسخه 18 و آیموس23 استفاده شد (p<0.05). یافته ها نتایج نشان داد 86 درصد تغییرات انعطاف پذیری شناختی(خطا) و 58 درصد تغییرات انعطاف پذیری شناختی مراحل با تغییر ابعاد مثلث تاریک شخصیت و تخصص حاصل می شود. سایکوپاتی بر تغییر (خطا) و (مراحل) تحت تعدیل گری تخصص ورزشی (465/0-، 917/0-= β) ، خودشیفتگی بر تغییر (مراحل) تحت تعدیل گری تخصص ورزشی (917/0= β) و ماکیاولیسم بر تغییر (خطا) تحت تعدیل گری تخصص ورزشی (274/0= β) رابطه معنا داری دارد (05/0p<) و مدل معادلات ساختاری (p=0.076>0.05)، (RMSEA=0.051<0.08)، (X2/DF=1.11<3) این موضوع را تایید و همه شاخصهای برازشAGFI,GFI, CFI , GFI بالای 9/0 گزارش شدند، که نشان از برازش مناسب مدل با داده ها بود. نتیجه گیری ورزش های هیجانی مانند فوتبال و بوکس، در حالی که فرصتی برای بروز و تقویت صفات “مثلث تاریک شخصیت” فراهم می کنند، با درک و مدیریت ویژگی های شخصیتی ورزشکاران و تاثیر آن ها بر انعطاف پذیری شناختی، می تواند به بهبود عملکرد این ورزشکاران کمک کند.
۳.
اهداف پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی های روان سنجی پرسشنامه استحکام روانی (MTQ-10) در نوجوانان فوتبالیست انجام شد. در این مطالعه، روایی سازه ای (شامل روایی همگرا و واگرا)، روایی همزمان، پایایی همسانی درونی و پایایی بازآزمایی این ابزار ارزیابی شد. مواد و روش ها این مطالعه از نوع توصیفی-همبستگی و مبتنی بر تحلیل روان سنجی ابزار بود. نمونه شامل ۲۸۵ نوجوان فوتبالیست پسر در رده سنی ۱۳ تا ۱۸ سال بود که به روش در دسترس انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه استحکام روانی ۱۰ سؤالی (MTQ-10) جمع آوری شد. تحلیل عاملی اکتشافی (EFA) برای بررسی ساختار عاملی ابزار و تحلیل عاملی تأییدی (CFA) برای آزمون برازش مدل مفهومی استفاده شد. شاخص های روایی همگرا و واگرا بررسی شدند و پایایی از طریق ضریب آلفای کرونباخ و ضریب همبستگی درون رده ای (ICC) سنجیده شد. یافته ها نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که پرسشنامه MTQ-10 از یک ساختار چهار عاملی برخوردار است که 01/54 % از واریانس کل را تبیین می کند. نتایج تحلیل عاملی تأییدی حاکی از برازش مطلوب مدل بود (978/0=CFI، 965/0=TLI و 7/0=RMSEA). روایی همگرا و واگرا تأیید شد و روایی همزمان نیز از طریق همبستگی پرسشنامه MTQ-10 با یک ابزار معتبر دیگر مورد تأیید قرار گرفت. پایایی همسانی درونی پرسشنامه با مقدار آلفای کرونباخ 812/0 و پایایی ترکیبی 842/0 تأیید شد. همچنین، پایایی بازآزمایی نشان داد که ضریب همبستگی درون رده ای برای کل مقیاس برابر 76/0 است که نشان دهنده ثبات مناسب ابزار در طول زمان است. نتیجه گیری این پژوهش نشان داد که پرسشنامه MTQ-10 دارای ویژگی های روان سنجی مناسب و پایایی قابل قبولی در جمعیت نوجوانان فوتبالیست است. این ابزار می تواند به عنوان یک مقیاس معتبر برای سنجش استحکام روانی در نوجوانان ورزشکار مورد استفاده قرار گیرد. یافته های این مطالعه می تواند به روان شناسان ورزشی و مربیان در طراحی برنامه های آموزشی و مداخلات روان شناختی جهت بهبود استحکام روانی در ورزشکاران نوجوان کمک کند.
۴.
