راضیه حجتی زاده

راضیه حجتی زاده

مدرک تحصیلی: استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی،دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۲۳ مورد از کل ۲۳ مورد.
۲۱.

بررسی اجمالی جلوه های شناخت و تربیت در عرفان اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۳ تعداد دانلود : ۲۴۴
جهان بینی و معرفت شناسی عرفانی که خود را در قالب نگاهی ژرف به ژرفنای دین می شناساند، همواره در تلاش برای ایجاد گفتمانی دو سویه با چشم اندازهای موجود بوده است تا از این مجری، بتواند مبانی و شالوده ها ی خود را در بستر فکر و فرهنگ ایرانی-اسلامی تکوین و تثبیت کند. در همین راستا، عرفان اسلامی در حین جهت دهی به تعاملات معرفت شناختی، هستی شناختی و جامعه شناسیک خود، در صدد برآمده است تا این همه را در قالب دو محور «تعلیم و آموزش» و «تربیت و پرورش» استمرار بخشد. برای آگاهی از چند و چون دستیابی عرفان اسلامی در نیل به این مقصود، مقاله حاضر بر آن است تا ضمن تاملی بر مفهوم تعلیم و تادیب و تفاوت میان این دو، روش های دستیابی به اهداف آموزشی و ابعاد آن را در قالب برنامه های عملی عرفان بررسی کند. به این منظور، ابتدا به نقش پیر یا مؤدب در شکوفایی ساحت ها ی فردی-اجتماعی سالک اشاره می شود و سپس، برای تعریف کلید واژه های تربیتی در عرفان اسلامی، دیدگاه های شناختی-اجتماعی در مبحث خودشناسی (معرفت النفس) و جایگاه خود در روانشناسی تربیتی صوفیانه تبیین و نقش زبان در هر یک از مراتب و گونه های تربیتی تشریح می گردد. در پایان این نوشتار به پرسش های ذیل پاسخ داده می شود: آیا تربیت عرفانی،  به غیر از ابعاد شناختی و فردی، قادر است به رشد و بالندگی اجتماعی و بینافردی انسان ها نیز نظری داشته باشد؟ و دوم این که ماهیت این نوع تعلیم، تا چه اندازه به ابزارهایی وابسته است که زمینه های مناسب برای تحقق اهداف چنین نظامی را فراهم می آورد.
۲۲.

Looking Awry at Language: A Brief Overview of Paradox from the Perspective of Cognitive Linguistics(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۹۶
The present study investigates paradox as a cognitive phenomenon within the framework of conceptual metaphor and metonymy, challenging its conventional classification as a rhetorical device. Focusing on Persian mystical literature, the research explores how paradox functions as a dynamic meaning-making mechanism in figurative language. The primary aim is to redefine paradox through cognitive linguistics, demonstrating its integration with metaphor (para-metaphor) and metonymy (para-metonymy) in restructuring perception. The study seeks to: 1) identify the cognitive models underlying paradox, 2) analyze its interaction with other conceptual processes, and 3) illustrate its role in non-linear thinking and knowledge organization. A descriptive-analytical approach is employed, with data purposively sampled from Persian literary texts. Theoretical frameworks include conceptual blending theory (Fauconnier & Turner, 2002) and Ruiz de Mendoza’s cognitive modeling, emphasizing high-level abstraction and mental space networks. Paradox emerges from metaphorical contradictions (e.g., "death is life") and metonymic expansions (e.g., "weeping with laughter"), resolving oppositions through conceptual blending. It operates as a matrix-like strategy, enabling reframing and emergent meanings. Persian mystical texts exemplify this capacity to transcend binary logic and evoke multilayered interpretations.
۲۳.

تحلیل روابط بیش متنیت در مناقب نامه های فارسی با تمرکز بر «دستور الجمهور» و «کتاب النور»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۳
پژوهش حاضر به تحلیل روابط بیش متنیت در مناقب نامه های فارسی، با تمرکز بر دو اثر دستورالجمهور و کتاب النور، به مثابه تک نگاری های زندگی بایزید بسطامی می پردازد. با استفاده از چارچوب نظری ژرار ژنت درباب ترامتنیت، به ویژه مفهوم «بیش متنیت»، انواع دگرگونی های کمّی (کاهش، افزایش، جایگزینی)، صوری (ترجمه، تراگونگی سبکی و وجهی) و معنایی (دگرگونی های دیژتیک، پراگماتیک و ارزشی) در بازنویسی این دو متن بررسی شده اند. یافته ها نشان می دهند که دستورالجمهور با تکنیک هایی مانند سرایت، گسترش سبکی- موضوعی و تراگونگی ارزشی، تصویری نسبتاً تغییر شکل یافته از بایزید ارائه می دهد که با گفتمان صوفیانه متأخرتر هم سوتر است. این تغییرات، ازجمله تأکید بر «محبت» به جای «فنا»، پافشاری بر مفهوم «ادب» و «سنت»، بازتفسیر شطحیات در راستای هم سو نشان دادن آن با گفتمان شریعت و برجسته سازی پیوندهای سلسله ای با تمرکز بر رابطه سرسپردگی به جای مفهوم حرمت، بازتابی از تحولات پارادایمی در تصوف قرن (8ق) و نیاز به مشروعیت بخشی به جریان های صوفیانه است. این پژوهش اهمیت تحلیل بینامتنی را در فهم بازنویسی های مناقب نامه ها به مثابه ابزارهای ایدئولوژیک و تاریخی برای نشان دادن تحولات گفتمانی برجسته می کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان