آرشیو

آرشیو شماره ها:
۲۰

چکیده

الگوها و مدل های متفاوتی که از سوی نظریه پردازان ترجمه ارائه شده است، به عنوان معیاری مناسب و با کارکرد دقیق تری برای سنجش ترجمه ها به کار می رود. میزان مقبولیت ترجمه یک اثر ادبی زمانی مشخص می شود که طبق این الگوها نقد و بررسی گردد تا جوانب مثبت و منفی ترجمه آشکار شود؛ چراکه جوانب و ویژگی های مثبت و منفی ترجمه، به میزان کیفی متن ترجمه شده دلالت دارد. در این جستار برآنیم تا بر اساس الگوی پیشنهادی گارسس، ترجمه سه بخش از رمان « قلب اللیل» نجیب محفوظ را با عنوان «دل شب» از کاظم آل یاسین، با در نظر گرفتن متن اصلی رمان بررسی نماییم. مدل گارسس شامل چهار سطح «معنایی لغوی»، «نحوی صرفی»، «گفتمانی کارکردی»، «سبکی منظورشناختی (عملی)» و نیز زیرمجموعه های خاص هر سطح می باشد. دستاورد این پژوهش مبیّن آن است که آل یاسین در دو سطح «معنایی لغوی» و «نحوی صرفی (واژه ساختی)» نسبت به دو سطح دیگر الگوی گارسس، موفق تر عمل کرده است؛ به عبارتی ترجمه وی از این لحاظ، کفایت لازم را دارد، به طوری که دو سطح «گفتمانی کارکردی» و «سبکی منظورشناختی» نیز تنها از مقبولیت و نه کفایت برخوردار است.