نقش واسطه ای دشواری تنظیم هیجان در رابطه بین خودشفقت ورزی با نشانه های وسواس فکری-عملی و نشخوار فکری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: وسواس فکری-عملی و نشخوار فکری سازه های روانشناختی متمایزی هستند که به نظر می رسد مکانیزم های زیربنایی مشترکی دارند و همبودی آن ها می تواند پیامدهای منفی قابل توجهی داشته باشد. هدف این پژوهش بررسی نقش واسطه ای دشواری تنظیم هیجان در رابطه بین خودشفقت ورزی با نشانه های وسواس فکری-عملی و نشخوار فکری بود. روش: طرح پژوهش توصیفی-همبستگی مبتنی بر تحلیل مسیر بود. جامعه آماری شامل دانشجویان مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد مجتمع ولیعصر دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب در سال تحصیلی 1401-1402بود. طبق نظر کلاین (2011)، حداقل حجم نمونه در مطالعاتی که از مدل یابی معادلات ساختاری استفاده کرده اند 200 مورد است. از این رو، به منظور افزایش تعمیم پذیری نتایج و با درنظرگرفتن احتمال ریزش آزمودنی ها، 335 دانشجو به شیوه نمونه گیری تصادفی از نوع خوشه ای چند مرحله ای برای شرکت در پژوهش انتخاب شدند. داده-ها با استفاده از سیاهه بازنگری شده وسواس فکری-عملی (فوآ و دیگران، 2002)، مقیاس پاسخ های نشخواری (نولن-هوکسما و مارو، 1991)، فرم کوتاه شده مقیاس دشواری های تنظیم هیجان (بیجوربرگ و دیگران، 2016) و مقیاس خودشفقت ورزی-فرم کوتاه (ریس، پامیر، نف و ون-گاچت، 2011) جمع آوری و با روش تحلیل مسیر تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد اثرهای مستقیم موجود در مدل به استثنای اثر خودشفقت ورزی، بر وسواس فکری-عملی معنادار بود. همچنین، اثر غیر مستقیم خودشفقت ورزی (از طریق دشواری تنظیم هیجان) بر نشخوار فکری و وسواس فکری-عملی به طور معناداری مشاهده شد. نتیجه گیری: بر اساس یافته های این پژوهش، می توان نتیجه گرفت خودشفقت ورزی پایین از طریق ایجاد مشکلاتی در تنظیم هیجان، می تواند در بروز یا تشدید نشانه های وسواس فکری- عملی و نشخوار فکری نقش داشته باشد.