چکیده

قرآن کریم مهم ترین منبع شناخت احکام و علوم اسلامی می باشد و از دیرباز یکی از اهداف دانشمندان تفسیر و علوم قرآن، تبیین و بررسی این علوم در تفسیر بوده است. مفسر برای دستیابی به مراد خداوند از آیات کریمه به اصول و استانداردهایی نیازمند است که در اصطلاح به آن اصول تفسیر و یا استانداردهای تفسیری گفته می شود. وجود شیوه های تفسیری مختلف، تضارب آراء مفسران و خطای آنان، بیان گر ضرورت و نیاز مفسران به ضوابط و چارچوب های تفسیر است، تا بر اساس آن ها تفسیر خویش را استوار سازند. این استانداردها مبنای دقیقی برای تشخیص صحت و سقم تفاسیر مختلف و شناخت تفسیر صحیح از تفسیر به رأی در اختیار مفسر قرار می دهند. همه مفسرین از جمله مفسر بزرگ، علامه طباطبایی در «المیزان»، تفسیر خود را براساس اصول و استانداردهای تفسیری بیان نموده اند. در این یژوهش به روش توصیفی-تحلیلی، به بررسی نوع عملکرد علامه طباطبایی در به کارگیری برخی از مهم ترین استانداردها همچون «قرآن»، «احادیث» و قراینی مانند «سیاق» در تفسیر سوره «یس» پرداخته شده است.