مقدمه: هدف مطالعهی حاضر، مقایسهی سه سیستم تجدیدنظرشده (فعالساز رفتاری، بازداری رفتاری و جنگ/گریز/انجماد) نظریهی حساسیت به تقویت در بیماران وابسته به متآمفتامین با افراد بهنجار بود.
روشکار: این پژوهش علیمقایسهای در شش ماه اول سال 1390 انجام شد. جامعهی مورد مطالعه، مردان وابسته به متآمفتامین فاقد اختلال سایکوتیک همراه و یا اختلالات بارز محور دو شهر مشهد بودند. از این بین، تعداد 25 نفر به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند.
همچنین 25 نفر از بستگان نزدیک گروه وابسته به متآمفتامین که به لحاظ متغیرهای سن، جنسیت و تحصیلات با آنها همتا شده بودند به عنوان گروه بهنجار شرکت کردند. نمونهها با استفاده از مصاحبهی بالینی ساختاریافتهی راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی،پرسشنامهی اطلاعات جمعیتشناختی و پرسشنامهی 5 عاملی جکسون ارزیابی گردیدند. دادهها با آزمونهای کولموگروف-اسمیرنوف، مجذور خی و تی مستقل تحلیل شدند.
یافتهها:گروه وابسته به متآمفتامین نسبت به گروه بهنجار از حساسیت بیشتری در سیستمهای تجدیدنظرشدهی فعالسازی رفتار، بازداری رفتار، جنگ و انجماد برخوردار بودند (05/0>P) اما در سیستم تجدیدنظرشدهی گریز، تفاوت معناداری بین دو گروه دیده نشد (05/0<P).
نتیجهگیری: الگوی شخصیتی بیماران وابسته به متآمفتامین با افراد بهنجار متفاوت میباشد. این افراد از یک سو به دلیل حساسیت بالای سیستم بازداری رفتار و از سوی دیگر به دلیل حساسیت بالای سیستم فعالساز رفتاری، در شرایطی با احتمال تنبیه از قبیل مقایسه شدن در موقعیتهای اجتماعی و همچنین گرایش به تقویت و پاداش از حساسیت بالایی برخوردارند.
مقدمه: بر اساس پژوهش های صورت گرفته توسط انجمن جراحان پلاستیک، میزان اختلالات و آسیب های روانی در میان متقاضیان جراحی زیبایی بیشتر از افراد عادی است. مطالعه ی حاضر به منظور مقایسه ی نیمرخ آسیب شناسی روانی بین جمعیت عادی و متقاضیان جراحی پلاستیک انجام گرفت.
روش کار: در این مطالعه ی توصیفی مقطعی با روش نمونه گیری قضاوتی در زمستان 1388 نمونه ای با حجم 50 نفر از میان متقاضیان جراحی پلاستیک مراجعه کننده به چند کلینیک جراحی زیبایی شهر تهران انتخاب شدند که در دامنه ی سنی 18 تا 45 سال قرار داشتند و با 50 نفر از همراهان این افراد به عنوان گروه شاهد که از لحاظ برخی متغیرهای جمعیت شاختی با یکدیگر همتا شده بودند، مقایسه شدند. برای گردآوری داده ها از پرسش نامه ی 175 سئوالی چند محوری بالینی میلون (MCMI-III) استفاده شد. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس چند متغیره تحلیل شدند.
یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که جویندگان جراحی پلاستیک در مقیاس های افسرده، نمایشی، خودشیفته، وسواسی، خودآزار، مرزی و اسکیزوتایپال از میان شاخص های مربوط به الگوهای بالینی شخصیت نمرات بالاتری داشتند. هم چنین از میان شاخص های مربوط به نشانگان بالینی نیز در مقیاس های اضطراب، شبه جسمی، وابستگی به الکل، اختلال تفکر و افسردگی اساسی نمرات آنان بالاتر از جمعیت عادی بود (در سطح 05/0P<).
نتیجه گیری: متقاضیان جراحی های زیبایی تفاوت هایی در مقیاس های شخصیت و نشانگان بالینی با گروه شاهد داشتند که شاید آن ها را به سمت جراحی زیبایی سوق داده است. ارزیابی های روان شناختی در تعیین نیمرخ بالینی متقاضیان، شناسایی اختلالات شخصیت و روان پزشکی و ارجاع آن ها قبل از اجرای اعمال جراحی به روان درمانی، مفید و کمک کننده است.