هدف: هدف این پژوهش بررسی اثربخشی درمان هیجان مدار بر میزان آشفتگی شناختی دختران ورزشکار بود. روش پژوهش روش این مطالعه نیمه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون، پیگیری با گروه کنترل و با هدف کاربردی بود از بین ورزشکاران غرب کشور که در مقیاس آشفتگی شناختی ماسون (1994) نمره یک انحراف معیار بالاتر از میانگین را کسب کردند به روش هدفمند 40 آزمودنی انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. در این پژوهش برای سنجش آشفتگی شناختی ورزشکاران از پرسشنامه آشفتگی شناختی ماسون (2001) استفاده شد. تجزیه وتحلیل داده های پژوهش با استفاده از آمار توصیفی و همچنین آزمون شاپیروویلک برای بررسی نرمال بودن توزیع داده ها و آزمون تحلیل واریانس یک راهه با اندازه گیری تکراری و آزمون تعقیبی بنفرونی و با کمک نرم افزار آماری SPSS نسخه 23 و در سطح معنی دار 05/0> P انجام شد. یافته ها نتایج نشان دهنده تفاوت معنی دار از مرحله پیش آزمون تا پس آزمون در متغیر آشفتگی شناختی دختران ورزشکاران(03/0P=) و پایدار بودن این تغییر در مرحله پیگیری بود (987/0P=). نتیجه گیری بنابر نتایج کسب شده، می توان از این روش درمانی در بهبود و کنترل آشفتگی شناختی دختران ورزشکار استفاده کرد. چراکه این روش درمانی می تواند خطاهای شناختی ورزشکاران را کاهش و نتیجه آن پردازش اطلاعات بهتر و عملکرد مناسب تر است.
۵.
اهداف: هدف پژوهش حاضر، اثر تیپ های شخصیتی (A و (Bبر پیش بینی اضطراب رقابتی داوران لیگ های برتر فوتبال و فوتسال مردان و زنان ایران بود. روش ها: پژوهش از نظر ماهیت، کاربردی و بر اساس شیوه ی گردآوری داده ها توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری را 293 نفر از داوران لیگ های برتر فوتبال و فوتسال (مردان و زنان) تشکیل دادند. نمونه ها مطابق جدول مورگان، 211 نفر (با احتساب ضریب 8/0 افت نمونه) برآورد گردید. ابزار اصلی پژوهش دو پرسش نامه (52 گویه) بود که روایی صوری و محتوایی آن توسط 15 نفر از صاحب نظران تایید شد. از طریق آلفای کرونباخ، پایایی پرسشنامه های اضطراب حالتی-رقابتی 95/0 و تیپ شخصیتی 80/0 به دست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از رگرسیون خطی استفاده شد و سطح معنی داری (P ≥ 0.05) تعیین گردید. یافته ها: نتایج نشان داد که در فوتبال (32/0- =r) و فوتسال (39/0- =r) و همچنین در مردان (26/0- =r) و زنان (412/0- =r)، تاثیر تیپ های شخصیتی (A و (Bبر پیش بینی اضطراب رقابتی منفی و معنادار است. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که در هر دو رشته (فوتبال و فوتسال) و همچنین در مردان (ضعیف) و زنان (متوسط) تیپ های شخصیتی توان تبیین و پیش بینی اضطراب رقابتی را دارند، سایر نتایج نشان داد که در فوتبال و همچنین در بخش مردان، تیپ های شخصیتی توانایی متوسطی در پیش بینی اضطراب رقابتی دارند. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش، تیپ های شخصیتی (A و B ) توانایی پیش بینی اضطراب رقابتی در داوران لیگ-های برتر فوتبال و فوتسال ایران (زنان و مردان) را دارند.
۶.
هدف سواد بدنی به عنوان یک مفهوم محوری در تربیت بدنی، فعالیت بدنی و ترویج ورزش در سراسر جهان شناخته شده است. با وجود نقش کلیدی سواد بدنی در شکل دهی رفتارهای سالم و ترویج مشارکت مادام العمر در فعالیت های بدنی، فقدان ابزارهای معتبر سنجش برای جمعیت بزرگسال و سالمند، درک این سازه را با چالش مواجه ساخته است. این مطالعه با هدف روانسنجی نسخه فارسی مقیاس سواد بدنی ادراک شده برای بزرگسالان و سالمندان (PLAS) انجام شد. روش پژوهش پژوهش حاضر از نوع توصیفی-همبستگی بود. بدین منظور 358 زن و مرد بزرگسال و سالمند 18 تا 75 سال، نسخه فارسی مقیاس سواد بدنی ادراک شده بزرگسالان و سالمندان را تکمیل کردند. ابتدا با استفاده از روش باز ترجمه، صحت ترجمه نسخه فارسی پرسشنامه تأیید شد و در ادامه برای تعیین روایی سازه پرسشنامه از تحلیل عامل تأییدی مبتنی بر مدل یابی معادلات ساختاری و برای تعیین همسانی درونی از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. همچنین برای پایایی زمانی سؤالات، از همبستگی درون طبقه ای با روش آزمون- آزمون مجدد استفاده شد. یافته ها یافته ها نشان داد که شاخص های برازش مدل(شاخص نیکویی برازش و شاخص برازش تطبیقی) در سطح مطلوبی قرار دارند. پایایی زمانی و ضریب آلفای کرونباخ برای سواد بدنی و ابعاد آن بالاتر از 7/0 (حداقل مقدار قابل قبول) به دست آمد. نتیجه گیری نسخه فارسی مقیاس PLAS از روایی و پایایی مطلوبی برخوردار است و می تواند به عنوان ابزاری معتبر برای سنجش سواد بدنی ادراک شده در جمعیت بزرگسال و سالمند ایرانی مورد استفاده قرار گیرد.
۷.
هدف: هدف از این پژوهش تدوین مدل معادلات ساختاری سبک های دلبستگی با رضایت از زندگی از طریق میانجی گری سلامت جسمانی در بانوان شاغل استان قم بود. روش پژوهش: پژوهش حاضر از نظر روش گردآوری داده ها توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه زنان شاغل استان قم در سال 1404-1403 تشکیل دادند. حجم نمونه با استناد به فرمول کوکران تعداد 384 نفر می باشد. جهت انتخاب افراد نمونه نیز با توجه به ناهمگن بودن جامعه آماری بر اساس متغیر جنسیت از روش نمونه گیری در دسترس استفاده شد.برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه سبک های دل بستگی هازان و شیور(۱۹۸۷)، پرسشنامه رضایت از زندگی دینر، آمونس، لارسن و گریفن(1985) و پرسشنامه سلامت جسمانی لعلی زاده و همکاران(1391) استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد، سبک های دل بستگی اثر مستقیم و معنادار بر رضایت از زندگی دارد. سلامت جسمانی اثر مستقیم و معنادار بر رضایت از زندگی دارد. اثرغیر مستقیم متغیر سبک های دل بستگی با متغیر رضایت زندگی از طریق متغیر میانجی سلامت جسمانی 34/0 است. همچنین اثر میانجی سلامت جسمانی در رابطه بین سبک های دل بستگی با متغیر رضایت زندگی معنادار است. نتیجه گیری: سبک های دلبستگی به عنوان بازتابی از الگوهای عاطفی و رفتاری فرد در روابط بین فردی و روش های مقابله با استرس، تأثیر قابل توجهی بر سلامت روانی و جسمانی افراد دارند. بانوانی که سبک دلبستگی ایمن دارند، معمولاً با مهارت های مقابله ای مؤثرتر به مواجهه با چالش های محیطی و روانی می پردازند، استرس را بهتر کنترل می کنند و از سلامت جسمانی بهتری برخوردارند. این ارتقای سلامت جسمانی به نوبه خود نقش مهمی در افزایش رضایت کلی از زندگی ایفا می کند.
۸.
هدف: در حیطه روانشناسی ورزش، فراشناخت به عنوان دانش و نظارت بر فرآیندهای شناختی نقش تعیین کننده ای در عملکرد ورزشی دارد. پرسشنامه فرآیندهای فراشناختی در طول اجرا(MPPQ) توسط لاو و همکاران(2019) برای سنجش سه بعد هماهنگی شناختی، ارزیابی شناختی و کنترل افکار طراحی شده است. با این حال، با توجه به تأثیرپذیری سازه های روان شناختی از عوامل فرهنگی و نبود ابزار معتبر بومی برای سنجش این فرآیندها در ورزشکاران ایرانی، پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی پرسشنامه فرآیندهای فراشناختی در طول اجرا (MPPQ) در جامعه ورزشکاران ایرانی انجام شد. روش: این مطالعه از نوع توصیفی-همبستگی بود که بر روی 244 ورزشکار زن و مرد حرفه ای و نیمه حرفه ای استان تهران از رشته های ورزشی مختلف انجام گرفت. برای ترجمه پرسشنامه از پروژه بین المللی IQOLA استفاده شد. روایی پرسشنامه (محتوایی، سازه، همگرا، تشخیصی و پیش بین) و پایایی آن (همسانی درونی با آلفای کرونباخ و پایایی زمانی با ضریب همبستگی درون طبقه ای) مورد ارزیابی قرار گرفت. داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS-24 و Lisrel-8 تحلیل شدند. یافته ها: شاخص روایی محتوایی(CVR=0.81) و شاخص روایی محتوا (CVI>0.79) برای تمامی گویه ها مطلوب بود. تحلیل عاملی تأییدی، برازش مطلوب مدل سه عاملی اصلی (شامل هماهنگی شناختی، ارزیابی شناختی و کنترل افکار) را تأیید کرد (شاخص های برازش مانند CFI=0.97, RMSEA=0.045). همبستگی معنادار نمرات MPPQ با پرسشنامه های معیار (مانند MCQ، MAI، FFMQ ، CFS , OMSAT-3) روایی همگرا، تشخیصی و پیش بین را تأیید نمود. پایایی با ضریب آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه 0.89 و برای خرده مقیاس ها بین 0.77 تا 0.89 و پایایی زمانی با ضریب ICC بین 0.76 تا 0.89 به دست آمد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که نسخه فارسی پرسشنامه فرآیندهای فراشناختی در طول اجرا(MPPQ) از روایی و پایایی مطلوبی در جامعه ورزشکاران ایرانی برخوردار است و می تواند به عنوان ابزاری معتبر برای سنجش فرآیندهای فراشناختی در حین عملکرد ورزشی مورد استفاده محققان و متخصصان روانشناسی ورزش قرار گیرد.