قصد و انگیزه فرزندآوری زنان با گرایش های سیاسی مختلف با تأکید بر سیاست های کلی جمعیت (مقاله علمی وزارت علوم)
درجه علمی: نشریه علمی (وزارت علوم)
آرشیو
چکیده
اهداف: باروری پایین یکی از مسائل مهم جمعیتی در ایران و بسیاری از کشورهای دنیا است. در سال های اخیر، علل و پیامدهای باروری پایین مورد توجه محققان بسیاری قرار گرفته است، اما بررسی تمایلات باروری در گروه های مختلف سیاسی کمتر مورد توجه بوده است. هدف این پژوهش، شناسایی قصد و انگیزه فرزندآوری زنان با گرایش های مختلف سیاسی است. روش تحقیق: این تحقیق با رویکرد کیفی انجام شد و با 21 زن متأهل در تهران از طریق نمونه گیری هدفمند مصاحبه عمیق صورت گرفت. تحلیل داده ها با تکنیک تحلیل مضمون انجام شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که زنان با گرایش انقلابی و ولایی تعداد فرزندان بیشتری داشته و قصد داشتند تا رسیدن به پنج فرزند فرزندآوری کنند. در مقابل، سایر زنان با توجه به شرایط اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشور، داشتن بیش از دو فرزند را غیرمنطقی ارزیابی می کردند. این پژوهش دو مدل تصمیم گیری فرزندآوری را معرفی کرد: «فرزندآوری برای خود و حاکمیت» که میان زنان ولایی و انقلابی غالب است و از عواملی چون دغدغه های ملی، پیروی از رهبری، دین مداری، و اعتماد نهادی به حاکمیت تأثیر می گیرد؛ و «فرزندآوری برای خود» که در میان زنان با سایر گرایش های سیاسی رایج است و تحت تأثیر هنجارهای دو فرزندی، ناامنی اقتصادی، و بی اعتمادی نهادی قرار دارد. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که سیاست گذاران می توانند با اتخاذ تدابیر مؤثر، افزایش امنیت اقتصادی و حمایت از مادران، به افزایش نرخ باروری کمک کنند.Fertility Intentions and Motivations of Women with Different Political Orientations Emphasizing the general policies of the population
Low fertility is a major demographic issue in Iran and many other countries worldwide. In recent years, numerous researchers have focused on the causes and consequences of low fertility, yet examining fertility intentions across different political groups has been relatively neglected. This study aims to explore the fertility intentions and motivations of women with varying political orientations. Utilizing a qualitative approach, in-depth interviews were conducted with 21 married women in Tehran, selected through purposive sampling. Thematic analysis was employed for data analysis. The results revealed that women with revolutionary and pro-leadership orientations tended to have more children, aiming for up to five. On the other hand, considering the country’s economic, social, and political conditions, other women found having more than two children unreasonable. The study introduced two models of fertility decision-making: "Childbearing for Self and the State," prevalent among revolutionary and pro-leadership women, influenced by national concerns, loyalty to leadership, religiosity, and institutional trust; and "Childbearing for Self," common among women with other political orientations, shaped by the two-child norm, economic insecurity, and institutional distrust. The findings suggest that policymakers can promote higher fertility rates by implementing effective strategies that enhance economic security and support mothers.