چکیده

جامعه شناسی رمان به عنوان یکی از روش های تحلیل، در سال های اخیر مورد توجه جامعه ادبی قرارگرفته است؛ با این حال، کاستی ها و نارسایی هایی در کاربرد رویکردهای این روش برای نقد رمان های ایرانی وجود دارد که مطالعه انتقادی آن را ضروری می سازد. در این پژوهش انتقادی، ده مقاله علمی- پژوهشی که به نقد جامعه شناختی رمان های ایرانی براساس رویکرد ساختگرایی تکوینی گلدمن پرداخته اند مطالعه شده است. این مطالعات نشان می دهد که پژوهش های کامل و جامع در اقلیت قرار دارد؛ چراکه کاربست این رویکرد مستلزم رعایت شرایطی است که بی التفاتی پژوهشگر نسبت به آنها گاه منجر به ناکامی مطالعه شده است. برخی از نارسایی ها به درک نادرست پژوهشگر از مفاهیم نظری و درنتیجه عدم تبیین و کاربست آنها در متن، افتادن در دام تقلیل گرایی و اعمال اجزایی از نظریه بر متن به جای کل آن، عدم شناخت روش و اهداف نظریه، بی التفاتی پژوهشگر نسبت به بستر اجتماعی خلق نظریه، سهل انگاری در انتخابِ متنی همسو با نظریه و نیز ضعف تفکر انتقادی پژوهشگران در فرایند مطالعه منظرگرایانه اثر معطوف است. شناسایی، طبقه بندی و تحلیل این آسیب ها با روش فراتحلیل، هدف مطالعه حاضر بوده است.