مقایسه زبان و موسیقی از دیدگاه عصب- روان شناسی زبان
منبع:
پازند سال ۱۷ تابستان تا زمستان ۱۴۰۲ شماره ۶۳ و ۶۴ و ۶۵
107 - 132
حوزههای تخصصی:
در مقاله حاضر قصد بر آن است تا موسیقی و زبان به عنوان نظام های شناختی بررسی شود. مقایسه این دو نظام به لحاظ پیچیدگی های آن حائز اهمیت است و به شناخت چگونگی عملکرد مغز و ذهن کمک می کند. علاوه بر این، مطالعه مقایسه ای می تواند به عنوان نوعی آزمون جهت ارزیابی نظریه های مربوط به چگونگی عملکرد ذهن و در نهایت عملکرد مغز عمل کند و در نتیجه، به لحاظ کاربردی، به حل مسائل آموزش و درمان کمک نماید. در مقاله حاضر، ابتدا تعریف نظام های زبان و موسیقی ارائه، سپس دو نظام مذکور بر پایه ملاحظات روان شناختی و آنگاه بر اساس پایه های عصب شناختی مقایسه می شوند. در این بررسی، دو نظام زبان و موسیقی از نظر روان شناسی زبان به لحاظ پردازش (درک و یادگیری)، پدیده ادراک مقوله ای، مراحل فراگیری و رشد، پردازش اطلاعات، عملکرد حافظه، سطوح پردازش و نظام های نوشتاری بررسی و مقایسه می شوند. از نظر ملاحظات عصب شناختی نیز دو نظام با توجه به مسیرهای پردازشی عصب شناختی، مناطق پردازش و سازمان دهی در مغز و اختلالات مربوط به دو حوزه بررسی می شوند. نتایج این بررسی با در نظر گرفتن ملاحظات روان شناختی و عصب شناختی، نشانگر آن است که دو نظام دارای تفاوت ها و به ویژه شباهت هایی هستند که به لحاظ عملکرد کلی پردازشی و شناختی ذهن و همچنین، عملکرد عصب شناختی و سازمان دهی آن می تواند راه گشایی جهت روشن شدن مسائل مربوط به چگونگی عملکرد شناختی انسان باشد.