ابراهیم رنجبر

ابراهیم رنجبر

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۴۴ مورد از کل ۴۴ مورد.
۴۱.

تحلیل غنایی داستان سلوک بر اساس نظریه ایلین بالدشویلر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۳ تعداد دانلود : ۲۶۳
پژوهش درباره رمان و داستان غنایی به عنوان زیرمجموعه ای از ادبیات غنایی، یکی از زمینه های مطالعاتی نوین در نقد داستان محسوب می شود که تاریخچه آن به دهه های اخیر بازمی-گردد. برای نخستین بار، ایلین بالدشویلر در مقاله ای در سال 1969 از عنوان داستان غنایی برای تعدادی از داستان هایی که واجد ویژگی های غنایی بودند، استفاده کرد؛ از آن پس، پژوهشگران برجسته ای چون رالف فریمن و جاناتان کالر، افق های دید این نوع مطالعه را گسترش دادند و بر غنای آن افزودند؛ در نتیجه امروزه معیارهای دقیق تر و علمی تری برای شناسایی و تحلیل آثار داستانی غنایی وجود دارد. نظریه بالدشویلر در اصل مختص به داستان کوتاه غنایی است؛ اما اصول و مولفه هایی که او ارائه کرده است، می تواند به رمان نیز تعمیم داده شود. نظریه وی، شامل تعدادی مصادیق اصلی و بدیع است: مانند «لحن شاعرانه»، «نمادپردازی» و «منحنی عاطفی»؛ همچنین وی، برخی آراء محققان پیش از خود را نیز اخذ کرده و آن را به عنوان یکی از مولفه های نظریه خود، گسترش داده است؛ مانند نظریه «هم پیوندی عینی» که در اصل، تی اس الیوت آن را در سال 1946 برای نخستین بار مطرح کرد. مقاله پیشِ رو، به دنبال بررسی و تحلیل داستان سلوک از محمود دولت آبادی برمبنای نظریه داستان غنایی بالدشویلر است. در مطالعه حاضر، این سوال مطرح است که وجود چه عناصر و مولفه هایی در این اثر باعث شده که یک رمان ِمدرنِ غنایی محسوب شود. نتایج حاکی از آن است که می توان سلوک را یکی از بهترین نمونه های رمان غنایی محسوب کرد؛ زیرا مهمترین ویژگی های داستان غنایی که در نظریه بالدشویلر مطرح شده، مانند نماد پردازی، لحن شاعرانه، منحنی عاطفی، هم پیوندی عینی، فرجام گشوده، پیرنگ نامتعارف، روایت غیر خطی، تنهایی و بیگانگی شخصیت ها، با کیفیت و کمیّت قابل ملاحظه در این اثر به کار رفته است.واژگان کلیدی: داستان غنایی ، سلوک ،محمود دولت آبادی، آیلین بالدشویلر
۴۲.

رساله درباره نور: بررسی دیدگاه رابرت گروستست درباره حقیقت نور در رساله De Luce(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۱۶۸
رابرت گروستست یکی از علمای بزرگ سده 12 و 13 در دانشگاه آکسفورد به شمار می رود. گروستست رساله ای نوشته با عنوان درباره نور و در آن رساله سعی کرده تبیینی از نور به دست بدهد که هم با نگاه علمی-فلسفی او و مساله خلقت در سفر پیدایش مناسبت داشته باشد. به همین سبب او در رساله درباره نور در بخش نخست درباره ماهیت نور سخن می گیرد و توضیح می دهد که از منظر فلسفه طبیعی چطور ممکن است نور موجد همه چیز باشد و چگونه نور می تواند از درون این جهان، و نه بیرون از آن، به آن فعلیت یا به تعبیری صورت ببخشد. او اذعان می کند که نور فی نفسه متکثر می شود و ماده را از درون ماده اتساع می بخشد و همین مبنایی می شود تا گروستست در بخش دوم رساله، تبیینی بدیع از مسئله خلقت به دست می دهد. در این مقاله سعی خواهیم کرد نخست پایه های فکری گروستست را بررسی کنیم و نشان بدهیم که او بر اساس کدام مبانی فلسفی چنین تفسیری از نور به دست می دهد و سپس به بررسی نظرات او در رساله درباره نور خواهیم پرداخت و در آخر نشان خواهیم داد که رویکرد او به نور می تواند موجب پیدایش فلسفه رنسانس شود.
۴۳.

حس آمیزی به مثابه استعاره مفهومی: بررسی الگوی حس آمیزی در شعر سهراب سپهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۵۷
مقاله حاضر نگاهی به پدیده حس آمیزی از دیدگاه نظریه استعاره مفهومی است و به تحلیل حس آمیزی های موجود در شعر سهراب سپهری پرداخته است. بعضی از پژوهشگران علوم شناختی، با پیش چشم داشتن سلسله مراتب حواس اولمان، حس آمیزی را گونه ای از استعاره مفهومی دانسته اند؛ همچنان که در ساخت استعاره مفهومی، یک حوزه مفهومی عینی بر یک حوزه مفهومی انتزاعی افکنده می شود تا آن را روشن سازد، در حس آمیزی نیز عناصر مربوط به حواس ضعیف تر به حیطه حواس قوی تر برده می شوند تا موجب درک بهتری از مفهوم شوند. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی کوشیده است از منظر متفاوتی به صنعت پرتکرار حس آمیزی در شعر سپهری نگاه کند و جسمانیت مستتر در ظاهر انتزاعی آثار او را نشان دهد. نتیجه حاصل از بررسی حدود 100 نمونه در اشعار سپهری، نشان می دهد که تقریباً تمام حس آمیزی های موجود در شعر او، استعاره هایی مفهومی هستند که از سلسله مراتب حواس اولمان تبعیت می کنند. به عبارت دیگر، سپهری همواره در حس آمیزی هایش مفهوم انتزاعی را به عینیت و تجسم نزدیک کرده است. این نکته نمایانگر آن است که شعر او برخلاف ظاهر انتزاعی، باطنی جسمیت یافته و کاملاً زمینی دارد.
۴۴.

تبیین فلسفی «ترس و لرز» ساعدی بر اساس معیارهای مدرنیستی رمان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۳۶
رمان ترس و لرز (1347 ش.) نوشته غلامحسین ساعدی یک اثر فلسفی روان شناختی است که در دوره رواج مدرنیسم در ایران نوشته شده است. در این رمان نشانه های مدرنیسم دیده می شوند. این رمان برای نشان دادن احوال روانی، اجتماعی و اقتصادی مناطق محروم ایران نوشته شده و مضمون اصلی آن جایگاه انسان محروم در دنیای مدرن است. از نظر ساعدی فقر علمی، اقتصادی و بهداشتی باعث ترس و اضطراب توده های فرودست مناطق محروم ایران شده بود. ترس باعث می شود که انسان از موهومات (موجودات خیالی) بترسد و جامعه از ترس فقر و گرسنگی به مرگ فرهنگی مبتلا شود. هدف این نوشته تبیین فلسفی اسباب و نتایج «ترس» از فقر و گرسنگی رمان ترس ولرز ساعدی است. در کنار آن کارکرد برخی از نشانه های مدرنیسم نیز تبیین شده اند. روش تحقیق تحلیلی توصیفی و گاهی استفاده از معیارهای تأویل است. نتایج تحقیق نشان می دهند که فقر، درماندگی در تامین نیازهای غریزی و ترس از گرسنگی و مرگ، باعث احساس حالتی می شود که از آن می توان به «فاصله» تعبیر کرد. در این رمان، ترس حالتی فلسفی روان شناختی است. برخی از انسان ها از ترس می میرند و آنان که از مرگ نجات می یابند، به آدمک هایی تبدیل می شوند که لایق داستان های طنز هستند لذا در این رمان شخصیت هایی هستند که در حد بدایت خلقت تجربه اجتماعی دارند و جهلشان خنده آور است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان