علیرضا کوهکن

علیرضا کوهکن

مدرک تحصیلی: استادیار گروه روابط بین الملل دانشگاه علامه طباطبایی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۴۳ مورد از کل ۴۳ مورد.
۴۱.

منابع، اهداف و چالش های قدرت هوشمند در سیاست خارجی جمهوری خلق چین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۱۷
در عصر کنونی، از قدرت یابی چین به عنوان مهمترین چالش سیاسی اقتصادی ایالات متحده آمریکا یاد می شود که مستقیماً نظام بین الملل و ساختار آن را تحت شعاع خود قرار داده است. از سویی دیگر در نگاه افکار عمومی جهان، نوعی «چین هراسی» ترویج یافته که مانعی جدی در جهت پیشبرد اهداف سیاست خارجی چینی ها محسوب می شود. به موازات رشد سریع و پایدار اقتصاد چین، قدرت سخت آن کشور نیز به سرعت رشد می کند و همین امر بدبینی جهان بیرون را افزایش خواهد داد و محیط نامطلوبی را برای آن کشور رقم خواهد زد؛ محیطی که باید با بکارگیری قدرت نرم تلطیف شود. بنابراین کشور چین در راستای رشد و توسعه خود نیازمند راهبردی است که همزمان دو قدرت سخت و نرم را تجمیع کرده و در همراستایی آن ها به کنشگری در سیاست خارجی بپردازد. به زعم نگارندگان این نوشتار، قدرت هوشمند راهبردی مناسب در بازیگری و تقویت توسعه چین در مسیر سیاست خارجی می باشد. مقاله ی حاضر در پی تشریح و شناسایی قدرت هوشمند است و در این پژوهش تلاش می گردد تا بدین پرسش پاسخ داده شود که اهداف و چالش های چین در بهره گیری از قدرت هوشمند در سیاست خارجی کدامند؟ فرضیه آن بیان می دارد که هدف چین از قدرت هوشمند تحقق سیاست «همکاری در عین رقابت» و چالش های آن عبارت از تله بدهی، چین هراسی، کرونا، عدم جذابیت فرهنگ، ضعف در دیپلماسی عمومی، اختلاف با همسایگان و عدم تعادل میان رشد اقتصادی و نظامی است.
۴۲.

تحول اقتصاد سیاسی عربستان سعودی در زمان محمد بن سلمان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۶۵
دوران محمد بن سلمان در تاریخ معاصر عربستان سعودی، با تحولات چشمگیر سیاسی و اقتصادی همراه بوده است. تمرکزگرایی در ساختار قدرت، اتخاذ سیاست های تهاجمی در عرصه منطقه ای و بین المللی و اجرای اصلاحات داخلی، ویژگی های ممتاز این دوره محسوب می شود. این پژوهش با هدف آزمون میزان تداوم یا تحول الگوی کلاسیک دولت رانتیر در عربستان سعودی طی دوره اصلاحات محمد بن سلمان (۲۰۱۷-۲۰۲۴) انجام شده است. تحولات عربستان، هم در سطح داخلی (روابط نهادهای مذهبی، خاندان سلطنتی و جامعه) و هم در روابط خارجی عربستان تأثیرات عمیقی برجای گذاشته است. از سوی دیگر، سیاست های اقتصادی مبتنی بر کاهش وابستگی به نفت و جذب سرمایه گذاری خارجی، بازتعریف جایگاه عربستان در اقتصاد جهانی را هدف گرفته است. این پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش است که اصلاحات اقتصادی و سیاسی محمد بن سلمان چگونه ساختار اقتصاد سیاسی عربستان سعودی را در کوتاه مدت (۲۰۱۷-۲۰۲۴) و بلندمدت تحت تأثیر قرار داده است؟ این تحقیق با بهره گیری از نظریه دولت رانتیر و با روشی توصیفی - تحلیلی، با گرداوری و تحلیل داده های اقتصادی، بررسی اسناد،گزارش های معتبر بین المللی و منابع کتابخانه ای انجام شده است. یافته پژوهش مبتنی بر این امر است که تجربه عربستان در این دوره را می توان ذیل مفهوم رانتیسم اصلاح شده تحلیل کرد که در آن نمایش مدرنیزاسیون، همزمان با حفظ و تقویت هسته سخت اقتدار رانتیر پیش می رود. موفقیت بلندمدت این مدل در گرو حل تناقض ذاتی بین الزامات توسعه اقتصادی پایدار و ساختار سیاسی متمرکز و غیرپاسخگوست. اگرچه سیاست های تنوع بخشی اقتصادی در کوتاه مدت، موجب افزایش سرمایه گذاری خارجی و رونق بخش خصوصی شده است، با این حال، در بلندمدت، تمرکز قدرت سیاسی و تنش های منطقه ای ثبات این اصلاحات را تهدید می کند. به رغم دستاوردهای کوتاه مدت، موفقیت بلندمدت اصلاحات بن سلمان نیازمند تعدیل ساختار سیاسی، کاهش تنش های خارجی و تقویت نهادهای اقتصادی مستقل است.
۴۳.

تأثیر برنامه های تعدیل اقتصادی بر سیاست خارجی رژیم صهیونیستی (2010 -1970)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۵۴
رژیم صهیونیستی از بدو شکل گیری علاوه بر بحران های سیاسی فراگیر با بحران های اقتصادی متعددی نیز مواجه بوده است. تحت تأثیر چنین شرایطی حزب لیکود در دهه ۱۹۷۰ با شعار تعدیل ساختاری و آزادسازی اقتصادی توانست برای اولین بار حزب کارگر را شکست دهد. تحت تأثیر اقدامات حزب لیکود اقتصاد رژیم صهیونیستی در پایان دهه ۱۹۷۰ و به ویژه در دهه ۱۹۸۰ تحت یک سری تغییرات اساسی قرار گرفت که لوازم رشد اقتصادی چشمگیر این رژیم را در دهه های آتی فراهم ساخت. در این راستا آنچه در کنار رشد اقتصادی رژیم صهیونیستی جالب توجه است؛ هم زمانی آن با تحول در سیاست خارجی این رژیم است. در این راستا این پژوهش با روش کیفی و رویکرد تبیینی با کاربست نظریه نهادگرایی نئولیبرال سعی دارد به این پرسش اساسی بپردازد که اصلاحات انجام شده در چارچوب برنامه تعدیل اقتصادی در دهه های ۱۹۷۰ به بعد چه تأثیری بر تحول سیاست خارجی رژیم صهیونیستی داشته است؟ در پاسخ به این پرسش این فرضیه مطرح می شود که اتخاذ سیاست های تعدیل اقتصادی موجب اولویت یافتن اهداف و منافع اقتصادی در چارچوب سیاست خارجی توسعه گرا، تقویت و توسعه روابط با قدرت های بزرگ، تقویت منطقه گرایی، کاهش تنش های منطقه ای و توسعه دیپلماسی اقتصادی چندجانبه در سیاست خارجی رژیم صهیونیستی شده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان