مراجعات علمی سران فرق غیرشیعه به امام باقر و امام صادق(ع) (94-145ق)؛ زمینه ها، عوامل، موضوعات و واکنش ها(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
تاریخ اسلام سال ۲۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۱)
80 - 55
حوزههای تخصصی:
جایگاه علمی صادقین(ع) در زمانه خود، از جمله موضوعاتی است که در تحقیقات چند دهه اخیر مورد توجه قرار گرفته است. بااین حال، مرور تحقیقات نشان از تمرکز محققان بر جنبه فقهی و حدیثی این مراجعات دارد و می توان گفت توجه چندانی به رجوع متکلمان دیگر فرق به ایشان صورت نگرفته است و بررسی این موضوع، می تواند زوایای تازه ای از جایگاه علمی صادقین(ع) در سده های نخستین اسلامی را نمایان سازد. نوشته پیش رو، با درک این خلأ، به شناساندن فضا و بستر شکل گیری مراجعات علمی، نمودهایی که برای اقدام کنشگران در مراجعه علمی و دلایل آن وجود دارد و نیز موضوعات و مباحث در مراجعات علمی و واکنش های مراجعه کنندگان به صادقین(ع)، می پردازد. مدعای تحقیق، عمومیت توجه سران فرق غیرشیعه آن دوره یعنی معتزله، مرجئه، اصحاب حدیث، خوارج و بتریه به جایگاه والای علمی صادقین(ع)، بدون محدودیت مراجعات در موضوعات اعتقادی یا فکری خاص است. توصیف عمیق و گسترده گزاره های تاریخی، علاوه بر تأیید مدعا، نشان داد که زمینه های مراجعات علمی و مواجهه صادقین(ع) در برابر این گروه ها، بسته به شرایط و ویژگی های سیاسی، مذهبی و اجتماعی آنان، متفاوت بوده است. در مجموع، بررسی های ما نشان داد که بزرگان مهم ترین فرق کلامی غیرشیعه عصر ایشان، یعنی: معتزله، مرجئه، اهل حدیث، خوارج و بتریه، با وجود اختلافات قابل توجه در برخی اصول اعتقادی و روابط نامناسب پیروانشان با امامیه، علم و دانش آن دو امام را امری مسلّم پنداشته و به همین دلیل، به طور متعدد و در اشکال گوناگون به ایشان مراجعه می کردند. نگارش کتاب، نقل روایت و اعتراف به جایگاه علمی صادقین(ع)، از بارز ترین جلوه های این مراجعات علمی است. همچنین، تحلیل فضای علمی و فرهنگی عصر صادقین(ع) و علل مراجعه سران فرق با توجه به گفتار خود ایشان، نشان می دهد مهم ترین دلیل احساس نیاز آنها به منبع علمی صادقین(ع)، دستیابی به پاسخ پرسش های روزآمد آنان در مباحث گوناگون بوده است. پژوهش پیش رو، نشانگر آن است که پرسش های این گروه ها در موضوعات کلامی متعدد و در گام بعد، در حوزه: فقه، تفسیر، اخلاق و مباحث اجتماعی بوده است. صادقین(ع) در مواجهه علمی با سران گروه های کلامی غیرشیعه به طورکلی و جز در موارد خاص، فضا را برای ارتباط با ایشان فراهم می کردند و اصل را بر همدلی، گفت وگو و مدارا می گذاشتند؛ بااین حال، از جهت روحیه علمی بسیار جدی بودند و در تأکید بر مبانی یا نشان دادن انحراف طرف مقابل یا معرفی خود، جز در مواردی که تقیه لازم بود، ابایی نداشتند. بنای حضرات، بر استدلال مبتنی بر قرآن و سنّت بود؛ اما خود در طرح مباحثی که نیازمند به کارگیری روش عقلی بود، به خصوص در برابر فرقه هایی که بر این روش تأکید داشتند، از استدلال های عقلی استفاده می کردند. تحقیق حاضر، گام نخست برای پژوهش در این زمینه به شمار می رود و می توان آن را مقدمه ای برای یک بررسی بیشتر در نظر گرفت و نیز می توان به روشی مشابه، آن را با تمرکز بر منابع هریک از فرق مورد نظر دنبال کرد.