آرشیو

آرشیو شماره ها:
۶۵

چکیده

شکی نیست در این که ارتباطات نقش عمده‏ای هم اکنون در زندگی بشر یافته است. از طرفی دو دیدگاه مطرح یعنی جنگ تمدن‏ها و برخورد آنها در رقابتی سخت، با یکدیگر به چالش می‏پردازند؛ نویسنده در این مقاله بررسی می‏کند که ارتباطات در این میانه از کدام دیدگاه پشتیبانی می‏کند، هر چند که فرضیه‏ی خود او پشتیبانی از دیدگاه گفتگو است. در آغاز، کاوشی توصیفی از ارتباطات به دست می‏دهد و رابطه‏ی دیالوگ را با آن روشن می‏سازد تا پلی واقع گردد برای عبور به بخش اصل مقاله، یعنی نقش ارتباطات در تسهیل گفتگو. نویسنده با رویکرد به این تئوری که «ارتباطات چون موجب کم شدن فاصله‏هاست، لذا امری انرژی زا و تحلیل گراست و در نتیجه، بر فرهنگ‏ها تأثیر تحلیل گرانه می‏گذارد» ارتباطات را نوید دیدگاه گفتگو می‏یابد: لیکن با توجه به قوانین ناشناخته طبیعت که همواره بین تئوری تا عمل فاصله می‏اندازد، کمی در آن تردید می‏ورزد. در عین حال، نویسنده با پذیرفتن واقعیت در گفتگوی تمدن‏ها. پیش شرط‏هایی ارائه می‏دهد که به صورت «دکترین پیشنهادی در یک دیالوگ برای ارتباطات سودمند» می‏تواند به عنوان اصول محکم بنیادینی برای یک دیالوگ ارتباطات قلمداد گردد» و راه را برای حاکمیت یافتن دیدگاه گفتگو هموار سازد.

متن

محافل علمی و پژوهشی، در آغازین سال‏های قرن بیست و یکم، سرگرم بررسی چند مسأله هستند:
الف- جهانی شدن، که تفکر در آن به ربع آخر قرن بیستم برمی‏گردد، لیکن امروز اوج گرفته است.
ب - برخورد تمدن‏ها، که به دهه‏ی هشتاد همان قرن برمی‏گردد.
ج - نظریه‏ی رقیب آن یعنی گفتگوی تمدن‏ها، که از طرح آن در سال دو هزار به وسیله‏ی رئیس جمهوری وقت ایران در مجمع عمومی ملل متحد سرچشمه گرفته است.
در نگاهی از فراز به هر سه مسأله چنین درمی‏یابیم که دو مورد آخر به طرح نظم نوین جهانی که در اصل یک مسأله‏ی ارتباطاتی و سپس سیاسی، فرهنگی است، برمی‏گردد. لیکن رشد این مباحث همگی به رشد و توسعه‏ی فناوری ارتباطات وابسته است (حتی مورد نخست).
دنیا جنگ و برخورد را تجربه کرده و دوست ندارد دوباره خود را درگیر آن کند، اما از طرفی خوی استکباری بشر آن را، گاهی، اجتناب‏ناپذیر می‏سازد. از این روی دانشمندان در حال بررسی طرحی برای برقراری صلح دائم هستند و نظریه‏ی سوم حاصل چنان اندیشه‏ای است. این اندیشه پشتیبان خود را ارتباطات می‏داند، اما این خود اول بحث است که آیا آن به کدام یک بیشتر کمک می‏کند.
از این روی در آغاز باید شناختی اجمالی از آن پیدا کنیم.
تعریف ارتباطات
مفاهیم گوناگونی چون انتقال و انتشار آگاهی‏ها و اندیشه‏ها و پیوستگی درونی انسان‏ها به یکدیگر در زیر عنوان ارتباط به ذهن می‏آید و دانشمندان علوم ارتباطات به گونه‏هایی آن را تعریف کرده‏اند که از آن میان دو تعریف زیر جامع‏تر و دقیق‏تر به نظر می‏رسند:
1 ) تعریفی که ادوین امری (امریکایی) دارد ناظر به جنبه‏ی فنی و مکانیکی آن است. وی می‏گوید:
ارتباط عبارت از: فن انتقال اطلاعات و افکار و رفتارهای انسانی از یک شخص به شخص دیگر است. (معتمد نژاد، 1371 ، 34)
2 ) کلود شانون، و وارن وبور (دو دانشمند امریکایی) از زاویه‏ی علمی، آن را اعمال تمام روش‏هایی دانسته‏اند که از آن طریق بتواند ذهنی بر ذهن دیگر تأثیر بگذارد. در این بیان کلیه‏ی دلالت کننده‏ها به کار گرفته می‏شوند و ارتباط را می‏سازند. بنابر این موسیقی، خط، هنرهای تصویری و تجسمی و حتی سکوت نیز در ایجاد ارتباط سهم دارند. (محسنیان راد، 1374 ، 44)
ارتباط چیست ؟
آنچه از تعاریف ارتباط به دست می‏آید ممکن است به یکی از دو مورد حمل شود: تک نمادی و فراگردی. یعنی ممکن است فقط رخدادی منفرد و بدون دنباله باشد و نیز ممکن است به صورت جریان تحقق یابد، اما آنچه ما از آن بحث می‏کنیم ناظر به مورد دومی است. از این رو می‏گوییم:
ارتباط، مکانیسمی است که تمامی مظاهر فکری و وسایل انتقال آن در مکان و زمان توسط آن توسعه پیدا می‏کند. (رستگار مقدم، 1376 ، 80)
دیگر آن که: «ارتباط، خود یک فراگرد یا جریان مداوم است.»
و سوم آن که: «فراگرد ارتباطی نظام گرا است.» (فرهنگی، 1380 ، 21-19)همه‏ی این‏ها ما را به این نکته واقف می‏سازند که عنصر انسانی در جریان ارتباط خود با دیگران، انسانی متفاوت از بودش فردی و منزوی خویش است.
براساس اصل تغییر و تأثیر و تأثر متقابل، فرد فرد انسان‏ها که به شخصه متفاوتند، و به وضوح از یکدیگر متمایز می‏شوند، چون در جمع قرار می‏گیرند، نیازها و خواسته‏هایشان دگرگون می‏شود و شخصیت ثانوی به خود می‏گیرند، چنان که گویی در تنهایی و جمع دو شخصیت متفاوت هستند. این بدان معناست که نظام جمعی دارای قدرت تجزیه و ترکیبی است که از عناصر متعدد، یک واحد با قانون جدید می‏سازد. (چنان که در نظام کیهانی هر ستاره یک موجود آسمانی مستقلی است، لیکن در منظومه، جزیی از آن و تابع قانون کلی آن می‏گردد.) بنابر این: چهارم آن که: «ارتباط، در خود، امکانی برای فرایندگری نهفته دارد» و این همان نقطه‏ی ارتباط با دیالوگ است.
ارتباطات در دو نگاه
در بحث حاضر ارتباطات را می‏توان از دو زاویه مورد مطالعه قرار داد:
1 ) ماهیت شناختی، که در آن به عنوان یک معقول اولی و نیز ثانوی فلسفی بدان می‏نگریم، یعنی ارتباطاتی که می‏تواند، کلی آن، در ذهن و هم در خارج ذهن وجود داشته باشد، از نظر ماهوی و اعراض ذاتی، مورد مطالعه قرار گیرد تا میزان توان‏مندی و تأثیرگذاری آن بر غیر دانسته شود.
2 ) کارکرد شناختی، که در این رابطه پتانسیل‏های آن، فونکشن‏های آن و نیز نتایج فرایندی آن بررسی می‏گردد. همچنین در این راستا از دید ابزار انگاری بدان می‏نگریم زیرا ارتباطات، در این بحث، از آن جهت مهم می‏نماید که در مسیر یک نیاز قرار دارد، و نیز از آن جهت که ارتباطات به مثابه یک تابع تأثیرگذار ابزاری موجب آن می‏شود تا امر ثالثی تحول یابد یا از نو ایجاد شود. بنابر این، بحث ما در خصوص یکی از نتایج فرایندی ارتباطات یعنی تسهیل گفتگو، آن هم در معنای دیالوگ است.
اکنون این سؤال‏ها برمی‏خیزد که آیا ارتباطات، به طور کلی، در تسهیل گفتگو نقش دارد و تا چه میزان؟ آیا نوع خاصی و در شرایط ویژه نقش دارد؟ و یا اینکه نه تنها در تسهیل گفتگو نقش ندارد، بلکه نقش یک کاتالیزور را بازی می‏کند یعنی آنقدر به تجزیه و شفاف شدن آن کمک می‏کند تا آن را مستهلک سازد؟
ارتباطات و ابزار ارتباطی
چنان که می‏دانیم، از چند دهه به پایان قرن بیستم، دنیا شاهد تحولات شگرفی بوده است که از سرمنشأ اصلی پیشرفت در امر ارتباطات نشأت گرفته است. توسعه‏ی دانش ارتباطات در زمانی کوتاه دنیا را به یک دهکده تبدیل کرد؛ از این رو دوره‏ای را که در آن هستیم، عصر ارتباطات نام نهاده‏اند، دیوارها یکی پس از دیگری فرومی‏ریزد؛ دیوارهای فیزیکی، همچون مرزهای جغرافیایی، و دیوارهای نامرئی، همچون تفاوت‏های فرهنگی و متعهد انجام این پروژه‏ی جهانی ارتباطات است. (لاتوشه، 1379 ، 133-104)
در اولین نگاه ذهن انسان به ابزار ارتباطی همچون ماهواره‏ها و گیرنده‏های امواج رادیویی معطوف می‏شود لیکن، پس از تأمل بیشتر، می‏بینیم ارتباطات با ابزار ارتباطات فرق دارد.
ابزار تسهیل ارتباطات ممکن است دنیا را به جنگ بکشاند، و این در حالی است که ارتباطات به دیالوگ می‏انجامد.
دیالوگ و ارتباطات
منظور از ارتباطات، بررسی و اعمال روش‏هایی است که می‏توان با مدد گرفتن از آنها مناسبات میان فردی اشخاص یا گروه‏های اجتماعی را قوی‏تر و نزدیک‏تر ساخت تا به سازماندهی مناسبی، در راستای حرکت یکپارچه به سمت پیوستن انسان‏ها به یکدیگر دست یازیم. در ارتباطات تلاش برای پیوستن انسان‏ها به یکدیگر انجام می‏شود، نه جدایی آنها از هم. (فرهنگی، 1380 ، 143-104)
منظور از دیالوگ صرف انجام گفتگو و مذاکره و بحث نیست، چه آن که ممکن است در دیالوگ به صورت عینی و حسی گفتگوی بین الاثنینی صورت نگیرد. در واقع معنای دیالوگ شفاف شدن نسبت‏ها و مناسبت‏ها و رابطه‏ی بین افراد تا آن حد است که بتوانند موقعیت یکدیگر را درک کنند و به آن حق بدهند. شاید اول کسی که خیلی راحت اما مفصل درباره‏ی دیالوگ سخن گفت دیوید بوهم (فیزیکدان قرن بیستم امریکا) بود. بوهم می‏گوید:
در دیالوگ هیچ کس به دنبال این نیست که خودش برنده شود. هر کس که برنده شود به معنای این است که همه برنده شده‏اند. روحیه‏ی حاکم بر آن متفاوت است. در جریان دیالوگ هیچ تلاشی برای کسب امتیاز صورت نمی‏گیرد و هیچ کس سعی نمی‏کند نظر خودش را غالب سازد. برعکس، هرگاه اشتباهی از سوی هر کس که باشد رخ نماید، همه از فهم آن بهره‏مند می‏شوند. موقعیت از این دست را می‏توان موقعیت برنده - برنده خواند... مشارکت در دیالوگ بازی کردن با هم است، نه بازی در برابر هم. در جریان دیالوگ هر کس که مشارکت داشته باشد برنده محسوب می‏شود...
در دیالوگ، این عقاید و نظرهای خاص نیست که اهمیت دارند، بلکه لطیف‏تر شدن و بازتر شدن ذهن و فکر و امکان دیدن همه‏ی عقاید است که مهم محسوب می‏شود. اگر راه گسترش این دیدگاه فراهم باشد، به اعتقاد من، کندتر شدن روند تخریب امکان‏پذیر است.
اگر ما موفق به ارتباط با هم نشویم و به معنای مشترکی نرسیم، چیزی از عشق و دوستی در میان ما نمی‏ماند... (بوهم، 1381)
بنابر این، وقتی از تکنولوژی ارتباطات سخن به میان می‏آید، بیشتر بعد انسانی آن لحاظ می‏گردد.
ارتباطات، گفتگو و تفاهم
بی‏شک هدف جریان فکری مثبت گرا، که در میانه‏ی تز برخورد و گفتگو، دومی را انتخاب نموده است، رسیدن به نتیجه‏ی آن است. بنابر این باید اندیشه را روی عواملی که به این نتیجه نزدیک می‏سازد، متمرکز ساخت. نخست، زمینه‏ی انسانی آن، از نظر آمادگی و میزان آن، سپس روی صحت طرح و ارزیابی میزان ضمانت آن، آن گاه دامنه‏ی بحث به ابزار و عوامل فیزیکی و مکانیکی آن کشیده می‏شود و نیز میزان کارایی آنها :
الف - زمینه‏ی انسانی گفتگو از مراحل بدوی زندگی انسان آغاز می‏شود تا پیشرفته‏ترین آن که در حال حاضر در میدان فرامدرنیسم به ارائه‏ی مانور می‏پردازد. هر کدام از مراحل، نوع خاص گفتگوی خود را می‏طلبد، و آنچه متناسب با پیشرفت عمومی در عصر ما دورنمایی روشن‏تر ارائه می‏دهد، جوامع توسعه یافته است که در سه مرحله تحلیل می‏شود:
مرحله اول، یعنی سطح محلی، توان ارتباطات به بیان جسمانی انسان‏ها محدود می‏شود. در مرحله‏ی دوم، به لحاظ تحول در تکنولوژی ارتباطات، حوزه‏ی عمومی ابعاد گسترده‏تری پیدا می‏کند، اما، به لحاظ عملکرد، حوزه‏ی سیاسی، به حوزه‏ی ملی محدود می‏شود. در مرحله‏ی سوم، تکنولوژی ارتباطات محدودیت‏های ناشی از حاکمیت را در هم می‏شکند و ابعاد کاملاً جهانی پیدا می‏کند. (اخوان زنجانی، 1381 ، 8)
ب - طرح کلی مسأله به زیربنای فکری و عقلی آن برمی‏گردد. در این جا خود به خود با یک چالش طبیعی مواجه هستیم و آن ناهماهنگی بین سیاست جهانی مبتنی بر لیبرالیسم و سیاست بینش انتقادی جمهوری اسلامی که بر مبنای نفی سلطه و تهاجم به منافع انسان‏ها استواری دارد. دقیقاً نمی‏توان پیش‏بینی کرد، لیکن قدر مسلم آن است که روند گفتگو، خود بر نتیجه نیز اثر می‏گذارد و به آن شکل می‏دهد. از این رو می‏توان گفت: حرکت به سوی آینده‏ای نامشخص در پیش داریم.
ج - در مورد ابزار و عوامل فیزیکی آن، فعلاً، بحثی نمی‏کنیم، زیرا نخست باید امکان تعامل آزاد میان فرهنگ‏ها، به منظور دست‏یابی به تفاهم، بررسی گردد، زیرا منتهای مقصود ما همان است.
ارتباطات و تسهیل گفتگو یا عدم آن
ابتدا این را می‏دانیم که در ارگانیسم طبیعت همه چیز بر هم تأثیر می‏گذارند، (نوع آن مهم نیست) از این رو به یک تئوری می‏رسیم که ارتباطات، به عنوان یک فنومن (نمود، پدیده، رخداد، جلوه)، بر سایر همگن‏های فرهنگی خود تأثیر می‏نهد (چنان که تأثیر هم می‏پذیرد).
ارتباطات، چون موجب نزدیکی و کم شدن فاصله است، امری انرژی زاست، که انبساط سایر عناصر فرهنگی و انسانی را فراهم می‏کند و همچنین آنها را تحلیل می‏نماید. نتیجه‏ای که از این تئوری می‏گیریم این است که ارتباطات بر فرهنگ‏ها تأثیر تحلیل گرانه دارد که آنها را متحول می‏سازد.
بسیاری از کسانی که قائلند ارتباطات موجب تسهیل گفتگو بین تمدن‏ها و فرهنگ‏هاست، از همین تئوری رفته و نتیجه گرفته‏اند. اما همیشه فاصله‏ی زیادی بین تئوری تا عمل است، و می‏بینیم که یک چیز در تئوری همان چیزی نیست که در عمل است، (به دلیل قوانین ناشناخته طبیعت).
در عمل مشاهده شده است که میزان علاقه‏مندی بین دو ملت - گروه - فرد، تا زمانی که با هم فاصله داشته‏اند و ارتباط کم بوده، در حد بالایی قرار داشته است، اما به محض برقراری ارتباط و زیاد شدن آن، این علاقه‏مندی رو به صفر شدن نهاده است.
وضعی که هم اکنون در کشورهای عربی و افریقایی مشاهده می‏کنیم، از نظر تنفر نسبت به غرب و به خصوص امریکا و همچنین وضع مشابه و بلکه غلیظ‏تر آن در ایران شاهد بر مدعای ماست و این تنها سخن ما نیست، بلکه خود غربیان نیز در نقد سیاست‏ها و نوع بینش‏های خود از آن گلایه‏مندانه سخن گفته‏اند.
فوکویاما تئوریسین لیبرالیسم جدید امریکایی، برخلاف برخی دیگر، چندان به نزدیک شدن فرهنگ‏ها و سودمند بودن ارتباطات در جهت تسهیل گفتگو خوشبین نیست، بلکه معتقد است اقدامات اخیر غرب حساسیت ملت‏ها را علیه آن برانگیخته است. وی می‏گوید:
فناوری ارتباطات باعث شده است که آسیایی‏ها و امریکایی‏ها خیلی ملموس‏تر و شفاف‏تر یکدیگر را ببینند، و این امر حاکی از آن است که آنها دارای نظام‏های ارزشی بسیار متفاوتی هستند.
در مقایسه با 40 سال پیش شاهد تغییرات بسیار زیادی در روابط آسیایی‏ها و ایالات متحده هستیم. عشق و علاقه میان آسیایی‏ها و امریکایی‏ها کاهش، و بی‏اعتمادی و تأکید بر تفاوت و تمایز افزایش یافته است. آسیایی‏ها به فساد، انحطاط شهرها و فروپاشی خانواده‏های امریکایی می‏نگرند و احساس می‏کنند که امریکا دیگر یک الگوی بسیار جذاب نیست. (روزنامه جام جم، 7/7/1381 ، ص 8)
سرژلاتوشه، از اوج‏گیری دوباره‏ی نهضت‏های هویت بخش، به ویژه بنیادگرایی اسلامی، به عنوان نمونه‏ای از دورشدن دو فرهنگ آسیایی - عربی و امریکایی - غربی یاد می‏کند، با این که آنها بیست سال قبل به تجدد خواهی امید بسته بودند. وی می‏گوید:
شدت تعصب فعلی آنها نشان دهنده‏ی شدت سرخوردگی آنهاست. (لاتوشه، 1379 ، 142)
نتیجه گیری
نتیجه‏ای که از مقایسه‏ی تئوری با عمل می‏گیریم چنان به دست می‏آورد که در عصر تحول به وسیله‏ی ارتباطات، نهاد فرهنگ‏ها عوض نمی‏شود، بلکه متناسب با شرایط جدید متحول می‏شوند و بار تازه برمی‏دارند و این همان چیزی است که برخی جامعه شناسان را به اشتباه انداخته است، تا آنجا که رخداد تازه را ادغام، استحاله و یکی شدن فرهنگ‏ها پنداشته‏اند و ارتباطات را بهترین فرمول برای یکی سازی فرهنگ‏ها دانسته‏اند. این فرمول، در عمل، تاکنون غلط بودن خود را نشان داده است. زیرا به قول لاتوشه نه تنها در سایر نقاط جهان توفیقی به دست نداده است، بلکه موجب سربرآوردن فرهنگ‏های سرکوب شده‏ی مقاوم در کنار خود نیز شده است (لاتوشه، 1379 ، 141-3). (ظهور فرهنگ‏های سنتی در امریکای لاتین). غلطک غرب شاید در ظاهر هر چیز را در سر راه خود صاف کند، اما ضمن آنکه فرهنگ‏های دیگر را صاف می‏کند، نمی‏تواند عملاً آنها را به خاک تبدیل کند و بر باد دهد، زیرا زمین نرم است و فرو می‏رود (لاتوشه، 1379 ، 135)، و فناوری ارتباطات به ظهور مقاومت‏های تازه‏ی فرهنگی کمک می‏کند.
هم در اینجاست که افقی تازه در برابر دیدگان ما گشوده می‏شود تا، به طور کلی، در مورد ارتباطات حکم نکنیم، لذا بحث ما معطوف به بند اول خواهد شد؛ یعنی ماهیت‏شناسی ارتباطات و گفتگو.
به بیانی دیگر، باید ابتدا دید این ارتباطات دنبال چه هدف و غایتی است و اگر برای تسهیل در امر گفتگوست، گفتگو برای چه منظوری است، زیرا غایت‏ها از ماهیت‏ها خبر می‏دهند.
اصولاً سه نوع هدف ممکن است منظور شده باشد:
1 ) اعلام اعتقادات خود؛
2 ) ایراد سلطه، پرخاش، اعتراض؛
3 ) تفهیم مواضع خود.
یقیناً آنچه تضمین کننده‏ی تفاهم بین تمدن هاست اقدام به گفتگوی با ابزار ارتباطات به منظور سوم است. زیرا منظور نخست دربردارنده‏ی عدم مدارا و تحمل غیر است و منظور دومی برانگیزاننده‏ی مقاومت ملت‏هاست. رومان هرتزوک نیز بر همین عقیده می‏گوید:
با این حال، همه‏ی مباحثات بین‏المللی در باب حقوق بشر نشان داده است که بیان اعتقادات و ایراد اعتراض‏ها به تنهایی نمی‏تواند ضامن برقراری گفتگوبین فرهنگ‏ها باشد و دراینجاست که ضرورت شناخت و فهم مواضع ما از سوی طرف‏هایمان آشکار می‏شود. (هرتزوک، 1380 ، 40)
هر چند که این معنای عدول از مواضع خویش نیست.
ابزار ارتباطاتی در خدمت گفتگوی تمدن‏ها - اینترنت
در حقیقت، ما از وسایل اطلاع رسانی نمی‏خواهیم سخنی داشته باشیم، زیرا آنها عموماً ارتباط یکسویه هستند و گرچه در جهت خدمت به تفاهم بین انسان‏ها می‏توانند نقش مهمی ایفا نمایند، لیکن مکانیسم آنها پخش و پراکنش و القای اطلاعات است. تنها وسیله‏ای که جز هدف فوق می‏تواند ابزار عمده‏ی ارتباطات نام گیرد، اینترنت می‏باشد. زیرا به وسیله‏ی آن، همه‏ی انسان‏ها می‏توانند با یکدیگر گفتگو و دیدار چهره به چهره در خانه‏های خود داشته باشند.
هیچ تردیدی در این نیست که شبکه‏ی اینترنت، در طول دهه‏ی اخیر، به صورت یکی از اصلی‏ترین ابزار کارامد تبلیغات و ارتباطات و بازرگانی درآمده است و این جریان می‏رود تا، در خلال سال‏های آینده، تمامی امکانات و سیستم‏های اطلاع رسانی را تحت‏الشعاع خود قرار دهد. ... شمار دستگاه‏های وابسته به این شبکه در خلال سال‏های 4-1992 از مرز 922 به 8/1 میلیون نفر؛ و در سال 1999 به 25 میلیون نفر رسیده، و این در حالی است که در این تاریخ تعداد کاربران بالغ بر 83 میلیون نفر بوده که با بیش از 800 میلیون صفحه «وب» روی سایت‏های شبکه سر و کار دارند و با این حال انتظار می‏رود در آغاز سال 2003 شمار کاربران اینترنتی به 500 میلیون نفر برسد.
با این حال، مسأله‏ی اینترنت نیز نمی‏تواند کارگشا باشد، زیرا بدون شک کنترل و حفاظت کامل آن در دست پنتاگون می‏باشد، هر چند ظاهراً ادعا می‏شود این شبکه در کنترل خاصی قرار ندارد. (بی‏نا، 1999 ، 95)
گفتگوی تمدن‏ها، هدف یا وسیله؟
در یک تحلیل تاریخی از زاویه‏ی ارتباطات، و با مقایسه نیمه‏ی اول قرن بیستم با نیمه‏ی دوم آن، یعنی قبل از جنگ جهانی و بعد از آن، می‏بینیم چه آن زمان که سطح گفتارهای بین‏المللی بسته و پرفاصله بوده، و چه پس از گسترش دامنه‏ی ارتباطات و بازتر شدن فضا برای پذیرش آواهای متنوع و فراوان ملت‏ها، در کلیت نوعی خود، انسان به وحدت نرسیده، بلکه گسل‏ها بیشتر نیز شده است. (محمدی، 1381 ، 11)در حقیقت، نقش رسانه‏ها در پیام رسانی هرگز در سپهر واحد انسانی موفق نبوده است. آیا دستگاه انتقال پیام دور از دسترس بوده یا نقصی در نظام رسانه‏ای وجود داشته و یا اصلاً انتظار ما از ابزار ارتباطات یعنی از رسانه‏ها بیش از حد معقول آن بوده است. یعنی در حقیقت، ما وضعیت گفتاری انسان‏ها را که در حال توسعه بوده و می‏باشد را با گفتگوی تمدن‏ها اشتباهاً یکی دانسته و آن را هدف پنداشته‏ایم!
بنابر این، نخست باید خود «گفتگوی تمدن‏ها» دوباره مفهوم سازی شود.
برای این که بتوان به درک بهتر و روشن‏تری از این مفهوم رسید، باید به مضمون اساسنامه‏ی یونسکو، که در 16 نوامبر 1945 به تصویب 20 کشور مؤسس آن رسیده و بر همان اساس بخش‏های مهمی از آن به رسانه‏های جمعی واگذار گردیده است، بذل توجه نمود. فلسفه‏ی وجودی این سازمان از میان برداشتن آن دسته از موانع معرفتی برشمرده شده است که موجب نابردباری، عدم مفاهمه، خشونت و جنگ می‏شوند. «از آنجا که جنگ در ذهن مردمان آغاز می‏گردد، باید صلح را هم در ذهن مردمان بنا نهاد. ناآگاهی از راه و رسم زندگی دیگران، در طول تاریخ بشریت، علت اصلی بی‏اعتمادی و شک در میان مردمان جهان بوده است؛ اختلافاتی که همیشه به جنگ منتهی شده است. (خانیکی، 1381 ، 26)
آنچه از این مضمون به دست می‏آید، هدف از آشنایی مردمان جهان به وسیله‏ی ارتباطات، مفاهمه و درک یکدیگر است. اما این نیز هدف اصلی نیست و هدف اصلی رسیدن به صلح جهان گستر و پایدار است.
بنابر این تفاوت بسیاری است میان توسعه‏ی وضعیت گفتاری، و حتی دیداری / جهان شمول با گفتگوی تمدن‏ها، که به مثابه‏ی یک راهبرد نظری - کرداری به عالمیان پیشنهاد گردیده است.
در واقع، برقراری وضعیتی که بتوان با آن به گفت و شنود پرداخت، به منظور پیدا کردن امکان‏هایی است برای دست‏یابی به ارتباط حقیقی بین انسان‏ها.
دکترین پیشنهادی در یک دیالوگ برای ارتباطات سودمند
موارد زیر که گاهی نیز به عنوان دیدگاه نظام اسلامی از زبان مسؤولین عالی رتبه در سخنرانی‏ها، بیانیه‏ها و مصاحبه‏ها اعلام گردیده است، می‏تواند به عنوان اصول محکم بنیادینی برای یک دیالوگ ارتباطات قلمداد گردد:
1 ) احترام گذاشتن به منزلت و برابری همه‏ی انسان‏ها، بدون در نظر داشتن تمایزی در نوع و ملیت، چه بزرگ و چه کوچک؛
2 ) باور داشتن تنوع فرهنگ موجب وضعیت پایداری در جامعه‏ی بزرگ انسانی، و به مثابه‏ی موهبتی ارجمند برای پیشرفت و خوشبختی نوع بشر در جهان است؛
3 ) احترام متقابل و مدارا نسبت به دیدگاه‏ها و ارزش‏های متنوع فرهنگی و تمدن‏ها، به علاوه، به رسمیت شناختن حق همه‏ی اعضای تمدن‏ها، برای پاسداری از میراث‏های فرهنگی و ارزش‏های خودشان، و همچنین دفاع از آنها در برابر بی‏حرمتی نسبت به اخلاق، دین یا فرهنگ و ارزش‏های ملی، قداست‏ها و اماکن مقدس؛
4 ) بازشناسی منابع متنوع دانش، در سرتاسر زمان‏ها و مکان‏ها، و ضرورت طراحی روی حوزه‏های پرمایه و غنی و عقلانی هر تمدنی که در فرایند سازی واقعی خود به سمت غنی سازی دو جانبه گام برمی‏دارد.
5 ) دفع هرگونه تلاش برای استیلا و سلطه‏ی فرهنگی و تحمیل آن بر دیگران، به علاوه، کارها و اصول اعتقادی‏ای که به ترویج مواجهه و برخورد تمدن‏ها می‏پردازند.
6 ) جستجو برای یافتن زمینه‏ی مشترک میان و برای همه‏ی تمدن‏ها، در راه چالشی صحیح و مشترک در سطح جهان؛
7 ) قبول همیاری و تحقیق برای رشد فهم‏ها، همچون اختصاص دادن مکانیسمی برای ترویج ارزش‏های مشترک جهانی، و نیز برای سرکوب عوامل تهدید جهانی؛
8 ) تعهد به مشارکت همه‏ی آحاد مردم و ملت‏ها، بدون تبعیض قائل شدن در امور خاص و خانوادگی‏شان، به علاوه، در تصمیم سازی و توزیع فرایندهای ارزشی؛
9 ) پیروی از اصول حامل حق، عدالت، صلح و یکپارچگی، به علاوه، اصول بنیادین حقوق بین‏الملل و منشور ملل متحد. (باقرشاهی، 2002)
منابع و مآخذ
1 ) اخوان زنجانی، داریوش (1381)، پل فیروزه، ش 3 .
2 ) باقر شاهی، علی‏نقی (2002)، The Dialogue Among Civilization، Message of Theaqalayn ، ش 28 .
3 ) بوهم، دیوید (1381)، درباره‏ی دیالوگ، گردآوری و تدوین: لی نیکول، ترجمه‏ی حسینی نژاد، محمد علی، دفتر پژوهش‏های فرهنگی.
4 ) خانیکی، هادی (1381)، رسانه، ش 51 .
5 ) رستگار مقدم، هادی (1376)، درآمدی بر ارتباط و وسایل ارتباطی، اندیشه حوزه، ش 9 .
6 ) روزنامه جام جم، 7/7/1381 .
7 ) فرهنگی، علی اکبر (1380)، ارتباطات انسانی، تهران، مؤسسه خدمات فرهنگی رسا.
7 ) بی‏نا (1999)، الکمبیوتر و الاتصالات و الالکترونیک (ضمیمه)، بیروت، مجموعه‏ی دارالصیاد.
8 ) لاتوشه، سرژ (1379)، غربی سازی جهان، ترجمه‏ی مشتاق فرهاد صفت، سمت.
9 ) محمدی، ابراهیم، رسالت (6/5/1381)، ص 11 .
10 ) محسنیان راد، مهدی (1374)، ارتباط‏شناسی، تهران، انتشارات سروش.
11 ) معتمد نژاد، کاظم (1371)، وسایل ارتباط جمعی، تهران، انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی.
12 ) هرتزوک، رومان (1380)، آشتی تمدن‏ها، ترجمه‏ی هرمز همایون پور، تهران، فرزان روز.