ساجده اسماعیلی

ساجده اسماعیلی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲ مورد از کل ۲ مورد.
۱.

شناسایى شاخص هاى جمعیتى و اجتماعى مؤثر بر تخصیص مسکن حمایتى (مطالعه موردى: شهر نیشابور)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : 0
مقدمه : با وجود تلاش های دولت ها از دهه 20 شمسی تاکنون، مشکل کمبود مسکن ارزان قیمت همچنان وجود دارد. این مشکل نه تنها کمی بلکه کیفی راهم شامل می شود. مشکل نامناسب بودن مسکن در نیشابور نه فقط کمی است بلکه شامل عوامل کیفیت و دسترسی نیز می باشد. شاخص های اجتماعی-جمعیت شناختی نقش مهمی در تعیین مقرون به صرفه بودن و مناسب بودن مسکن دارند. بدون تجزیه و تحلیل جامع این شاخص ها، برنامه های مسکن در معرض خطر ناهماهنگی با نیازهای واقعی جمعیت است. هدف نهایی کشف الگوها و بینش هایی است که به توسعه استراتژی های مؤثرتر در مسکن حمایتی کمک کند و درک بهتری از تعامل ویژگی های اجتماعی-جمعیت شناختی و ثبات مسکن ارائه دهد. روش شناسی:  این پژوهش به تحلیل عمیق شاخص های جمعیتی و اجتماعی می پردازد. داده ها از منابع کتابخانه ای، اسنادی و مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 16 نفر از مسئولان حوزه مسکن حمایتی جمع آوری شده است. روش کیفی اصلی در پژوهش حاضر از روش تحلیل مضمون با رویکرد استقرایی استفاده شده است. کدگذاری به عنوان ابزاری در چارچوب تحلیل مضمون و برای استخراج مضامین پایه از داده های مصاحبه ها به کار رفته است. شیوه استخراج و کدگذاری داده ها با استفاده از روش کدگذاری ترکیبی در نرم افزار Maxqda انجام شده و شامل سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی است. یافته ها : کدها و فراوانی آن ها از 16 مصاحبه کننده نشان می دهد که شاخص «ازدواج» با 69 فراوانی، بالاترین تأکید را به خود اختصاص داده و پس از آن «مهاجرت» و «نیازمندان و فقرای شهری» با 55 و 53 تکرار قرار دارند. این نتایج بیانگر اولویت دهی مصاحبه شوندگان به این موضوعات در بررسی مسائل اجتماعی است، در حالی که شاخص هایی مانند «بی خانمانی» و «بعد خانوار» کمترین فراوانی را داشته اند. نتیجه گیری : سیاست های مسکن حمایتی در نیشابور به نیازهای واقعی جمعیت پاسخ نمی دهند. برنامه ها عمدتاً بر مبنای نیازهای عمومی طراحی شده اند و ویژگی های خاص گروه های آسیب پذیر مانند زنان سرپرست خانوار و سالمندان نادیده گرفته شده است. عدم توجه به ویژگی های فرهنگی و اجتماعی موجب شده که این سیاست ها نتوانند مشکلات اقتصادی این گروه ها را به طور کامل حل کنند و برخی اوقات حتی مشکلات مسکن و فقر را تشدید نمایند. 
۲.

اثربخشی درمان شناختی رفتاری بر اجتناب تجربی و ابراز هیجان زنان درگیر طلاق عاطفی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۸ تعداد دانلود : ۳۶۴
زمینه و هدف: یکی از مهم ترین آسیب های خانوادگی طلاق است که می تواند اثرات آسیب پذیری روی فرد و جامعه دارد. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان شناختی رفتاری بر اجتناب تجربی و ابراز هیجان زنان درگیر طلاق عاطفی بود. روش پژوهش: روش پژوهش حاضر از نوع این پژوهش از نوع مطالعه نیمه آزمایشی و با طرح پیش آزمون و پس آزمون همراه با گروه گواه با دوره پیگیری انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه زنان واجد شرایط طلاق عاطفی شهر تهران که به کلینک روانشناسی آتیه در سال 1401 مراجعه کرده اند، بود که از بین آن ها تعداد 30 نفر به صورت در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی انتخاب و در گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) جایگزین شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه تعارضات زناشویی براتی و ثنایی (1999)، پرسشنامه طلاق عاطفی گاتمن (2008)، پرسشنامه اجتناب تجربی بوند و همکاران (2007) و پرسشنامه ابراز هیجان کینگ و امونز (1990) در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری به دست آمده است. پروتکل درمان شناختی-رفتاری در 8 جلسه (یک جلسه در هفته) به مدت 90 دقیقه انجام شد. برای تحلیل نتایج از روش تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر و نرم افزار SPSS.22 استفاده شد. یافته ها: نتایج حاکی از آن بود که درمان شناختی-رفتاری در کاهش اجتناب تجربی و ابراز هیجان زنان درگیر طلاق عاطفی موثر بود و این تاثیر تا دوره پیگیری، ماندگار بود. نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت که درمان شناختی رفتاری بر اجتناب تجربی و ابراز هیجان زنان درگیر طلاق عاطفی موثر بود موثر است و می توان از این درمان در جهت کاهش مشکلات زنان درگیر طلاق عاطفی استفاده کرد.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان