آرشیو

آرشیو شماره ها:
۱۴

چکیده

این پژوهش به دنبال ارتباط بین ثابت و متغیر انسان با تکنولوژی معماری از طریق مدل سازی نظری و استدلال منطقی است. پاسخ این سؤال با جمع بندی از وضعیت ثابت و متغیر جهان و انسان در رویکردهای مختلف فلسفی و انسان شناسی و ارائه آن در یک مدل طیفی تشریح شده است. این مدل به خوبی نشان می دهد که تمایز مکاتب فلسفی در مورد انسان در این نیست که یکی قائل به ثوابت انسانی است و آن دیگری نیست؛ بلکه این تمایز در موضع دقیق ثوابت هر مکتب در مورد انسان نهفته است. بر اساس یافته های پژوهش هدایت تغییرپذیری تکنولوژی معماری در سه حوزه قابل بیان است؛ حوزه نخست به گرایش هایی تعلق دارد که به ثوابت فراذهنی اصالت می دهد. قطب مقابل این گرایش، به اعتقادی به ثوابت فراذهنی و ازلی ندارد بلکه این ثوابت انسانی را در عالم عینیت می پندارد. ازاین رو به تغییرپذیری تکنولوژی اصالت می دهد. در حوزه سوم تطابق الگویی تکنولوژی با انسان اصالت دارد. بررسی موردی انجام شده در مسکن کولانشینان خرم آباد لرستان نشان دهنده آن است که در وضعیت بومی سه حوزه شناسایی شده، فعال است. در مورد پژوهی انجام شده به عنوان نمونه ای از معماری بومی عدم وجود نظریه ابرازشده و قواعد صریح (بیان شده) سبب می شود تمام طیف وجودی انسان از ماورای ذهنیت تا عمق عینیت در اثر مصنوع به عنوان ابزار (تکنولوژی) زیست ظهور پیدا کند.

تبلیغات