آرشیو

آرشیو شماره ها:
۲۰

چکیده

اسطوره فره ایزدی از مهمترین ارکان اندیشه سیاسی ایران باستان و جزو مولفه های اصلی مفهوم شاهی آرمانی بود. این اسطوره کارویژه های سیاسی مشروعیت آفرین داشت، رفته رفته دستخوش تحول معنایی شد. پرسش اصلی پژوهش حاضر آن است که سازوکار این تحول معنایی و تطور محتوایی چه بود؟ در این جستار با روش تحلیلی- تفهمی مبتنی بر معناکاوی و فهم همدلانه شواهد تاریخی ذیل رهیافت جامعه شناسی تفهمی، این موضوع بررسی می شود. در عین حال چارچول مفهومی از نظریه کنش گفتاری آستین و جامعه شناسی کنش معنادار با اتکا بر آرای پیتر وینچ به روش گردآوری داده ها و روش کتابخانه ای استفاده شده است. نتیجه آن که، اسطوره فره در چارچوب قواعد فرهنگی عهدساسانی، برخوردار از محتوای کیهان شناسانه، اساطیری و معانی اجتماعی بافروپاشی ساسانیان با هدف احیای کارویژه های سیاسی آن بازسازی صوری شد، درحالی که بسیاری از کارویژه های اجتماعی خود را ازدست داده و در نتیجه نبود درک اجتماعی عمیق ، به لحاظ فرم و محتوا دستخوش دگرگونی ها و تطورات گوناگون شد.