چکیده

طبقه بندی نویسنده ای ایرانی در یک مکتب ادبی امری رایج نزد منتقدین است. صادق چوبک اغلب با برچسب ناتورالیست معرفی می شود، زیرا بین آثار او و آثارنویسندگان ناتورالیست شباهت هایی وجود دارد . این شباهت ها عبارتند از : به کارگیری شخصیتهایی از طبقات پست جامعه ، موضوعاتی چون فقر و فساد و زبان گفتاری. حال این سؤال مطرح می شود که آیا هر نویسنده ای با داشتن چنین ویژگیهایی ناتورالیست می باشد . در ضمن گروه کوچکتری از منتقدین چوبک را نویسنده ای نوآور می پندارند . هدف این مقاله انجام مطالعه ای است تطبیقی میان امیل زولا به عنوان نظریه پرداز و بنیانگزار ناتورالیسم و صادق چوبک در چارچوبی کاملا محدود با انتخاب رمانهای لاسوموآر، نانا و ژرمینال از رمان نویس فرانسوی و رمانهای تنگسیر و سنگ صبور و داستان کوتاه انتری که لوطیش مرده بود از نویسنده ایرانی . این تحقیق به دنبال یافتن شباهت ها و تفاوت ها ی دو نویسنده در آثار گزیده شده و در زمینه های شخصیت ها ، مضامین و سبک می باشد و به ما نشان می دهد که چوبک به ظاهر ناتورالیست به سبب دارا بودن برخی از ویژگیها نوآور باقی می ماند و استفاده از بر چسب ناتورالیست برای معرفی وی کافی نیست. او از ناتورالیسم فراتر می رود.