نسرین امیدوار

نسرین امیدوار

مدرک تحصیلی: استاد گروه تغذیه جامعه دانشکده تغذیه و صنایع غذایی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی
پست الکترونیکی: omidvar.nasrin@gmail.com

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۵ مورد از کل ۵ مورد.
۱.

غذا، جنسیت و قدرت: مطالعه ای اتنوگرافیک در میان عشایر لک لرستان

تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۷۹
غذا و تغذیه نقش پررنگی در حیات و شکل گیری خصیصه های فرهنگی انسان دارد. شرایط اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی می تواند دسترسی و کنترل مواد غذایی و برآورده شدن امیال و ذائقه ها در این رابطه را تحت تأثیر قرار دهد. به علاوه غذا و عمل خوردن به مانند یک نشانه معانی فرهنگی و چیزهای بسیاری را در مورد ما بازنمایی می کنند. جنسیت و قدرت در کنار مؤلفه های یاد شده از عوامل یا قیدوبندهای تأثیرگذار در نحوه تولید، توزیع و مصرف غذا است. این پژوهش به دنبال فهم چیستی و سهم جنسیت و قدرت در نظام غذایی عشایر است و اینکه چگونه از طریق نظام غذایی جنسیت و قدرت تکمیل و اعمال می گردد. جامعه مورد مطالعه این پژوهش، عشایر لک در استان لرستان هستند. بیان چیستی جنسیت و مراتب قدرت از طریق نظام غذایی برای زنان و مردان در زندگی عشایر و این که چگونه این دو مؤلفه مناسبات متفاوتی را با غذا و یکدیگر به دنبال دارد، هدف اصلی این مطالعه است. استراتژی پژوهشی مردم نگاری به عنوان شیوه ای برای درک معانی و جهان زندگی از نقطه نظر کنشگران برای نفوذ به تجربه زیسته عشایر و دستیابی به معانی مورد نظر به کار گرفته شده است. مصاحبه های مردم نگارانه و مشاهده مشارکتی تکنیک های به کار گرفته شده برای گردآوری داده های مورد نیاز است. نتایج نشان می دهد که جنسیت در تولید، توزیع و مصرف خوراک مؤلفه ای مهم است و به واسطه آن قدرت متفاوتی برای زنان در دسترسی و مصرف مواد غذایی به دنبال داشته است. غذا برای زنان به واسطه نزدیکی با مواد و منابع غذایی نماد مهمی است. به علاوه نظام غذایی در مراحل تولید، توزیع و مصرف عنصری مهم برای بیان ویژگی هایی که در فرهنگ به جنسیت اختصاص دارند، است. مردان و زنان هریک به طریقی از غذا برای به دست آوردن پایگاه اجتماعی، روابط دوستانه، قدرت و اعمال آن استفاده می کنند. غذا شیوه ای کارساز برای برساخت هویتی متمایز برای زن و مرد است. این هویت های متمایز جنسیتی دسترسی ها و روابط متفاوتی برای زن و مرد در ارتباط با غذا ایجاد نموده اند.
۲.

کما؛ پیوستاری از کاربرد و طرد: معنای فرهنگی یک تغذیه گیاهی در منطقه ششتمد سبزوار

تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۶۸
انسان شناسی به عنوان رشته ای که هدفش فهم انسان و جایگاه آن در نظم طبیعی امور است از سوی به امور که بدیهی می انگاریم توجه می کند و از سویی به اموری که برایمان مبهم است، توجه می کند. در این راستا این مقاله در حوزه انسان شناسی تغذیه با رویکردی مردم نگارانه و ملهم از رویکردهای مادی در تحلیل سیستم های فرهنگی به بررسی الگوها و شیوه های مصرف غذایی گیاه کما و باورهای فرهنگی مرتبط با آن در منطقه ای در جنوب سبزوار می پردازد. نتایج این بررسی حاکی از اهمیت قابل ملاحظه این گیاه مرتعی در بستر جوامع دامپرو منطقه مورد مطالعه است. به جهت اهمیت و کارکردی که این گیاه در چرخه حیاتی منطقه دارد، صورت بندی فرهنگی خاصی از آن در جامعه مورد مطالعه شکل یافته است. در این تصویر فرهنگی تلاش بر آن شده است با نوعی ساز و کار نامقدس ساز از این گیاه حفاظت گردد. در واقع به واسطه اهمیتی که گیاه کما در سطح محیطی و اقتصادی بافت دام پرور منطقه دارد، در سطح فرهنگی، در قالب یک برهم کنشی فرهنگی نوعی فرهنگ حفاظتگر درباره آن شکل یافته است. این فرهنگ حفاظت گر موجب تأثیراتی در حوزه اندیشه و عمل کنشگران منطقه در ارتباط با این گیاه شده است.
۳.

مطالعة قوم نگارانة غذاهای محلی در شهرستان فومن: پژوهشی در مردمشناسی غذا و تغذیه

کلید واژه ها: فرهنگ غذایی مردم شناسی غذا و تغذیه دست پخت شیوه های غذایی نظام غذایی سنتی و محلی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۳ تعداد دانلود : ۷۷۶
امروزه، جایگاه غذا در زندگی انسان از نیازی فیزیولوژیک فراتر رفته و ابعاد اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی یافته است. مردم شناسی غذا و تغذیه حوزه ای از پژوهش در مردم شناسی است که به بررسی ابعاد مختلف غذا در زندگی انسان می پردازد. مطالعة حاضر در چارچوب مردم شناسی غذا و تغذیه به بررسی فرهنگ غذایی اهالی شهرستان فومن (فومنات) پرداخته است. به این منظور، با استفاده از روش قوم نگاری نظام مند، تفسیری و چندمکانی فرهنگ غذایی شهرستان فومن توصیف، و رفتارها و آداب ورسوم مربوط به تغذیه در فصل های گرم سال بررسی شده و نتایج به صورت درون مایه ها یا مؤلفه های نظام غذایی سنتی استخراج و ارائه شده است. برخی درون مایه های به دست آمده عبارت اند از: اصلی ترین مواد به کاررفته در غذاهای محلی فومن، نمود زبانی غذا، سفره، کنارغذا، منشأ مواد غذایی، ظروف، هویت، آمیختگی فرهنگی، سلامتی، غذای مراسم .
۴.

مقایسه طرحواره های ناسازگار اولیه در افراد چاق مبتلا به اختلال پرخوری و فاقد اختلال پرخوری

کلید واژه ها: طرحواره های ناسازگار اختلال پرخوری چاقی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۳۴ تعداد دانلود : ۱۸۸۰
" مقدمه: هدف مطالعه حاضر مقایسه طرحواره­های ناسازگار در افراد چاق مبتلا به اختلال پرخوری و فاقد اختلال پرخوری بود. روش: این مطالعه در دو مرحله انجام شد. در مرحله اول، به­منظور شناسایی افراد چاق مبتلا به اختلال پرخوری و فاقد اختلال پرخوری، 151 نفر از افراد چاق مقیاس پرخوری را کامل کردند. در مرحله دوم، آزمودنی­هایی که در مرحله اول، در مقیاس پرخوری نمره بیشتر از 17 کسب کرده بودند، به­عنوان افراد چاق مبتلا به اختلال پرخوری انتخاب شدند (30=n). افرادی که نمره آنها در مقیاس پرخوری 6 یا کمتر از 6 بود، به­عنوان افراد چاق فاقد اختلال پرخوری انتخاب شدند (30=n). این دو گروه پرسش­نامه طرحواره یانگ را کامل کردند. به­منظور اجتناب از تاثیر متغیرهای مزاحم، دو گروه براساس سن و جنس همتا شدند.یافته­ها: افراد چاق مبتلا به اختلال پرخوری در مقایسه با افراد چاق فاقد اختلال پرخوری در طرحواره­های رهاشدگی/بی­ثباتی، محرومیت هیجانی و خویشتن­داری و خودانضباطی ناکافی به­طور معنی­داری نمرات بیشتری کسب کردند. نتیجه­گیری: طرحواره­های رهاشدگی/بی­ثباتی، محرومیت هیجانی و خویشتن­داری و خودانضباطی ناکافی نقش مهمی در شناخت تفاوت­های بین افراد چاق مبتلا به اختلال پرخوری و فاقد اختلال پرخوری بازی می­کنند."
۵.

رفتارهای خانواده و رابطه آن با الگوی مصرف میوه و سبزی در نوجوانان دختر شهر تهران

کلید واژه ها: تهران خانواده نوجوانان دختر اقتصادی- اجتماعی میوه و سبزی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲۷ تعداد دانلود : ۵۷۲
خانواده از مهم ترین نهادهای اجتماعی موثر در شکل دادن الگوی غذایی، به ویژه در دوران کودکی و نوجوانی محسوب می شود. هدف مطالعه حاضر ارزیابی دریافت میوه و سبزی در بین نوجوانان دختر دبیرستانی، در سه منطقه اقتصادی - اجتماعی شهر تهران و تعیین ارتباط آن با متغیرهای جمعیتی، دسترسی به میوه و سبزی در خانه، تاثیر خانواده، الگوبرداری و خود بسندگی برگرفته از نظریه شناختی - اجتماعی است. مطالعه به صورت چند مرحله ای از 503 دختر دانش آموز (14 تا 18 ساله) 17 دبیرستان دولتی در سه منطقه و با استفاده از یک پرسشنامه خود اجرا، شامل سه بخش: 1) بسامد خوراک 78 قلمی، 2) ارزیابی عوامل خانوادگی و 3) ارزیابی ویژگی های جمعیتی نوجوانان انجام شد. بر اساس یافته ها، در بین نمونه ها %72 کمتر از 5 واحد سبزی و میوه توصیه شده را مصرف می کردند. دریافت میوه ها با ساختار خانواده، دسترسی به این مواد در خانه و تشویق والدین و مصرف سبزی با الگو برداری در خانوار، تشویق والدین و دسترسی در خانه ارتباط معنی دار داشت.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان