ارائه مدل توسعه صادرات کالاهای صنعتی به بازار عراق با تأکید بر اقلام سرمایه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهداف : هدف اصلی این پژوهش، ارائه ی مدلی بازاریابی برای ورود به بازار عراق در حوزه ی کالاهای صنعتی با تأکید بر اقلام سرمایه ای است تا سیاست های صادراتی کشور و پیامدهای عملی آن ها را تسهیل کند. روش پژوهش: یک طرح کیفی با استفاده از نظریه زمینه ای گلیزری برای استخراج یک مدل خاص زمینه بر اساس تجربیات ذینفعان کلیدی درگیر در صادرات به عراق به کار گرفته شد. داده ها در بهار 2024 (1403 در تقویم فارسی) از طریق مصاحبه های نیمه ساختار یافته با 21 شرکت کننده هدفمند، شامل سیاست گذاران دولتی، صادرکنندگان صنعتی و کارشناسان دانشگاهی جمع آوری شد. مصاحبه ها 60 تا 90 دقیقه طول کشید، با رضایت ضبط صوتی شد و کلمه به کلمه رونویسی شد. یک پروتکل شش سؤالی، بحث ها را هدایت می کرد و از طریق بازخورد متخصصان اصلاح می شد. داده ها با استفاده از روش مقایسه ای مداوم گلیزر تجزیه و تحلیل شدند که منجر به 2983 روایت طبقه بندی شده در 226 مفهوم شد که متعاقباً در 19 زیرمولفه و شش مضمون اصلی گروه بندی شدند. روابط بین مضامین از طریق کدگذاری نظری با استفاده از نرم افزار MAXQDA شناسایی شد. دقت روش شناسی از طریق یادداشت های میدانی، بازاندیشی محقق، بررسی اعضا و پایایی بین کدگذاران (کاپا = 0.81) تضمین شد. یافته ها: تجزیه و تحلیل، توسعه صادرات (ED) را به عنوان پدیده مرکزی شناسایی کرد که حول سه بعد مرتبط ساختار یافته است: رشد صادرات، انطباق صادرات و ارزیابی صادرات. چهار مضمون اصلی بر توسعه صادرات تأثیر می گذارند: نقش دولت، نقش دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی، نقش صنعت و استراتژی ها و اقدامات صادراتی. دولت از طریق حمایت سیاسی، ساده سازی مقررات، اصلاحات مالی و تعامل بین المللی، محیطی توانمندساز را ایجاد می کند. دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی از طریق آموزش، تحقیقات کاربردی، انتقال فناوری و همکاری با صنعت، سرمایه انسانی را افزایش می دهند. شرکت های صنعتی از طریق قابلیت های مدیریتی، بسیج منابع، سرمایه گذاری در تحقیق و توسعه، انطباق محصول و اجرای بازاریابی، رقابت پذیری را تقویت می کنند. استراتژی های صادرات شامل نوآوری در بازاریابی، توسعه بازار و مکانیسم های تسهیل مانند خطوط اعتباری، نمایشگاه های تجاری، بیمه و کاهش بوروکراسی است. توسعه صادرات موفق، نتایج چندبعدی ایجاد می کند. مزایای بازاریابی شامل بهبود اعتبار بین المللی، استراتژی های اصلاح شده، روابط قوی تر با مشتری و برندسازی پیشرفته است. پیامدهای اقتصادی شامل ایجاد شغل، درآمد ارزی، درآمد پایدار، افزایش بهره وری و افزایش تاب آوری در برابر تحریم ها است. پیامدهای اجتماعی-فرهنگی شامل تقویت روابط دوجانبه، تبادل فرهنگی، تصویر ملی مثبت و گسترش سرمایه اجتماعی است. پیامدهای فناوری و منابع انسانی شامل پذیرش سریع تر فناوری، توسعه مهارت های نیروی کار و نوآوری داخلی است. مدل نظری، پیکربندی «مارپیچ سه گانه» را نشان می دهد که در آن دولت، دانشگاه ها و صنعت به صورت پویا با یکدیگر تعامل دارند و استراتژی ها واسطه رابطه بین ورودی ها و نتایج هستند. این چارچوب یکپارچه بر اهمیت تلاش های هماهنگ در حوزه های نهادی برای دستیابی به توسعه پایدار صادرات، به ویژه برای کالاهای سرمایه ای در بازارهای پیچیده ای مانند عراق، تأکید می کند. نتیجه گیری: این مطالعه اولین مدل بازاریابی مبتنی بر تجربه و متناسب با شرایط را برای ورود کالاهای سرمایه ای ایرانی به بازار عراق ارائه می دهد. این مدل با برجسته کردن وابستگی متقابل دولت، دانشگاه ها و صنعت، پیچیدگی های منحصر به فرد نهادی، فرهنگی و بازار عراق را مورد بررسی قرار می دهد و هم به لحاظ نظری و هم به لحاظ عملی، مشارکت می کند. الزامات استراتژیک شامل ساده سازی مقررات، ثبات نرخ ارز و دیپلماسی اقتصادی (دولت) است. آموزش تخصصی صادرات و تحقیق و توسعه مشترک (دانشگاه ها)؛ و بهبود کیفیت، سازگاری محلی، خدمات پس از فروش و حضور پایدار در بازار (صنعت). در مجموع، این اقدامات مزایای اقتصادی، بازاریابی، اجتماعی-فرهنگی و فناوری ایجاد می کنند. محدودیت ها ناشی از ماهیت کیفی و وابسته به زمینه مطالعه است و نشان می دهد که تحقیقات آینده باید مدل را به صورت کمی اعتبارسنجی کنند، کاربردپذیری آن را در بازارهای همسایه ارزیابی کنند و مطالعات طولی را برای ارزیابی اثربخشی بلندمدت انجام دهند.