امیر راقب

امیر راقب

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲ مورد از کل ۲ مورد.
۱.

فرم سیاست در نظریه حقیقت انتقادی: مطالعه موردی طرح جورجو آگامبن

تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۴
نیچه،از پیشتازان تبار فلسفه انتقادی، در «تبارشناسی اخلاق» خود می گوید، برای «انسان»، مسئله اصلی زندگی، نه خود رنج کشیدن، بلکه «معنایی» است که رنج کشیدن هایش دارد. اگرهمین تقلای مکرر وپیوسته «معناجویی» ازپس ایدئولوژی هاورژیم های حقیقتِ هنجاری رامحورگفتاری بدانیم که «فلسفه انتقادی» نامیده می شود،درخواهیم یافت که فلسفه انتقادی،پیوندی وثیقب ااحیاوطرح دوباره «حقیقت»،آن هم درجهانی داردکه حقیقت و «معنا»،همواره به پای ارزش هایی نظیر «فایده» و «لذت» ازیک سو و بنیادگرایی و خشونت از سوی دیگر به مسلخ آورده می شود. روشن است که در چنین نبردی برای «حقیقت»،آنچه حائز اهمیت است،نه صرفاً پی ریزی یک «هستی شناسیِ حقیقت»، یا «انسان شناسی» ومعرفت النفس انتقادی،بلکه ترسیم وپیش کشیدن «چهره ای» است که این نظریه حقیقت انتقادی،برای جهان انسانی و روابط میان انسان ها به بارخواهد آورد؛ چهره ای که بیش از هر چیز،خود را در «فرم سیاست»،نمایان می کند. در این مقاله، تلاش نظری فیلسوفان انتقادی، برای بازسازی نسبت میان «طرح حقیقت» با فرم سیاست را از خلال نظریه جورج و آگامبن، فیلسوف انتقادی معاصر،دنبال می کنیم. جایی که آگامبن،به میانجی «انسان شناسی» و نظریه حقیقت،تلاش می کند تا آپاراتوس یا فرمی رابرای روابط انسانی به پیش بکشد که سودای حقیقت جویی انسان را با کنش خلاقانه و آزاد از سلطه،پیوند زند و جایی برای کنش معطوف به حقیقت در اجتماع آینده باز نگاه دارد.
۲.

سیاست و حقیقت؛ یک خوانش آگونیستی: بازخوانی کُنش سیاسی امام علی(ع) از قتل عثمان تا جنگ جمل

تعداد بازدید : ۲۶۴ تعداد دانلود : ۱۰۳
منطق کُنش سیاسی امیرالمؤمنین(ع) در طول حیات سیاسی ایشان در مواجهه با مسائل روزگار خود چه بوده است؟ بر اساس چه سامانه ی مفهومی تحلیلی، می توان کنش سیاسی امام علی(ع) را - به عنوان یک کنش گر سیاسی- مورد ارزیابی قرار داد؟ به نظر می رسد، این هدف، مستلزم گذار از خوانش درون ماندگار دینی، از سیره ی امیرالمؤمنین(ع) به بازخوانی سیاسی از این تاریخ است. این گذار و نتایج حاصله از آن، خصوصاً در ذیل گفتمان سیاسی برآمده از انقلاب اسلامی که آشکارا استوار بر تقلای دستیابی به مدلی از سیاست ورزی در انطباق با منطق عمل سیاسی امام علی(ع) به عنوان بنیان گذار سپهر سیاسی شیعه است؛ اهمیتی دوچندان خواهد داشت و می تواند روزنه ای نو در پیوند میان مطالعات انقلاب اسلامی با مطالعات تاریخ تشیع نیز قلمداد شود. در این مقاله در این راستا تلاش خواهیم کرد با اخذ الگوی «آگونیستی» به مثابه الگویی که بدون نادیده گرفتن تعارضات بنیادینِ محرک سیاست در پی طراحی سامانه ای برای تحقق بس گانه گرایی و انسجام سیاسی میان نیروهای متعارض است و در آرای «شانتال موف» و «ارنستو لاکلائو» ارائه شده است؛ به اخذ اصولی برای «اعتدال سیاسی» از درون این چارچوب مفهومی پرداخته و سپس با تطبیق احکامی برای کُنش سیاسی که از چارچوب مذکور اخذ شده؛ با سیره ی سیاسی امیرالمؤمنین(ع)؛ به طور مشخص در خِلال تحولات پس از قتل عثمان تا جنگ جمل؛ مدلی از کُنش سیاسی امام علی(ع) به دست دهیم که بتواند پاسخ گوی نیازها و مسائل پیشِ روی سیاست ورزی در زمینه و زمانه ی ما باشد.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان