چکیده

جریان ارتباطات و موج عظیم اطلاعاتی، تغییراتی در تعاملات و روابط افراد با یکدیگر به وجود آورده و این امر موجب تفاوت در سبک زندگی و نگرش ها در خانواده شده است. این پژوهش با هدف تحلیل کیفی و کمی سبک زندگی خانواده دیجیتالی در شهر تهران (با رویکرد آینده پژوهی) انجام و از نظریه های گیدنز، پی یر بوردیو و یورگن هابرماس بهره گرفته شده است. روش تحقیق با توجه به ماهیت این مطالعه روش ترکیبی متوالی(کیفی(مصاحبه عمیق)- کمی (توصیفی- پیمایشی) است. مشارکت کنندگان در مرحله اول شامل 29 نفر از متخصصان در زمینه موضوع پژوهش با نمونه گیری غیراحتمالی از نوع هدفمند و ابزار گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه بهره گرفته شده است. جامعه آماری در بخش کمی کلیه شهروندان بالای ۱۸ سال مناطق ۲۲ گانه شهرتهران و نمونه آماری ۳۸۴ نفر از شهروندان بالای 18 سال ساکن در مناطق 1و 15 شهر تهران در سال 1398 است که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای و ابزار گرداوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته مورد مطالعه قرار گرفتند. بر اساس اولویت و اهمیت از دیدگاه صاحبنظران،4 سبکِ خانواده شامل: خانواده شبه رسانه ای، خانواده رسانه ای، خانواده ناپایدار رسانه ای و خانواده آشفته رسانه ای تدوین گردید. بر اساس سناریوهای شکل گرفته پرسشنامه ای تهیه و در دو منطقه ۱و ۱۵ شهر تهران اجرا شد. نتایج نشان داد که ورود فن آوری های نوین ارتباطی در شهر تهران، تغییرات متفاوتی را در ساختار خانواده و سبک زندگی در زمان حال و آینده ایجاد خواهد کرد. که دامنه این تحول از مرحله همسریابی و همسرگزینی، تداوم زندگی خانوادگی، روابط بین اعضای خانواده، نگرش جامعه به نهاد خانواده، کارکردهای آن، انگاره های روابط بین زن و مرد، طلاق، انگاره های جنسیتی، ایجاد مشاغل اقتصادی نوین، اوقات فراغت، مصرف گرایی و بسیاری مسائل را در برگرفته است.

تبلیغات