کیفیت تعلق دیه به اولیای مقتول اول در فرض قتل جانی مبتنی بر رویکرد نظری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوه نامه فقه و علوم اسلامی دوره ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۳
119 - 134
حوزههای تخصصی:
یکی از مهمترین ابهامات در دیه، مربوط به فرضی است که شخصی مرتکب قتل نفس انسان محقونالدمی میشود، اما این شخص، پیش از آنکه ولیدم بتواند حق خود را نسبت به قتل ارتکاب یافته اعمال کند، توسط فرد ثالثی به قتل میرسد. در چنین فرضی، انتقال حق دریافت دیه توسط ولیدم مقتول اول، هنگامیکه جانی اول اموالی، جهت استیفای دیه نداشته باشد، چگونه خواهد بود؟ این پژوهش که به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده و نشان میدهد، ولیدم مقتول اول با توجه به نظریه «انتقال حق بر قصاص و دیه» که مبتنی بر تعیین مجاری مختلف برای پرداخت دیه است، و نظریه «غصب نمودن حق اعمال قصاص و دیه» که مبتنی بر قاعده اتلاف قابلتبیین میباشد، و همچنین براساس نظریه «تقدم زمانی در استحقاق دیه» و نیز مبتنی بر ماده 452 ق.م.ا، در حق شخصی بودن دیه و با توجه دیدگاه آیتالله خامنهای بر ترکه بودن دیه، نسبت به دریافت دیه از ولیدم مقتول ثانی، اولویت دارد. نتیجه اینکه چنانچه ولیدم مقتول ثانی پیش از احقاق حق ولیدم مقتول اول بخواهد، جانی را قصاص کند، باید دیه را از اموال خود به ولیدم مقتول اول بپردازد و اگر بخواهد دیه از جانی دریافت نماید، آن را باید به ولیدم مقتول اول بپردازد؛ زیرا حق وی بر دریافت دیه عارضی محسوب میشود. بهویژه آنکه دیه دریافتی، ترکه جانی اول بوده و پرداخت دیون، مقدم بر حق وراث است.