موانع همکاری های استراتژیک در سیاست خارجی ایران: تحلیلی از منظر کلان نظریه های روابط بین الملل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
127 - 158
حوزههای تخصصی:
جهانی شدن اقتصاد و ارتباطات بین المللی سبب شده است تا تأمین منافع ملی بیش از هر زمان دیگری درگرو بسط و تقویت همکاری های بین المللی باشد. این ضرورت در مورد کشورهایی همچون ایران که از موقعیت ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک ممتازی برخوردارند، بیشتر احساس می شود. پژوهش حاضر با ابتنای نظری بر تئوری های کلان روابط بین الملل و بازخوانی نحله های مفهومی رئالیسم، لیبرالیسم، سازه انگاری و انتقادی در پیِ تبیین تمهیدات مفهومی و نظری است که تکوین و تعمیق همکاری های استراتژیک جمهوری اسلامی ایران با سایر کشورها را در سطح بین المللی به تعویق انداخته اند. این مقاله با طرح این سؤال که موانع همکاری های استراتژیک در سیاست خارجی ایران چیست؟ با رویکردی نظری و روش تبیینی به این نتیجه رسیده است که فقدان افق های مشترک در بازنمایی تهدیدات امنیتی، گسست در زیرساخت های تعاملی اقتصادی، تفاوت و تعارض هویتی و ایدئولوژیک با دیگر بازیگران نظام بین الملل و سرشت گفتمان گریز و ساختارشکن سیاست خارجی ایران در قبال نظم مستقر موجبات شکل گیری نوعی انزوای ژئوپلیتیک مستمر و واگرایی راهبردی مزمن را فراهم آورده است. این وضعیت نه تنها ایران را از بسترهای همکاری در چهارچوب اتحادسازی کلاسیک و نهادینه دور نگاه داشته بلکه بازتولید نوعی خودبسندگی استراتژیک را به مثابه بدیلی برآمده از تاریخ مندی مقاومت در برابر منطق هژمونیک غرب تقویت کرده است. بدین ترتیب، سیاست خارجی ایران در منظومه ای از تعارضات ساختاری و مفهومی بازتعریف می شود که مسیر هرگونه همکاری راهبردی را در بستر نظم بین الملل معاصر با چالش های جدی مواجه ساخته است.