۳.
کلیدواژهها:
علویان شیعیان تقیه امامان اثناعشری حکومت عباسیان قیام
پژوهش درباره حیات سیاسی شیعیان در عصر حضور، بدلیل همراهی با امامان(ع) از اهمیت ویژه ای برخوردار است. دوره زمانی پس از قیام عاشورا برای شیعیان را می توان دوره ورود به عرصه جدیدی از تحولات سیاسی دانست که با توجه به شرایط خاص پس از قیام، اقدامات متفاوت شیعیان را درپی داشت. در این میان علویان به صورت بارز در حیات سیاسی شیعیان تأثیرگذار بودند. این نوشتار با اتخاذ شیوه تاریخی و بهره گیری از توصیف و تحلیل گزارش های تاریخی، درصدد پاسخ به این سوال است که دیدگاه های سیاسی علویان چه تأثیری در حیات سیاسی شیعیان تا برآمدن عباسیان داشته است؟ انسجام و وحدت مسلمانان که با کوشش پیامبر اکرم(ص) و اصحابش فراهم شده بود، بلافاصله پس از رحلت رسول گرامی اسلام(ص) دچار دگرگونی شد. براساس اندیشه سیاسی شیعه، خداوند حق ولایت و تشکیل حکومت را به پیامبر(ص) و پس از او به ائمه(ع) واگذار نموده است. از این رو از نگاه شیعیان، انتصاب امام امری الهی و از مسائل کلام و اصول دین به شمار می آید. در مقابل، اهل سنت در مسئله حکومت به نظام خلافت معتقد بوده و انتخاب خلیفه را به شکل های مختلفی با انتخاب مردم، معرفی از سوی خلیفه قبل، شورا و... ممکن می دانند. مهم ترین چالش شیعیان در تعامل با سایر مسلمانان و حکمرانان غیرشیعه، ریشه در همین اندیشه سیاسی داشته و دارد، اگرچه در نوع تقابل با حکومت ها اختلافاتی در میان شیعیان وجود دارد. حضور انتقادی هاشمیان و علویان در عرصه سیاست، نتیجه سیاست های نادرست خلفا به ویژه اقدامات افراطی بنی امیه در قوم گرایی دوره حکمرانی عثمان (23-35ق) و اعطای امتیازات سیاسی و حکومتی به آنان بود که مخالفت هایی از سوی برخی گروه های اجتماعی را برانگیخت. مروری اجمالی بر حیات سیاسی شیعیان تا روی کار آمدن عباسیان ما را با شرایط متغیر و در نتیجه عملکرد متفاوت شیعیان مواجه می سازد. شیوه مدارا با حکومت و عدم برخورد نظامی یا شیوه تقابل نظامی برخلاف سیاست تقیه ائمه(ع) که از سوی گروه هایی از شیعیان اتخاذ شد. ائمه اثنا عشر(ع) و شیعیان پیرو آنها بعد از قیام عاشورا، با تقابل مستقیم نظامی و قیام مخالفت داشتند. لذا، تحرک سیاسی- نظامی انجام ندادند، اما دیگر گروه های شیعی دیدگاه ها و اقدامات متفاوتی داشتند. کیسانیه با اعتقاد به امامت محمد حنفیه (م81ق) فرزند غیرفاطمی امام علی(ع) و فرزندان وی، اولین انشعاب یا انحراف در اندیشه سیاسی شیعیان را موجب شده و اندیشه جدیدی در امامت مطرح کردند. علویان زیدی بعد از کیسانیه با طرح ضرورت تقابل نظامی، دیدگاه جدیدی در شیوه تقابل با حکومت ها مطرح کردند. سیاست تقیه امام باقر(ع) و امام صادق(ع) در شرایط اجتماعی و سیاسی که شیعیان به تحرک و تقابل در برابر حکومت نیاز داشتند، مورد پذیرش بسیاری از شیعیان قرار نگرفته و برخی از صادقین رویگردان شده، به دیدگاه های انقلابی زیدبن علی (م122ق) متمایل شده و گروه جدیدی را تشکیل دادند. علویان حسنی گروه سومی بودند که اختلاف در میان شیعان را بیشتر نمودند. نوادگان امام حسن مجتبی(ع)، به ویژه در عصر صادقین(ع)، تبعیت چندانی از رویکردهای سیاسی ائمه(ع) نداشته، و در طی فرایند کوتاهی اندیشه انقلابی و ضد تقیه ای زید را پذیرفتند. بررسی گزارش های تاریخی نشان از اختلاف جدی در دیدگاه سیاسی علویان و ظهور دو رویکرد اصلی 1) سیاسی- اعتقادی مبتنی بر اصلاح از سوی پیروان ائمه(ع) و 2) رویکرد سیاسی- نظامی سایر علویان همسو با معارضان خلافت دارد که نتیجه آن، عدم انسجام در حیات سیاسی تشیع، اختلاف در شیوه تقابل با حکومت و در نتیجه ایجاد زمینه پیدایش فرقه های جدید شد. برخلاف شیوه برخی علویان در بهره گیری از تقابل نظامی، هدف اصلی از طرح سیاست تقیه از سوی امامان(ع) را می توان حفظ امنیت و تثبیت جایگاه اجتماعی، سیاسی و اقتصادی شیعیان و دور کردن خطر اقدامات متقابل دستگاه خلافت علیه امام و شیعیان دانست.