منوچهر شاهمرادی فرد

منوچهر شاهمرادی فرد

مدرک تحصیلی: کارشناس ارشد علوم اقتصادی و مربی پژوهشی مؤسسه پژوهش های برنامه ریزی، اقتصاد کشاورزی و توسعه روستایی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۳ مورد از کل ۳ مورد.
۱.

مطالعه آثار رفاهی سیاست یارانه صادراتی در ایران (مطالعه موردی: محصول خرما)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : 0
صادرات محصولات کشاورزی به متغیرهایی مانند قیمت های جهانی و داخلی، نرخ ارز، درآمدکشورهای واردکننده، کیفیت، استاندارد و سلامت محصول تولیدی وابسته است، اما کاهش نسبی هزینه تولید و کاهش ریسک های صادراتی آن نیز اهمیت بالایی دارد. اعطای یارانه صادراتی با تأثیر بر تابع عرضه صادرات، آثار مختلفی بر وضعیت رفاهی ذی نفعان بر جای می گذارد. یکی از محصولات عمده صادراتی بخش کشاورزی ایران، خرما است. این مطالعه با هدف تحلیل آثار رفاهی یارانه صادراتی محصول خرما با رهیافت پانل در دوره 2021-2011 انجام شد. نتایج نشان داد در تابع تقاضای واردات، مؤلفه های شاخص وزنی تولید ناخالص داخلی واقعی کشورهای واردکننده، مقدار تولید خرمای ایران با یک وقفه زمانی، نرخ ارز در کشورهای عمده واردکننده خرما از ایران، و سطح زیرکشت خرمای ایران، اثر مثبت و همچنین مؤلفه های قیمت واحد خرمای صادراتی ایران، و قیمت واحد صادرات جهانی خرما، اثر منفی و معنی داری بر واردات خرما از ایران توسط کشورهای واردکننده داشته است. برای تابع عرضه صادرات، مؤلفه های مقدار تولید خرمای ایران، مقدار صادرات خرمای جهان در دوره جاری و با یک وقفه زمانی، قیمت واحد صادراتی خرمای ایران، مقدار صادرات خرمای ایران با یک وقفه زمانی، و قیمت واحد صادراتی خرمای جهان، اثر مثبت و معنی داری بر صادرات خرمای ایران داشته است. اعطای یارانه صادراتی به خرما به میزان هفت درصد و ده درصد، مقدار صادرات خرمای کشور را به ترتیب 8/17 و 20 درصد افزایش می دهد. اعطای یارانه صادراتی به خرما، رفاه تولیدکنندگان یا صادرکنندگان را بیشتر از مصرف کنندگان متأثر می سازد. پیشنهاد می شود در هنگام اتخاذ این سیاست، هزینه دولت نیز مدنظر قرار گیرد.
۲.

تغییر جغرافیا و ساختار صنایع غذایی جهان و ارتقای جایگاه ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۹ تعداد دانلود : ۳۰۲
چگونگی توزیع و پراکندگی فعالیت های تولیدی و استقرار واحدها و بنگاه های صنعتی در مناطق مختلف به تصمیمات این واحدها برای مکان یابی بستگی دارد. از جمله عوامل مهم موثر بر این تصمیم گیری ها، ساختار بازار است. ساختار بازار یکی از مهم ترین ویژگی های هر صنعت برای تحلیل وصعین آن به شمار می رود. برای مطالعه ساختار بازار شاخص های مختلفی از جمله تمرکز، صرفه های مقیاس، ورود بنگاهها و تفاوت کالا وجود دارد. اما، در این رابطه تمرکز جغرافیایی به عنوان یکی از مولفه های ساختار بازار، نشانگر توزیع قدرت بازاری می باشد. هدف پژوهش، اندازه گیری تغییرات ساختار بازار و تمرکز جغرافیایی در صنعت غذای جهان و تحلیل عوامل موجد آن در کشورهای تولیدکننده اصلی با استفاده از شاخص های هرفیندال- هیرشمن (HHI) و الیسون-گلیسر (EGI) برای مقاطع سالانه 2005 و 2013 است. نتایج پژوهش نشان می دهد که بیش از نیمی از صنایع کارخانه ای (بر حسب طبقه بندی دو رقمی صنایع کارخانه ای) جهان تمرکز جغرافیایی به شدت بالایی دارند، این در حالی است که صنعت مواد غذایی با میزان تمرکز جغرافیایی 0.0088- و 0.099- به ترتیب در دو سال 2005 و 2013 دارای بالاترین پراکندگی جغرافیایی و کمترین میزان تمرکز جغرافیایی است. مولفه اصلی کلیدی، مزیت ها و امتیازهای طبیعی موجود در مناطق، دسترسی به مواد اولیه، هزینه حمل و نقل، و همچنین، آثار سرریزها و اثرات داخلی و خارجی تقاضا و دسترسی به بازار در بین واحدهای تولیدی صنایع از مهم ترین دلایل تعیین کننده و موجد تمرکز جغرافیایی در صنایع غذایی در مقیاس ملی و جهانی محسوب می شوند.
۳.

تبیین جایگاه واقعی بخش کشاورزی ایران در اقتصاد ملی با تمرکز بر ارزش افزوده کسب و کار کشاورزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۸۲ تعداد دانلود : ۷۰۹
محاسبه شاخص های کلان اقتصادی برای بخش کشاورزی در قالب سیستم حساب های ملی نمی تواند مبین جایگاه واقعی این بخش در اقتصاد ملی باشد. مطالعه حاضردر صدد برآورد جایگاه واقعی بخش کشاورزی ایران از طریق محاسبه آثار مستقیم و غیرمستقیم آن در اقتصاد ملی است. از داده های سری زمانی 93-1370 ایران برای برآورد و محاسبه شاخص های مورد نظر استفاده شد. نتایج این مطالعه نشان داد که گروه کشاورزی با توجه به سهم 7 درصدی در GDP و سهم وزنی رشد اقتصادی 68/2 درصدی در رشد اقتصادیِ 08/3 درصدی کل کشور در سال های 93-1370، بعد از گروه های صنایع و معادن و خدمات در رتبه سوم اهمیت از نظر اثرگذاری مستقیم بر اقتصاد ملی قرار دارد. اثر غیرمستقیم کشاورزی در اقتصاد ملی بر اساس ارزش افزوده فعالیت های پسین و پیشین کشاورزی، برابر 16 درصدGDP و بر اساس ارزش افزوده صنایع پسین مرتبط با کشاورزی، حدود 1/3 درصد از تولید ناخالص داخلی برآورد شد.مجموع سهم ارزش افزوده بخش کشاورزی ایران بر پایه قیمت های ثابت سال 1383 در سال های 93-1383 به صورت مستقیم و غیر مستقیم (اثر کل) حدود 5/22 درصد GDP کشور بوده است. با توجه به اهمیت جایگاه واقعی بخش کشاورزی در تدوین سیاست ها ی مرتبط با برنامه های توسعه کشور، پیشنهاد می شود که برآورد سالانه اشتغال، صادرات و ارزش افزوده کسب و کار کشاورزی، در حکم شاخص های اثرگذار غیرمستقیم کشاورزی در اقتصاد کشور از سوی سازمان های متولی آمار اقتصادی کشور به عنوان یک طرح آماری ملی مورد توجه قرار گیرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان