رضا مطهر

رضا مطهر

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۵ مورد از کل ۵ مورد.
۱.

رتبه بندی شهرستان های استان سیستان و بلوچستان براساس ظرفیت گردشگری فرهنگی و میراثی با استفاده از روش آراس(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: گردشگری فرهنگی و میراثی استان سیستان و بلوچستان میراث فرهنگی روش ARAS

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰۸ تعداد دانلود : ۳۰۳
گردشگری فرهنگی و میراثی ابزاری از توسعه اقتصادی است که با جذب گردشگران از خارج از جامعه میزبان به رشد اقتصادی منجر می شود. توجه و کاربست ارزش ها موجب حفاظت از میراث فرهنگی و محرک احیای الگوهای محلی می شود. استان سیستان و بلوچستان با جاذبه های فرهنگی و میراثی شهرت بسیاری دارد و می تواند گردشگران فراوانی را جذب کند. بیشتر مطالعات انجام شده پیرامون گردشگری فرهنگی و میراثی و عمدتاً بر موضوعاتی نظیر ظرفیت سنجی براساس زیرساخت های گردشگری، ارزیابی کلی خدمات و امکانات شهرهای تاریخی، حفظ بافت تاریخی شهر به منظور جذب گردشگرند. اما در خصوص معرفی ظرفیت های گردشگری و همچنین فراهم کردن تجهیزات و زیرساخت ها اقداماتی صورت نگرفته و یا به صورت نامتوازن انجام پذیرفته است که این موضوع موجب جذب نشدن گردشگر و بی توجهی به عناصر جاذب گردشگری این استان شده است. هدف این پژوهش رتبه بندی شهرستان های استان سیستان و بلوچستان براساس ظرفیت گردشگری فرهنگی و میراثی، به منظور تدوین راهبردهای توسعه آن، برای جذب گردشگران است. پژوهش حاضر، براساس هدف، کاربردی و، براساس ماهیت، توصیفی   تحلیلی است. بدین منظور، ابتدا با مروری بر ادبیات و دیدگاه های مرتبط با پژوهش، شاخص های موردنیاز جمع آوری شدند و سپس، به دلیل همکاری نکردن سازمان های مربوطه در خصوص ارائه آمار و اطلاعات موردنیاز، با تجمیع شاخص ها و حذف شش شاخص «میزان جرم و جنایت»، «میزان رشد سالانه»، «میزان حوادث مربوط به تصادفات»، «سرمایه گذاری دولتی»، «سرمایه گذاری غیر دولتی» و «امنیت»، شاخص های نهایی انتخاب شدند. در گام بعدی، وزن شاخص ها براساس آرای کارشناسان و با به کارگیری روش بهترین   بدترین شاخص در نرم افزار لینگو مشخص شد. درنهایت، با استفاده از روش آراس، شهرستان های استان براساس شاخص های ظرفیت گردشگری فرهنگی و میراثی رتبه بندی شدند. نتایج نشان می دهند که، براساس محاسبات و امتیاز مطلوبیت کل و نسبی، شهرستان های زاهدان (0.804)، چابهار (0.486)، زابل (0.379)، ایرانشهر (0.354) و سراوان (0.304) در رتبه های 1 تا 5 و سایر شهرستان ها در رتبه های بعدی قرار گرفته اند. در ادامه، راهکارهایی برای ارتقای گردشگری فرهنگی و میراثی شهرستان های این استان نیز ارائه شده است. درمجموع، این طبقه بندی و ارائه راهبردها و راهکارهای پیشنهادی می توانند، در گام اول، مسیر روشنی را پیش روی سیاست گذاران دولتی و به طور خاص مدیران وزارت خانه میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی قرار دهند تا زمینه های مناسبی را برای برنامه ریزی، ایجاد تسهیلات و زیرساخت های مناسب برای گردشگری فرهنگی و میراثی و، مهم تر از همه، تسهیل شرایط سرمایه گذاری و تشویق ورود بخش خصوصی (داخلی و خارجی) فراهم کند. 
۲.

تبیین سیر تحول روابط بنادر سواحل مکران با نواحی پس کرانه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: نابرابری ساختار فضایی تعاملات کالایی تحلیل شبکه سواحل مکران

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۶ تعداد دانلود : ۱۸۳
بنادر در طول تاریخ، جایگاه برجسته ای در توسعه مناطق پس کرانه ایداشته اند. بنادر سواحل مکران نیز با توجه به موقعیت راهبردی شان، ظرفیت گسترده ای برای تعامل با مناطق پس کرانه ای دارند. این بنادر طی دهه های اخیر، نتوانسته اند آن گونه که باید از فرصت های پیشِ رو بهره ببرند. همین امر موجب شده است محرومیت و نابرابری فضایی به خصوص در پهنه های پس کرانه محلی منطقه جنوب شرق ایران، بیش از سایر نقاط کشور دیده شود. هدف از انجام این پژوهش، بررسی سیر تحول تعاملات بنادر سواحل مکران با نواحی پس کرانه ای در طول 20 سال اخیر (بازه 1375-1395) است تا بر این اساس مشخص شود که بنادر سواحل مکران تا چه میزان توانسته اند طی دو دهه اخیر، تعاملات خود را با مناطق پس کرانه ای در سه سطح محلی، منطقه ای و ملی افزایش دهند. روش پژوهش کمّی و تکنیک مورد استفاده، تحلیل شبکه با استفاده از نرم افزار Gephi است. داده های مورد استفاده، شبکه تعاملات دوسویه کالایی میان بنادر سواحل مکران و کلیه شهرهای پس کرانه سرزمین ایران است. یافته های پژوهش نشان می دهد بندر چابهار طی دو دهه اخیر توانسته است به خوبی تعامل خود را با شهرهای پس کرانه ای در هر سه سطح ملی، منطقه ای و محلی ارتقا دهد. در عین حال بنادر دیگری همچون جاسک و پسابندر نیز توانسته اند جایگاه خود را نظام ساختار فضایی منطقه جنوب شرق تثبیت کنند و تعامل خود را با پس کرانه های محلی افزایش دهند. پیشنهاهای این پژوهش بر این موضوع تأکید دارد که بنادر سواحل مکران برای ارتقای نقش مؤثرتر خود بر پس کرانه های ملی و فراملی، لازم است ساختار فضایی خود را به سمت الگوی شبکه ای سلسله مراتبی شکل دهند. این الگو، درحقیقت مجموعه ای هم پیوند از عناصر ساختار فضایی را در قالب یک تعامل سلسله مراتبی شکل می دهد که بر مبنای آن، همه سطوح پس کرانه ای را از مقیاس محلی تا فراملی، در فرایند توسعه فضایی درگیر می کند.
۳.

نقش متغیرهای جغرافیایی منطقه از نظر کرامت انسانی در برنامه ریزی شهری (نمونه مطالعاتی؛ محله حکیمیه و محله خیابان ایران شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: کرامت انسانی محله متغیرهای جغرافیایی تهران برنامه ریزی شهری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۶۴
محلات قدیمی و سنتی ایران با نوسازی های بی برنامه و تقلیدی و بدون توجه به توانمندسازی آنان در طرح های فرادست برخی کیفیات خود را از دست داده اند. بسیاری از این محلات از هسته های اولیه شکل گیری شهرها در طول تاریخ بوده اند اما امروزه به نظر می رسد می توان شاهد تنزل معیارهای کرامت انسانی در محلات و به دنبال آن بروز مشکلات در آن ها داد. این پژوهش با بررسی یک نمونه محله ی قدیمی و یک نمونه محله ی نوساز به دنبال آن است که بتواند به این پرسش ها پاسخ دهد که متغیرهای جغرافیایی منطقه از نظر کرامت انسانی در برنامه ریزی شهری چه نقشی دارند و آیا برنامه ریزی نوسازی محلات در تحقق حفظ و ارتقاء معیارهای این مهم نسبت محلات قدیمی در حفظ موفق باشند؟ با توجه به موضوع و هدف، این پژوهش توسعه ای بوده و روش تحقیق آن تطبیقی است. جهت تدوین چارچوب نظری از روش اسنادی استفاده شده است. بدین منظور، ابتدا معیارهای کرامت انسانی با استناد به آثار اندیشمندان مسلمان و غیرمسلمان تبیین می گردد. سپس جهت سنجش هر یک از متغیرها، تعدادی گویه و سوال تدوین شده که پرسشنامه ای نیمه ساخت یافته تشکیل می دهند. پس از تأیید روایی و پایایی، این پرسش نامه در دو محله به صورت تطبیقی سنجیده می شود. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد؛ محله جدید حکیمیه که بر اساس الگوی ساخت و ساز معاصر نوسازی شده است به اعتلای هیچ یک از این معیارها منجر نشده است و معیارهای کرامت انسانی در محله سنتی و قدیمی خیابان ایران بیشتر از محله نوساز حکیمیه محقق شده است.
۴.

آینده نگاری شناسایی عوامل کلیدی صنعت گردشگری پایدار شهر خرم آباد با تاکید بر اثر همه گیری کویید 19 به منظور ارائه راهکارهایی برای تاب آوری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: گردشگری پایدار گردشگری شهری کووید 19 تاب آوری شهر خرم آباد

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۴
شیوع بیماری کرونا تأثیر بسیاری بر اقتصاد استان لرستان از جمله صنعت گردشگری شهر خرم آباد داشته است. بنابر آمار، مجموع خسارت وارده به گردشگری این شهر از اسفند 1398 تاکنون 1,218,517,000,000 ریال برآورد شده است. در شرایطی که دولت با افزایش هزینه های بهداشتی و درمانی ناشی از کرونا مواجه است، منابع مالی برای سیاست های حمایتی صنعت گردشگری محدود است. توسعه پایدار گردشگری باید با سیاست مشخصی به اجرا در آید تا بتواند حرکت امید بخشی را در توسعه همه جانبه فضاهای جغرافیایی تضمین کند. همچنین بسیار مهم است که مجموعه ای از سیاست ها و راهکارهای عملی بهینه جهت مدیریت و بهبود تاب آوری این صنعت اتخاذ و در دستور کار نهادهای مختلف قرار بگیرد. این مقاله درصدد شناسایی عوامل کلیدی در صنعت گردشگری پایدار شهر خرم آباد با تاکید بر اثرات شیوع کووید-19 می باشد. بدین منظور از منابع و مطالعات صورت گرفته معتبر داخلی و خارجی ابتدا تعداد 36 متغیرهای موثر بر ارزیابی پایداری گردشگری شهر خرم آباد شناسایی شد که به ورودی ماتریس تاثیرات تبدیل شده است. سپس برای ماتریس مذکور با روش دلفی از تعداد 25 نفر از مدیران، خبرگان، متخصصان و کارشناسان که به مسائل گردشگری شهر خرم آباد احاطه دارند، خواسته شد که پرسشنامه امتیازدهی تاثیرات شاخص ها بر یکدیگر را با توجه به تاثیرات بیماری همه گیر کوئید 19 پر نمایند. بر اساس جمع بندی موارد متغیرهای پژوهش در 4 بعد و 36 متغیر تقسیم بندی شدند. پرسشنامه های پر شده در نرم افزار میک مک وارد شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که متغیرهای امکانات فرهنگی، رفاهی و تفریحی، میزان سرمایه گذاری بخش خصوصی، جرم و جنایت و تنوع اقتصادی تاثیرگذار و متغیرهای امنیت، مراکز اقامتی، معیشت و زیست پذیری و رضایتمندی تاثیرپذیر می باشند. نتایج از لزوم تداوم فعالیت ها و کسب و کارهای گردشگری به عنوان یکی از اهرم توسعه اقتصادی شهر خرم آباد و نیز توجه به سیاست های اقتصاد در شهر خرم آباد جهت افزایش تاب آوری فعالیت های حوزه گردشگری دارد که یکی از مهم ترین راهکاری گردشگری پایدار می باشد. در ادامه نیز راهکارهایی برای ارتقای تاب آوری گردشگری پایدار شهر خرم آباد در دوران همه گیری کووید-19 نیز ارائه گردیده است.    
۵.

تحلیل محتوای مطالعات گردشگری شهری پایدار، با تاکید بر واژه شناسی مفهوم «چالش»(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: واژه شناسی گردشگری شهری پایدار تحلیل محتوا سیستماتیک چالش

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۲۳
پیشینه و هدف زبان از مهم ترین ابداعات بشر در برقراری ارتباط است که از طریق آن افکار و احساس ها منتقل می گردد. زبان حاصل هم زیستی طولانی مدت بشر و نقش با اهمیتی در فرآیند تکامل آن ها ایفا کرده است. هر معرفت از پارادایمی برخاسته و با واژگان مختص خود تعریف می گردد؛ چراکه واژگان امکان انتقال دانش را فراهم ساخته و مبین دیدگاه معرفتی خود هستند. لذا به نظر می رسد کاربست غیردقیق آن ها به ویژه در فعالیت های پژوهشی، می تواند منجر به انحراف در تشخیص پارادایم فکری پژوهشگر شود و متعاقباً طرح پرسش و اهداف، راهکارهای نظری و عملیاتی، یافته ها و به ویژه نتایج پژوهش ها را مورد تردید قرار دهد. از این رو پژوهش حاضر سعی در تعریف صحیح واژه «چالش» و تبیین چارچوبی از معیارهای آن در حوزه پژوهش های شهری به ویژه گردشگری پایدار و سپس تحلیل محتوا مقاله های داخلی و خارجی گردشگری پایدار و در نهایت مقایسه تطبیقی شیوه نگرش آن ها با این واژه می باشد. مواد و روش ها در این بخش به منظور کالبد شکافی پژوهش و تحلیل عناصر بنیادین ساختار روش شناسی آن ، از مدل اقتباسی پیازپژوهش، اثر ساندرز استفاده شده است. بر این اساس، پارادایم این پژوهش تفسیری انتقادی و منطق آن استفهام است؛ پژوهش از نوع کیفی و راهبرد گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای است؛ روش پژوهش تحلیل محتوای سیستماتیک است که با هدف دستیابی به تعریفی جامع از واژه «چالش» در پژوهش های شهرسازان در حوزه موضوعی گردشگری پایدار، اطلاعات مورد نیاز خود را با مطالعات کتابخانه ای و پرسشنامه جمع آوری کرده و از روش تحلیل محتوای سیستاماتیک بهره برده است. به منظور تکمیل پرسشنامه ها، تعداد ده نفر خبره با روش نمونه گیری غیراحتمالی گلوله برفی انتخاب شده اند. در واقع این پژوهش ابتدا با تلفیق اشتراک تعاریف پژوهش های داخلی و خارجی از واژه چالش، سعی داشته است تا به تعریفی جامع از این واژه دست یابد و معیارهای آن را استخراج نماید؛ سپس روایی آن ها را به تایید خبرگان برساند. در مرحله بعد بر اساس معیارهای مستخرج و با استفاده از روش تحلیل محتوای سیستماتیک به بررسی و تفسیر نظام مند و جامع محتوای پژوهش های گردشگری پایدار و تحلیل نگرش پژوهشگران در خصوص واژه «چالش» پرداخته است. لذا پژوهش حاضر مبتنی بر پنج مرحله شامل تعیین هدف مطالعه، جمع آوری داده های پژوهش، کدگذاری واحدهای تحلیل، طبقه بندی و ارزیابی تفسیری از مقوله های انجام شده است. یافته ها و بحث براساس نتایج این پژوهش تعریف مورد نظر واژه چالش در پژوهش های حوزه گردشگری عبارت است از: «چالش شرایط و موقعیت جدیدی است که مسائل و مشکلاتی را در حوزه های متعدد و ابعاد مختلف، از بیرون بر نظام شهری وارد می کند و مسیر آینده آن را تحت تاثیر قرار می دهد؛ چنان که با توجه به مقیاس آن، نظام شهری نیازمند به کارگیری مسئولانه و فعالانه کلیه توان های بالقوه و بالفعل خود به منظور ارائه راهکار های نویدبخش برای غلبه بر شرایط حاکم و رسیدن به اهداف مدنظر می باشد». درنهایت با توجه به واکاوی و مقایسه تطبیقی چهل مقاله داخلی و خارجی، براساس تعریف معیار، اینگونه به نظر می رسد که در حال حاضر، برای برخی از پژوهشگران داخلی فهم روشن و دقیقی از واژه چالش وجود ندارد. نتیجه گیری به نظر می رسد یکی از دلایل اصلی تفاوت نگرش به واژه چالش در پژوهش های داخلی و خارجی، ترجمه لغوی این واژه در زبان فارسی می باشد؛ که بایستی در پژوهش های آتی کلیه جوانب کاربرد مفهوم این واژه و معیارهای آن را در نظر بگیرند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان