مطالعه بینامتنی زبان قرآن و تأویل گرایی عرفانی در تفاسیر فریقین
حوزههای تخصصی:
زبان قرآن، با ویژگی های بلاغی و بینامتنی بی نظیر خود، بستری پویا برای تأویل عرفانی در تفاسیر شیعه و سنی فراهم کرده است، اما تفاوت های کلامی و روش شناختی میان این دو مکتب، چالش هایی را در فهم باطنی آیات پدید آورده است. این پژوهش، با هدف بررسی نقش پیوندهای بینامتنی و بلاغت قرآنی در غنای تأویلات عرفانی، به تحلیل تطبیقی تفاسیر برجسته فریقین می پردازد و این پرسش را مطرح می کند که چگونه این عناصر به تعمیق معانی در آیات و چه شباهت ها و تفاوت هایی در این رویکردها وجود دارد. با اتخاذ رویکردی کیفی و بهره گیری از روش تحلیل تطبیقی، این مطالعه تفاسیر معتبر شیعی مانند الصافی و المیزان و تفاسیر اهل تسنن نظیر الکشاف و مفاتیح الغیب را بررسی کرده و آیات کلیدی را تحلیل می کند. داده ها از طریق تحلیل محتوای متون تفسیری و روایات مرتبط جمع آوری و ارزیابی شده اند. یافته ها نشان می دهد که تأویل عرفانی در تفاسیر شیعی، با تکیه بر معارف اهل بیت و نقش واسطه گری امامان، به فهمی نظام مند و ولایی از آیات می رسد، چنان که آیه نور به تجلی ولایت در قلب مؤمن تأویل می شود. در مقابل، تفاسیر سنی، با تأکید بر شهود عرفانی و تحلیل بلاغی، معانی را به تجربه فردی عارفان پیوند می دهند، مانند تأویل آیه رحمن به فنا فی الله. روابط بینامتنی، با ایجاد شبکه های معنایی میان آیات، تأویلات را غنی تر کرده و بلاغت قرآنی، از طریق استعاره و کنایه، امکان کشف معانی چندلایه را فراهم می سازد.