سلامت اجتماعی و اعتیاد

سلامت اجتماعی و اعتیاد

سلامت اجتماعی و اعتیاد سال پنجم پاییز 1397 شماره 19

مقالات

۱.

پیشگیری از سوءمصرف مواد: نقش بهزیستی معنوی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۵۲
سوءمصرف مواد را می توان پدیده ای زیستی، روانی، اجتماعی و معنوی در نظر گرفت. متأسفانه جوانان عصر حاضر ممکن است برای فرار از مشکلات فردی و اجتماعی به مصرف مواد روی آورند. سوءمصرف مواد از جمله مشکلات اجتماعی و سلامت عمومی است که بار قابل توجهی را به جامعه تحمیل می کند. وابستگی به مواد مخدر به بیکاری، جرم، مشکلات خانوادگی و انتقال بیماری منجر می شود. وابستگی به مواد اختلالی چند عاملی با سیری مزمن و عودکننده و قابل پیشگیری و درمان است. شناسایی عوامل مرتبط با سوءمصرف مواد امری ضروری و مهم است و به امر پیشگیری کمک می کند. بهزیستی به عنوان مفهومی چند بعدی، شامل ابعاد متعددی از جمله بعد معنوی است و با سوءمصرف مواد رابطه دارد. هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش بهزیستی معنوی در پیشگیری از سوءمصرف مواد بود. پژوهش حاضر از نوع مروری بود و به بررسی بهزیستی معنوی و ارتباط آن با سوءمصرف مواد پرداخته است. بهزیستی معنوی ترکیبی از عوامل مذهبی، اجتماعی و روانی است. بهزیستی معنوی باعث سازگاری شخص با وقایع فشارزای زندگی مانند بیماری های مزمن می شود و یکی از عوامل اصلی ارتقاء کیفیت زندگی به شمار می آید. مروری بر مبانی نظری و پژوهشی نشان می دهد که بین بهزیستی معنوی با گرایش به سوءمصرف مواد رابطه منفی وجود دارد. همچنین، بهزیستی معنوی از طریق تاثیر مستقیم و غیرمستقیم بر ابعاد روان شناختی فرد نقش مهمی در پیشگیری از سوءمصرف مواد دارد. بر این اساس می توان گفت برنامه ریزی جهت ارتقاء بهزیستی معنوی در نوجوانان و جوانان منجر به ارتقاء کیفیت زندگی و سلامت روان می شود و از این طریق از گرایش به سوءمصرف مواد جلوگیری می شود. در مجموع می توان گفت که عوامل معنوی در پیشگیری و درمان سوءمصرف مواد نقش بسیار مهمی را ایفا می کند و به عنوان یک عامل محافظت کننده به شمار می آید.
۲.

رابطه مولفه های هوش هیجانی و سبک های فرزندپروری با گرایش به سوءمصرف مواد در دانش آموزان

تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۶۱
هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه مولفه های هوش هیجانی و سبک های فرزندپروری با گرایش به سوءمصرف مواد در دانش آموزان بود. پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. نمونه پژوهش شامل 312 نفراز دانش آموزان متوسطه دوم ناحیه یک شهر زنجان بودند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه های سبک های فرزند پروری، هوش هیجانی و گرایش به اعتیاد استفاده شد. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون تحلیل شد. نتایج نشان داد که بین برخی از مؤلفه های هوش هیجانی با گرایش به سوءمصرف مواد رابطه منفی معنادار وجود دارد. سبک فرزندپروری استبدادی با گرایش به سوءمصرف مواد رابطه مثبت معناداری داشت و سبک فرزندپروری مقتدرانه به شکل منفی و معناداری با گرایش به سوءمصرف مواد مرتبط بود. نتایج حاکی از اهمیت و نقش سبک های فرزندپروری و مولفه های هوش هیجانی در گرایش به سوءمصرف مواد بود. بنابراین، برنامه های آموزشی مبتنی برمولفه های هوش هیجانی ومهارت های تربیتی برای والدین، می تواند رویکردی مناسب در پیشگیری از رفتار های پرخطر دانش آموزان به ویژه در گرایش به سوءمصرف مواد باشد.
۳.

اثربخشی آموزش تنظیم هیجان بر کاهش ولع مصرف در افراد وابسته به مواد

تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۶۵
سطح پایین تنظیم هیجان که ناشی از ناتوانی در مقابله مؤثر با هیجان ها و مدیریت آنهاست، در شروع و ولع مصرف مواد نقش دار د. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش تنظیم هیجان بر کاهش ولع مصرف در افراد وابسته به موادمخدر انجام شد . پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود . جامعه آماری پژوهش حاضر شامل همه افراد وابسته به مواد مراجعه کننده به کمپ های ترک اعتیاد شهرستان فامنین در سال 1394 بود. از میان این جامعه، 40 فرد وابسته به مواد با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و ب ه صورت تصادفی در گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. داده ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت . نتایج نشان داد که آموزش تنظیم هیجان می تواند ولع مصرف در افراد وابسته به مواد را کاهش دهد (0.001> p ) . دشواری در تنظیم هیجان یکی از مشکلات افراد وابسته به مواد مواد است و آموزش نحوه ابراز و مدیریت هیجانات می تواند در کاهش مشکلات این افراد مؤثر واقع شود .
۴.

مقایسه تحمل پریشانی و عواطف مثبت و منفی بین افراد وابسته به مواد و عادی

تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۴۹
هدف پژوهش حاضر مقایسه تحمل پریشانی و عواطف مثبت و منفی در افراد وابسته به مواد و عادی بود. این پژوهش یک مطالعه علّی – مقایسه ای بود. جامعه آماری این پژوهش شامل همه افراد وابسته به مواد مراجعه کننده به مرکز حرفه آموزی و کار درمانی شهر سمنان بود. همچنین، جامعه آماری افراد عادی شامل همراهان و بستگان افراد وابسته به مواد بودند. به منظور انتخاب نمونه، 80 نفر (40 نفر فرد عادی، 40 نفر فرد وابسته به مواد) به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و پرسش نامه تحمل پریشانی و مقیاس عواطف مثبت و منفی را تکمیل کردند. نتایج تحلیل واریانس چند متغیره نشان داد که بین افراد وابسته به مواد و عادی در مولفه های تحمل پریشانی و عواطف مثبت و منفی تفاوت معنی داری وجود دارد. بدین صورت که افراد وابسته به مواد در پرسش نامه تحمل پریشانی نمرات پایین تری در مقایسه با افراد عادی داشتند. همچنین افراد وابسته به مواد در مولفه عواطف منفی نمرات بالاتری نسبت به افراد عادی داشتند. در مجموع نتایج حاکی از آن بود که افراد وابسته به مواد دارای مشکلاتی در تنظیم هیجان هستند و از عواطف منفی رنج می برند. لذا این موضوع باید مورد توجه متخصصان وابستگی به مواد قرار گیرد.
۵.

اثربخشی مداخلات درمانی مثبت نگر بر افزایش امید در افراد وابسته به مواد

تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۵۰
هدف این پژوهش تعیین اثربخشی مداخلات درمانی مثبت نگر در افزایش امید در افراد وابسته به مواد بود. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل افراد وابسته به مواد در شهرستان ورامین بود. 60 فرد وابسته به مواد به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش به مدت یک ماه تحت آموزش 11 جلسه 60 دقیقه ای مداخلات بر اساس نوشته های اوهانلون و برتولینو(2012) قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه امید میلر استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس استفاده شد. نتایج نشان داد که نمرات امید پس از مداخله درمانی مثبت نگر در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل به طور معنی داری افزایش یافت. بر اساس یافته های این پژوهش، می توان گفت که مداخلات درمانی مثبت نگر بر افزایش امید در افراد وابسته به مواد تأثیر دارد. بنابراین، مداخلات درمانی مثبت نگر می تواند شیوه مناسبی برای بهبود امید در افراد وابسته به مواد باشد.
۶.

رابطه باورهای فراشناختی، نارسایی شناختی و تحمل ابهام با تنظیم شناختی هیجان در زنان وابسته به مواد

تعداد بازدید : ۱۵۰ تعداد دانلود : ۸۵
هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه باورهای فراشناختی، نارسایی شناختی و تحمل ابهام با تنظیم شناختی هیجان در زنان وابسته به مواد بود. پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل همه زنان وابسته به مواد در کمپ ترک اعتیاد و کلینیک های ترک اعتیاد شهرستان تبریز در سال 1396 بود. از این جامعه آماری تعداد 100 زن وابسته به مواد با استفاده از نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس نارسایی شناختی، پرسش نامه تحمل ابهام، پرسش نامه باورهای فراشناختی و پرسش نامه تنظیم شناختی هیجان استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون های همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه به روش همزمان تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که تحمل ابهام با راهبردهای سازگارانه تنظیم شناختی هیجان رابطه مثبت معنادار و با راهبردهای ناسازگارانه تنظیم شناختی هیجان رابطه منفی معناداری داشت. متغیرهای نارسایی های شناختی و باورهای فراشناختی رابطه منفی معناداری با راهبردهای سازگارنه تنظیم شناختی هیجان نشان دادند. نارسایی های شناختی و باورهای فراشناختی رابطه مثبت معناداری با راهبردهای ناسازگارانه تنظیم شناختی هیجان داشتند. نارسایی های شناختی (به طور منفی) و تحمل ابهام (به طور مثبت) به شکل معناداری راهبردهای سازگارانه تنظیم شناختی هیجان را پیش بینی کردند . تحمل ابهام راهبردهای ناسازگارانه تنظیم شناختی هیجان را به طور منفی و معناداری پیش بینی می کند . با توجه به این نتایج می توان گفت باورهای فراشناختی، نارسایی های شناختی و تحمل ابهام نقش مهمی در تنظیم هیجان دارند.
۷.

مقایسه عوامل مؤثر بر درمان افراد وابسته به مواد دارای عود، بدون عود و تحت درمان نگهدارنده با متادون

تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۷
هدف از پژوهش حاضر مقایسه عوامل مؤثر بر درمان پایدار در افراد وابسته به مواد دارای عود، بدون عود و تحت درمان نگهدارنده بود. پژوهش حاضر یک مطالعه علّی-مقایسه ای بود. تعداد 150 نفر به عنوان نمونه به شیوه در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسش نامه شخصیتی سرشت و منش کلونینجر و پرسش نامه محقق ساخته عوامل خانوادگی، عاطفی (خلقی)، محیطی، شغلی-مالی بود. نتایج نشان داد که بین سه گروه در رابطه با عوامل شغلی و مالی تفاوت معناداری وجود داشت، به طوری که میانگین نمرات عوامل شغلی-مالی در گروه درمان نگهدارنده با متادون بالاتر بود. همچنین سه گروه در رابطه با عامل شخصیتی آسیب پرهیزی و همکاری گروه با یکدیگر متفاوت بودند، به صورتی که میانگین نمرات همکاری در گروه بدون عود نسبت به دو گروه دیگر بالاتر بود و میانگین نمرات آسیب پرهیزی در گروه دارای عود در مقایسه با دو گروه دیگر بیشتر بود. بنابراین می توان گفت که حمایت های خانوادگی، پذیرش افراد وابسته به مواد به عنوان یک بیمار در خانواده، اعتمادکردن به آن ها و همچنین همکاری اعضا و مشارکت آن ها در برنامه درمان وابستگی به مواد می تواند در پیشگیری از عود نقش مهمی داشته باشد. علاوه بر این، با توجه به اینکه افراد دارای نمره آسیب پرهیزی بالا در معرض خطر بازگشت به مصرف مواد می باشند، لذا شناسایی این افراد و نظارت بیشتر بر عملکرد آن ها می تواند بر درمان پایدارتر موثر باشد و درنتیجه میزان آسیب های ناشی از وابستگی به مواد و عود در این افراد کاهش یابد. عوامل شغلی نیز در درمان پایدار نقش مهی دارند. بنابراین می توان گفت که داشتن شغل و مهارت های شغلی نیز در پایداری درمان وابستگی به مواد نقش دارند. لذا بر لزوم ایجاد فرصت های شغلی برای پیشگیری از عود تاکید می شود .

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۲۱