۱.
پس از فروپاشی هخامنشیان اگرچه خط میخی دیگر به کار نرفت اما زبان فارسی همچنان به حیات خود ادامه داد. این زبان که در ابتدا منحصر به قبایل پارسی در همان استان بود، درگذر زمان بر همه پهنه کشور ایران سایه افکند و در نهایت زبان رسمی کل کشور شد. در طول تاریخ اما برای به کتابت درآوردن زبان فارسی در هر دوره خطوطی به کار می رفت که توسط پارسیان ابداع شده بود. نخست می دانیم که پارسیان در عصر هخامنشیان خطی میخی را برای تحریر این زبان ابداع کردند، پس از آن یک بار دیگر نیز خطی برای نگارش زبان فارسی توسط پارسیان ابداع شد، که آن خط، تحتِ عنوان پارسیگ در هنگام روی کار آمدن ساسانیان پدیدار شد. اما تکلیف خطی که برای نگارش زبان فارسی در قرون بین فروپاشی هخامنشیان تا روی کار آمدن ساسانیان به کار می رفت به چه شکل بوده و نقش سکه ها در این میان به چه شکل می باشد؟ در واقع پس از فروپاشی هخامنشیان به ناچار خط دیوانی هخامنشیان یعنی آرامی برای به کتابت در آوردن زبان فارسی به کار گرفته شد تا اینکه نهایتاً ایرانیان خط آرامی را مناسب برای تحریر زبان فارسی ندیدند و این منجر بدان شد خط جدیدی که آن هم برای تحریر زبان فارسی باشد ابداع گردد.
۲.
از آغاز فعالیت صدا و سیما در ایران در کنار توجه به کاربرد صحیح زبان در رسانه، آموزش درست نویسی و درست گویی نیز مورد توجه برنامه سازان بوده است. سابقه تولید برنامه آموزشی زبان فارسی در رادیو به دهه چهل شمسی بازمی گردد. ساخت برنامه های مرتبط با آموزش زبان فارسی در رادیو و تلویزیون در مقاطع مختلف دچار افت وخیزهای فراوان بوده است. زمانی برنامک سازی رونق داشته و زمانی نیز کارهای نمایشی تولید شده است. این مقاله به کمک مطالعه کیفی با هدف بررسی وضعیت برنامه های آموزش زبان فارسی در صدا و سیما، نگاهی دارد به انواع برنامه سازی در حوزه آموزش زبان در شبکه های سراسری صدا و سیما. جامعه آماری پژوهش تمامی برنامه های زبان فارسی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران بین سال های ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۱ تشکیل می دهد. نمونه گیری به شکل هدفمند و حجم نمونه شامل سیزده برنامه بوده است. از هر برنامه دستکم سه قسمت بررسی شده است. نتایج پژوهش حاکی از نبود استمرار در تولید برنامه های موفق آموزش زبان فارسی است. مقطعی بودن، ویژگی مهم برنامه های بررسی شده بود. ازسوی دیگر، فقدان سیاست گذاری کلان در تولیدات این حوزه مشهود است. این امر موجب تولید برنامه های مشابه شده است.
۳.
یکی از مهم ترین گونه های ادبی که از ایران باستان، به ویژه از دوره میانه ادبیات ایرانی باقی مانده است، اندرزنامه ها است. تعداد زیاد اندرزنامه ها، که در زبان فارسی و عربی باقی مانده است، گواهی می دهد، این نوع از ادبیات در دوره باستانی و میانه ایران، رواج و مجبوبیت بسیار داشته است. شیوه نگارش اندرزنامه ها در زبان فارسی معمولاً از سبکی ساده و روان با جملاتی کوتاه و روشن پیروی می کند. پیشینه اندرزنامه نویسی در دوره باستانی و میانه ایران نیز همین شیوه و سبک را نشان می دهد. متن اندرزنامه های پهلوی معمولاً بیش از چند صفحه نیست و سبک آنها اغلب ساده و روان است. جملات کوتاه اندرزی، گاه به صورت جملات خبری و گاه مانند مینوی خرد، یادگار بزرگمهر و اندرز اوشنر دانا به صورت پرسش و پاسخ بیان شده اند. اندرزهای منسوب به انوشیروان در متون فارسی و عربی نیز اغلب همین گونه اند، یعنی با جملاتی کوتاه و با نثری ساده نوشته شده اند؛ اما همیشه نیز اینگونه نیست. گاهی اندرزنامه ها را با سبکی دشوار و نثری مسجع نوشته اند. در زبان فارسی بازنویسی اندرزها به شعر نیز بسیار رایج بوده که در مورد اندرزهای انوشیروان بجز شاهنامه می توان به پندنامه انوشیروان در دیوان ابن یمین اشاره کرد. هدف این پژوهش بررسی منابع اندرزی خسرو انوشیروان، تقسیم بندی و مقایسه آنها با یکدیگر است.
۴.
زبان بازتابی از ارزش ها، باورها و ساختارهای اجتماعی است و یکی از مهم ترین مصادیقش پدیده «تابوی زبانی» است. تابوی زبانی باعث می شود برخی واژه ها و اصطلاحات دارای صورت یا مفهوم ناخوشایند یا غیرمؤدبانه از زبان حذف شوند. پژوهش حاضر با هدف پاسخ به این پرسش شکل گرفته که فعل مرکب «زن کردن» و گونه های آن چرا و چگونه از رواج افتاده و در زبان فارسی و گویش های ایرانی نو تغییر کرده است. فعل مرکب «زن کردن»، به معنی «ازدواج با زن»، دوشادوش فعل «شوی/شوهر کردن» در فارسی میانه و فارسی نو استعمال می شده است. به تدریج، این عبارت با فعل های مرکب دیگری مانند «زن ستاندن» و «زن گرفتن» جایگزین شده است. فعل مرکب «زن کردن» در برخی گویش های ایرانی نو کماکان به کار می رود و در بسیاری از گویش های دیگر جایش را به صورت های موازی داده است. دلیل این حذف زبانی، وجود تابوی زبانی است؛ فعل «کردن» در زبان فارسی معنایی ثانویه (انجام رابطه جنسی از طرف جنس مذکر) گرفته است که کاربردش را در بسیاری از بافت ها محدود می کند. در این پژوهش، نخست سیر تطور این عبارت از فارسی میانه به فارسی نو و تخمین زمان حذف آن از فارسی پرداخته و سپس وضعیت این فعل در گویش های ایرانی نو بررسی شده است. روش گردآوری داده ها به صورت کتابخانه ای و شواهدی از «زن کردن» و گونه های آن از متون فارسی میانه، فارسی نو و گویش های ایرانی استخراج شده است. سپس نشان داده شده است که چرا و چگونه عملکرد تابوی زبانی باعث حذف یک همکرد پرکاربرد افعال مرکب، به دلیل تضمن معنای جنسی در همنشینی با واژه «زن»، شده است. در نهایت نیز پیشنهاد شده این فعل و گونه های آن در فرهنگ های جدید فارسی ثبت شوند و همچنین پیشنهادی برای تصحیح مواضعی از متون فارسی میانه داده شده است.
۵.
در مقاله حاضر قصد بر آن است تا موسیقی و زبان به عنوان نظام های شناختی بررسی شود. مقایسه این دو نظام به لحاظ پیچیدگی های آن حائز اهمیت است و به شناخت چگونگی عملکرد مغز و ذهن کمک می کند. علاوه بر این، مطالعه مقایسه ای می تواند به عنوان نوعی آزمون جهت ارزیابی نظریه های مربوط به چگونگی عملکرد ذهن و در نهایت عملکرد مغز عمل کند و در نتیجه، به لحاظ کاربردی، به حل مسائل آموزش و درمان کمک نماید. در مقاله حاضر، ابتدا تعریف نظام های زبان و موسیقی ارائه، سپس دو نظام مذکور بر پایه ملاحظات روان شناختی و آنگاه بر اساس پایه های عصب شناختی مقایسه می شوند. در این بررسی، دو نظام زبان و موسیقی از نظر روان شناسی زبان به لحاظ پردازش (درک و یادگیری)، پدیده ادراک مقوله ای، مراحل فراگیری و رشد، پردازش اطلاعات، عملکرد حافظه، سطوح پردازش و نظام های نوشتاری بررسی و مقایسه می شوند. از نظر ملاحظات عصب شناختی نیز دو نظام با توجه به مسیرهای پردازشی عصب شناختی، مناطق پردازش و سازمان دهی در مغز و اختلالات مربوط به دو حوزه بررسی می شوند. نتایج این بررسی با در نظر گرفتن ملاحظات روان شناختی و عصب شناختی، نشانگر آن است که دو نظام دارای تفاوت ها و به ویژه شباهت هایی هستند که به لحاظ عملکرد کلی پردازشی و شناختی ذهن و همچنین، عملکرد عصب شناختی و سازمان دهی آن می تواند راه گشایی جهت روشن شدن مسائل مربوط به چگونگی عملکرد شناختی انسان باشد.
۶.
هوش مصنوعی (AI) و زبان شناسی دو حوزه مجزا هستند که در سال های اخیر به طور فزاینده ای با یکدیگر تلاقی پیدا کرده اند، به ویژه در حوزه پردازش زبان طبیعی (NLP). هوش مصنوعی به زبان شناسی کمک می کند تا درک بهتری از زبان انسان به دست آید و ابزارهای قدرتمندی برای تحلیل زبان در اختیار محققان قرار گیرد. این دو حوزه به طور متقابل یکدیگر را تکمیل می کنند و با پیشرفت هوش مصنوعی، تأثیر آن بر زبان شناسی نیز بیشتر خواهد شد.