داوود شیروانی

داوود شیروانی

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۵ مورد از کل ۵ مورد.
۱.

بررسی نقش حازم قرطاجنی در انتقال بوطیقای یونانی به حوزه بلاغت اسلامی (با تکیه بر کتاب منهاج البلغاء و سراج الأدباء)

تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۹
   در میان آثار متقدمان، آخرین نشان از پیوند میان فن شعر ارسطو و نقد عربی در کتاب منهاج البلغاء و سراج الأدباء از حازم قرطاجنی به چشم می خورد. وی بی آنکه مفتون عظمت ارسطو شود یا عظمت کار و خلاقیت او را نادیده بگیرد، طرحی را تدوین کرد که الهام گرفته از نظرات یونانیان و معطوف به سروده های عربی و در یک جمله، نشان از تلفیق بوطیقای یونانی با بلاغت اسلامی دارد. حازم متوجه این نکته شد که ضمن توجه به نظرات شعری یونانیان، باید عصاره نظریه شعر عربی را در مدرسه بلاغیون مسلمان جستجو کند و در این مسیر از نقش و نظرات مهم بلاغیون و فلاسفه اسلامی از جمله ابن سینا و فارابی غافل نشود. بااین وجود اختلاف نظرهایی بین حازم قرطاجنی با فلاسفه اسلامی در قضیه شعر وجود دارد که این پژوهش در پی آن است که با روش توصیفی- تحلیلی، ضمن بررسی و مقایسه عناصر سازنده شعر از نگاه یونانیان و فلاسفه اسلامی و هم چنین نقش واسطه ای و تعدیل کننده ی حازم قرطاجنی در این موضوع، به سؤالاتی از این قبیل پاسخ دهد که اصلی ترین شاخصه کار حازم در انتقال قواعد شعر یونانی به حوزه اسلامی چه بوده است؟ همچنین مهم ترین اختلاف حازم با فلاسفه اسلامی در موضوع عناصر تشکیل دهنده ی شعر کدم اند؟ نتیجه این پژوهش نشان گر این حقیقت است که حازم در عمل موفق شد ساختار منسجم و نظام مندی را طراحی کند که نمونه آن را نه می توان در مکتب شارحان آثار یونانی سراغ گرفت و نه در مدرسه بلاغیون مسلمان. این ها، بعلاوه اشراف کامل او بر دو نظریه «یونانی-فلسفی» و «عربی-بلاغی» منجر به تألیف کتابی شد که در موضوع خود تا قرن ها بی بدیل ماند. روش وی در این کتاب بر پایه به گزینی، نظم و قیاس استوار است.
۲.

مبانی روان شناختی آفرینش ادبی از نگاه عزالدین اسماعیل

تعداد بازدید : ۱۸۵ تعداد دانلود : ۲۲۸
عزالدین اسماعیل از جمله ناقدانی است که با رویکرد روان شناختی در نقد ادبی معاصر عرب شناخته می شود و از جایگاه ویژه ای برخوردار است. مهم ترین اثر وی در این زمینه کتاب "التفسیر النفسی للأدب" است. مطالعات او در سه حوزه ی تحلیل اثر ادبی، تحلیل شخصیت هنرمند و بررسی فرآیند ابداع اثر ادبی صورت گرفته است. از آنجا که امروزه مبانی روان شناختی موثر در فرآیند خلاقیت ادبی و همچنین تحلیل روان کاوانه شخصیت ادیب، در مطالعات نقد ادبی اهمیت ویژه ای دارد، بررسی دیدگاه های عزالدین اسماعیل به عنوان ناقد و ادیبی صاحب نظر در این خصوص ضروری می نماید. به این منظور این پژوهش کوشیده است تا با روش توصیفی-تحلیلی، دیدگاه های عزالدین اسماعیل را در این زمینه بررسی کند و به این سوال پاسخ دهد که از نظر عزالدین اسماعیل، محرک های روانی تا چه حد در خلاقیت ادبی تاثیرگذارند؟ و تحلیل روان کاوانه ی شخصیت ادبی از نظر وی چه فوایدی در بر دارد؟ نتیجه این پژوهش نشان داد که وی با استفاده از علم روان شناسی در نقد آثار ادبی به این باور رسیده است که برخی از محرک های روانی همچون: نِوروز، خودشیفتگی، نبوغ، جنون، خیال و ... تا حدی در خلق اثر ادبی مؤثرند و از دیدگاه او، تحلیل شخصیت ادیب، به فهم اثر ادبی کمک می کند، به طوری که مثلا، با تحلیل روان کاوانه ی شخصیت شاعران قدیم عرب، می توان به برخی از عوامل ضعف نوع ادبی نمایشنامه در ادبیات قدیم عربی پی برد.
۳.

خوانش تطبیقی نگاه شفیعی کدکنی و عزّالدین اسماعیل به کارکرد سنت ادبی در مدرنیسم

تعداد بازدید : ۱۷۳ تعداد دانلود : ۲۱۰
سنت و مدرنیسم از مؤلفه های مهم ادبیات و نقد ادبی معاصر به شمار می آید که بسیاری از ناقدان ادبیات عربی و فارسی معاصر ازجمله عزالدین اسماعیل و محمدرضا شفیعی کدکنی بدان پرداخته اند. این دو شخصیت ادبی با تکیه بر ادبیات و نقد ادبی قدیم عربی و فارسی به تأثیر مثبت تعامل سنت و مدرنیسم و ضرورت کارکرد سنت در شعر معاصر عربی و فارسی تأکید دارند؛ بنابراین پژوهش حاضر، با تکیه بر روش توصیفی تحلیلی کوشیده است دیدگاه های نقدی عزّالدین اسماعیل و شفیعی کدکنی را درباره لزوم استمرار سنت ادبی در شعر معاصر عربی و فارسی بررسی کند و به این سؤال پاسخ دهد که حضور سنت ادبی در شعر معاصر عربی و فارسی از دیدگاه این دو تا چه میزان است و رابطه سنت با مدرنیسم تعاملی است یا تقابلی. علاوه بر این، علت تشابه و اختلاف در اندیشه این دو ناقد چیست. نتیجه این پژوهش نشان داد هردو ناقد سنت و نوگرایی را به خوبی تجربه کرده اند و با اشراف کامل بر ویژگی های این دو حوزه، ضمن پایبندی و تعهد به موازین سنت، نوگرایی را در تعامل با آن دانسته اند. شباهت ها و تفاوت های دیدگاه این دو ناقد هم معلول گرایش ها، نگرش ها، محیط، میدان رشد و فضای حاکم بر اندیشه های دو نویسنده است. از سویی ریشه های فرهنگی مشترک این دو شخصیت ادبی، به خصوص در حوزه نقد ادبی، آنان را دست کم در نگرش به موضوع تعامل سنت و مدرنیسم بسیار به هم نزدیک کرده است. 
۴.

رویکرد نقدی احسان عباس و عبدالحسین زرین کوب در تعامل با فرهنگ و ادبیات غرب

کلید واژه ها: شهریار الاستعمار الجواهری الشعر العربی و الفارسی المعاصرین

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات کلیات شخصیت ها اساتید و پژوهشگران
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه ادبیات تطبیقی تطبیق ادبیات فارسی و ادبیات عرب
تعداد بازدید : ۷۵۶ تعداد دانلود : ۳۳۴
احسان عبّاس و عبدالحسین زرّین کوب از جمله پژوهشگران برجسته ای هستند که در عرصه تعامل با فرهنگ و ادبیات غرب به مانند عرصة نقد ادبی معاصر عربی و ایرانی، با استفاده از روش آزمون و خطا به تحقیق و بررسی در این حوزه پرداخته اند. آنها همه تأثیر و تأثّرهایی را که در طول تاریخ و در طی ادوار مختلف، از یونان قدیم تا به امروز، بین دو ادب شرق و غرب صورت گرفته، مورد بررسی و نقد قرار داد و به این نتیجه رسیده اند که این داد و ستد فرهنگی، همواره بین این دو ادب وجود داشته و دارد. اما این تبادل به این معنا نیست که تطبیق همة اصول یکی از این فرهنگ ها بر ادب و فرهنگ دیگری همواره امکان پذیر باشد. آنان همچنین در برابر نظریه های نقد غربی که از دیرباز تا به امروز وارد ادبیّات عربی و فارسی شده اند، موضع کاملاً آگاهانه برگزیده اند و ضمن بررسی و پذیرش آنها تسلیم و مقلّد محض نبوده اند. بر این اساس، در این پژوهش، تلاش شده است که با تکیه بر روش توصیفی – تحلیلی، ضمن اشاره به تعامل دوجانبه و همیشگی ادبیّات و فرهنگ شرق و غرب، آرا و نظرات این دو ناقد معاصر را در زمینه چگونگی و میزان این تعاملات در گذشته و حال و میزان گرایش هر یکی از آنها به ادبیّات و فرهنگ گذشته خود و همچنین به ادبیّات و فرهنگ معاصر غرب، بررسی و مقایسه کنیم.
۵.

بررسی تطبیقی آراء نقدی احسان عباس و عبدالحسین زرین کوب در نگاه به سنت و تجدد ادبی

کلید واژه ها: شعر نو نقد ادبی سنت و تجدد احسان عباس زرین کوب غرب و شرق

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹۳ تعداد دانلود : ۳۷۸
احسان عبّاس و عبدالحسین زرّین کوب که با وسعت دامنه های علمی خویش، دایرة المعارفی در نوع خود به شمار می روند، در زمینة نقد ادبی معاصر عربی و فارسی بسیار پرتلاش ظاهر شدند وآثار زیادی بر جای گذاشتند. آن ها توانستند بین تاریخ ادبیّات و نقد ادبی رابطة بسیار نزدیکی برقرار کنند. فعّالیّت نقدی این دو ناقد برجسته، در قالب کار نقد تطبیقی گنجانده می شود؛ بدین صورت که هر آنچه از گذشتة نقد ادبی شرق و غرب فرا گرفته بودند، با نقد ادبی معاصر تطبیق دادند و شکل جدیدی از نقد به وجود آوردند. به همین جهت می توان آن ها را از جمله ناقدان مخضرم به شمار آورد. آن ها ضمن بررسی همه جانبة نقد ادبی گذشتة خود و آگاهی کامل از مکتب ها و روش های نقدی نوین، نگاهی نوگرایانه به سنّت داشته اند؛ از تأثیر متعادل و متقابل فرهنگ و ادب غرب و شرق استقبال کردند و برخلاف کسانی که در این زمینه به افراط یا تفریط گرایش داشتند، راه اعتدال را در پیش گرفتند. هرچند در مواقعی دیده می شود که میزان گرایش آن ها به سنّت و تجدّد به یک اندازه نیست و برخلاف احسان عبّاس که ذاتاً مدرنیسم محسوب می شود و از شعر نو بسیار استقبال می کند، زرّین کوب گرایش بیشتری به سنّت دارد؛ امّا در عین حال هر دوی آن ها به تجدّد و نو آوری با پشتوانة کلاسیسیم اعتقاد دارند. همین گرایش همه جانبه و تنوّع رویکردها، آن ها را از سایر منتقدان معاصر متمایز می کند.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان