محسن محمدی خیاره

محسن محمدی خیاره

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۲۶ مورد از کل ۲۶ مورد.
۲۱.

ارتباط بین توسعه مالی و کارآفرینی با تأکید بر کیفیت نهادی در کشورهای MENA(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۵ تعداد دانلود : ۲۶۹
هدف: یکی از موانع اصلی شکوفایی و توسعه فعالیت های کارآفرینی دسترسی محدود کارآفرینان به منابع مالی است و از طرفی بر نقش کیفیت نهادی در توسعه کارآفرینی تأکید شده است. روش: در این مطالعه، بررسی تأثیر توسعه مالی بر کارآفرینی با تأکید بر کیفیت نهادی برای 11 کشور منتخب منطقه MENA با استفاده از مدل گشتاورهای تعمیم یافته سیستمی (GMM) و مدل های پانل آستانه ای در دوره 2020-2007 موردبررسی قرارگرفته است. یافته ها: نتایج نشان داد توسعه مالی اندازه گیری شده با شاخص های مختلف، تأثیر مثبت و معناداری بر توسعه کارآفرینی دارد. نتایج همچنین نشان داد تأثیر توسعه مالی بر کارآفرینی تنها در حضور نهادهای سالم و بویژه کیفیت حکمرانی مناسب، ازنظر آماری معنادار است. درنهایت، نتایج بیانگر آن است که کشورهایی با سطوح نسبتاً پایین توسعه مالی، مانند منطقه MENA، بیشترین بهره را از بهبود حکمرانی خواهند برد. نتیجه گیری: با توجه به تأثیر کیفیت نهادی و توسعه مالی بر کارآفرینی، پیشنهاد سیاستی این مطالعه به سمت توسعه یک برنامه استراتژیک ملی باهدف بهبود توسعه مالی همراه با سیاست هایی با هدف بهبود سطح حکمرانی به منظور به حداکثر رساندن تأثیر توسعه مالی بر فعالیت های کارآفرینی است.
۲۲.

تاثیر پیچیدگی اقتصادی بر رشد اقتصادی کشورهای N-11 با استفاده از رویکرد Panel ARDL(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۸ تعداد دانلود : ۲۶۳
 پیچیدگی اقتصادی یک مفهوم نسبتا جدید است که در سال های اخیر برای ارائه معیاری جامع از ویژگی های تولید کشورها گسترش یافته است. پیچیدگی اقتصادی نه تنها ساختارهای تولیدی کشورها را توضیح می دهد، بلکه به بررسی تفاوت های درآمدی و رشد بین کشورها نیز کمک می کند. هدف مقاله حاضر، تکمیل ادبیات اخیر در مورد اثرات کلان اقتصادی پیچیدگی اقتصادی بر رشد اقتصادی برای نمونه کشورهای N-11 در دوره 2020-2000 و با استفاده از شاخص پیچیدگی اقتصادی توسعه یافته توسط هیدالگو و هاسمن (2009) است. آزمون های تشخیصی موید فرضیه های ناهمگونی ضرایب شیب و وابستگی مقطعی جملات اخلال است که برای این منظور از دو تخمین زن میانگین گروهی با اثرات همبسته مشترک پانل (CCEPMG) پسران (2006) و تخمین زن میانگین گروهی با اثرات همبسته مشترک (CCEMG) چودیک و پسران (2015) استفاده می شود. یافته ها نشان داده است که پیچیدگی اقتصادی یکی از عوامل مهم و کلیدی برای رشد اقتصادی در بلندمدت است. بااین حال، تاثیر پیچیدگی اقتصادی بر رشد اقتصادی در کوتاه مدت معنادار نشده است که بیانگر زمان بر بودن تاثیر تحولات ساختاری تولید بر رشد اقتصادی است. سایر متغیرهای کنترلی تحقیق شامل سرمایه انسانی، سرمایه گذاری، کیفیت نهادی و نرخ تورم نیز مورد تایید آماری قرارگرفته است. بر این اساس کشورها باید برای تولید کالاها و خدمات جدید بر استراتژی های بلندمدت تمرکز کنند و از اثر خنثی کوتاه مدت پیچیدگی اقتصادی بر رشد اقتصادی آگاه باشند.
۲۳.

بررسی نقش سواد مالی در کارآفرینی بخش کشاورزی: مطالعه موردی استان گلستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۶۱
این پژوهش با هدف تحلیل نقش سواد مالی کارآفرینانه در توسعه فعالیت های کشاورزی استان گلستان با بهره گیری از روش تحلیل مضمون انجام شد. داده ها و اطلاعات مورد نیاز تحقیق با رویکرد کیفی و از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۵ نفر از متخصصان دانشگاهی، کارشناسان مالی و کشاورزان کارآفرین در سال 1403-1402 گردآوری شد. یافته ها حاکی از آن است که شکاف های دانشی مالی شامل ضعف در تحلیل هزینه-فایده، مدیریت نقدینگی و پیش بینی ریسک های مالی منجر به تصمیم گیری های ناکارآمد در سرمایه گذاری و توسعه کسب و کار می شود. عوامل فرهنگی و بومی ازجمله نقش سنت های محلی نظیر همیاری خانوادگی و گرایش به اجتناب از ریسک های مالی خارج از چارچوب های شناخته شده نیز تأثیر بسزایی در رفتار مالی کشاورزان دارند. علاوه بر این، الگوی استفاده از ابزارهای مالی نشان داد که کشاورزان بیشتر به روش های سنتی تأمین مالی مانند وام های غیررسمی متکی هستند و علی رغم دسترسی به خدمات نوین بانکی، به آن ها بی اعتمادند. این سه مضمون در تعامل با یکدیگر چارچوبی یکپارچه را شکل می دهند که نشان می دهد سواد مالی کارآفرینانه تنها به دانش فنی محدود نمی شود، بلکه تحت تأثیر ابعاد فرهنگی، روانی و اجتماعی- اقتصادی نیز قرار دارد. به عنوان مثال، کشاورزانی که از شبکه های محلی برای تأمین سرمایه اولیه استفاده می کنند، اغلب در درک و بهره گیری از ابزارهای مالی پیچیده مانند بیمه محصولات کشاورزی دچار مشکل می شوند. مدل پیشنهادی بر ضرورت ترکیب آموزش های مالی استاندارد با سازوکارهای بومی تأکید دارد، به گونه ای که علاوه بر پوشش مفاهیم پایه ای مانند مدیریت بدهی، با ارزش های جمع گرایانه جوامع روستایی نیز همخوانی داشته باشد. این مطالعه در بعد نظری، بیانگر ضرورت بازتعریف سواد مالی در بخش کشاورزی به عنوان پدیده ای چندبعدی (فنی-فرهنگی-روانی) است. از منظر کاربردی نیز پیشنهاد می شود نهادهای مالی و سیاست گذاران با طراحی محصولات مالی ترکیبی- که وام های بانکی را با سازوکارهای همیاری محلی تلفیق می کنند- و همچنین کارگاه های آموزشی متناسب با نیازهای واقعی کشاورزان، به بهبود تاب آوری اقتصادی و پایداری کارآفرینی در مناطق روستایی کمک کنند.
۲۴.

مطالعه تأثیر متقابل رقابت پذیری و کارآفرینی در چهارچوب سیاست های کلی تشویق سرمایه گذاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۶۲
هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر متقابل رقابت پذیری و کارآفرینی با تأکید بر نقش رانت جویی منابع در کشورهای کارایی محور و نوآوری محور است. تحقیق از نظر هدف کاربردی، از جهت اجرا توصیفی – تحلیلی و از نوع تحقیقات علی - مقایسه ای است. داده های مربوط به مدل نیز از پایگاه داده شاخص های توسعه جهانی (WDI)، دیده بان جهانی کارآفرینی(GEM) و مجمع جهانی اقتصاد (WEF) استخراج شده است. به منظور تحلیل مقایسه ای چگونگی اثرگذاری رقابت پذیری وکارآفرینی بر یکدیگر دو گروه کشورهای کارایی محور و نوآوری محور بر حسب دسترسی و کیفیت به داده های کشورهای مدنظر در پایگاه های بین اللملی انتخاب شده اند. دوره زمانی داده های تحقیق2017-2009 انتخاب شده است. تخمین مدل ها با استفاده از نرم افزار اقتصادسنجی 8Eviews انجام شده و مطابق روش اقتصاد - سنجی گشتاورهای تعمیم یافته برای داده های ترکیبی پس از آزمون مانایی، تصریح مدل، انتخاب اثرات ثابت یا تصادفی و راستی آزمایی یافته ها، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. یافته های حاصل از تخمین مدل ها حاکی از اثرگذاری معنادار متغیر کارآفرینی بر رقابت پذیری در هر دو گروه کشورها را اثبات می کند همچنین در مدلی جداگانه جهت علیت متقابل یعنی تاثیر رقابت پذیری بر کارآفرینی به صورت معناداری برای هر دو گروه کشورها تایید می شود. تاثیر شاخص فرصت های رانت جویی در هر دو مدل مذکور بر رقابت پذیری و کارآفرینی در هر دو گروه کشورها به صورت معناداری با علامت منفی تایید می شود.
۲۵.

کارآفرینی، اکوسیستم کارآفرینی و بهره وری کل عوامل تولید: مقایسه کشورهای توسعه یافته و درحال توسعه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۹
عوامل سنتی اثرگذار بر TFP شامل عوامل تکنولوژیکی، سرمایه انسانی، توسعه مالی، تجارت و سرمایه گذاری مستقیم خارجی می باشند با این حال مبانی جدید بیانگر آن است عوامل مذکور در تبیین تفاوت سطوح بهره وری در کشورهای مختلف ناکافی است و در این راستا از کارآفرینی و اکوسیستم کارآفرینی به عنوان عامل مهم اثرگذار بر بهره وری کل عوامل تولید عنوان می شود. هدف اصلی این مطالعه بررسی تاثیر تعاملی کارآفرینی و اکوسیستم کارآفرینی بر بهره وری کل عوامل تولید با استفاده از رویکرد پانل پویا و برآوردگرGMM طی دوره 2007-2022 برای دو گروه کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه است. نتایج پژوهش نشان می دهد برای هر دو گروه از کشورها، کارآفرینی به تنهایی موجب ارتقای بهره وری نمی شود. با این حال اثر تعاملی کارآفرینی و اکوسیستم کارآفرینی تاثیر معناداری بر بهره وری کل عوامل تولید دارد و این تاثیر برای کشورهای توسعه یافته بیشتر بوده است. به عبارت دیگر در سطح کلان اقتصادی، تاثیر کارآفرینی بر TFP در فضای اکوسیستم کارآفرینی موضوعیت پیدا می کند و فعالیت کارآفرینان در اکوسیستم کارآفرینی مناسب باعث پیشرفت TFP می شود و با توجه به اینکه کشورهای توسعه یافته در قیاس با کشورهای در حال توسعه دارای اکوسیستم کارآفرینی قوی تری هستند، این اثر تعاملی بیشتر بوده است.
۲۶.

نقش فناوری های نوظهور هوش مصنوعی و زنجیره بلوکی در سازمان های واسطه ای تسهیل گر توسعه کارآفرینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۸
هدف این پژوهش، تحلیل عمیق و نظام مند نقش فناوری های نوظهور، به ویژه هوش مصنوعی و زنجیره بلوکی، در بازآفرینی کارکردهای سازمان های واسطه ای تسهیلگر کارآفرینی نظیر شتاب دهنده ها، مراکز رشد و پارک های علم و فناوری است. با دیجیتالی شدن فزاینده بوم سازگان های کارآفرینی، این سازمان ها با چالش ها و فرصت های جدیدی مواجه شده اند. این تحقیق با اتخاذ یک رویکرد کیفی و با استفاده از روش فراترکیب هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو (۲۰۰۷)، به سنتز یکپارچه منابع موجود می پردازد. خروجی اصلی این فراترکیب، شناسایی چهار مضمون سازمان دهنده کلیدی است: ۱) تقویت هوشمند کارکردهای سنتی؛ ۲) ظهور پارادایم دوگانه: واسطه زدایی و بازواسطه گری؛ ۳) توانمندسازی در بوم سازگان های آسیب پذیر؛ و ۴) حکمرانی الگوریتمی و معماری جدید اعتماد. یافته ها نشان می دهد که هوش مصنوعی، ذیل مضمون «تقویت هوشمند»، با افزایش دقت و کاهش سوگیری های انسانی، کارکردهایی نظیر غربالگری و شبکه سازی را بهینه می سازد. در مقابل، زنجیره بلوکی در چارچوب پارادایم «واسطه زدایی و بازواسطه گری»، با ارائه مکانیسم های نوین تأمین مالی و اعتمادسازی الگوریتمی، مدل های کسب وکار سنتی را به چالش می کشد. تحلیل ها همچنین نشان می دهد این فناوری ها، به ویژه در بافتار ایران، به عنوان ابزاری برای «توانمندسازی در شرایط آسیب پذیر» عمل کرده و راهکارهایی برای عبور از موانع نهادی ارائه می دهند. این مقاله استدلال می کند که موفقیت آتی سازمان های واسطه ای تسهیلگر کارآفرینی در ایران، در گروی تکامل نقش آن ها به «معماران بوم سازگان دیجیتال» و هم راستاسازی قابلیت های فناورانه با نیازهای بومی کارآفرینان است.هدف این پژوهش، تحلیل عمیق و نظام مند نقش فناوری های نوظهور، به ویژه هوش مصنوعی و زنجیره بلوکی، در بازآفرینی کارکردهای سازمان های واسطه ای تسهیلگر کارآفرینی نظیر شتاب دهنده ها، مراکز رشد و پارک های علم و فناوری است. با دیجیتالی شدن فزاینده بوم سازگان های کارآفرینی، این سازمان ها با چالش ها و فرصت های جدیدی مواجه شده اند. این تحقیق با اتخاذ یک رویکرد کیفی و با استفاده از روش فراترکیب هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو (۲۰۰۷)، به سنتز یکپارچه منابع موجود می پردازد. خروجی اصلی این فراترکیب، شناسایی چهار مضمون سازمان دهنده کلیدی است: ۱) تقویت هوشمند کارکردهای سنتی؛ ۲) ظهور پارادایم دوگانه: واسطه زدایی و بازواسطه گری؛ ۳) توانمندسازی در بوم سازگان های آسیب پذیر؛ و ۴) حکمرانی الگوریتمی و معماری جدید اعتماد. یافته ها نشان می دهد که هوش مصنوعی، ذیل مضمون «تقویت هوشمند»، با افزایش دقت و کاهش سوگیری های انسانی، کارکردهایی نظیر غربالگری و شبکه سازی را بهینه می سازد. در مقابل، زنجیره بلوکی در چارچوب پارادایم «واسطه زدایی و بازواسطه گری»، با ارائه مکانیسم های نوین تأمین مالی و اعتمادسازی الگوریتمی، مدل های کسب وکار سنتی را به چالش می کشد. تحلیل ها همچنین نشان می دهد این فناوری ها، به ویژه در بافتار ایران، به عنوان ابزاری برای «توانمندسازی در شرایط آسیب پذیر» عمل کرده و راهکارهایی برای عبور از موانع نهادی ارائه می دهند. این مقاله استدلال می کند که موفقیت آتی سازمان های واسطه ای تسهیلگر کارآفرینی در ایران، در گروی تکامل نقش آن ها به «معماران بوم سازگان دیجیتال» و هم راستاسازی قابلیت های فناورانه با نیازهای بومی کارآفرینان است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان