مطالب مرتبط با کلیدواژه

نمادگرایی عرفانی


۱.

سمبولیسم نور و رنگ در عرفان ایرانی- اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نور رنگ عرفان و تصوف نمادگرایی عرفانی نمادواژه های رنگ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷۵۲ تعداد دانلود : ۲۱۷۰
بی شک عرفان و تصوف- به دلیل مایه های ارزشی و اخلاقی آن- از غنی ترین نحله های فکری بشر است که بیشترین رسالت را در ابلاغ پیام باطنی دین بر عهده دارد. قدرت تأثیر و عمق نفوذ اندیشه های عرفانی در جامعه اسلامی به حدی است که کسی را یارای انکارآن نیست؛ اما از آنجا که مفاهیم کشف و شهودی عرفا(مفاهیم تجریدی) در دایره محدود واژگان و الفاظ نمی گنجد و به قول مولانا «لفظ در معنا همیشه نارسان» است. برای رفع چنین تنگنا و نارسایی چاره ای جز بهره گیری از فنون هنری و ظرفیت های زبان شاعرانه وجود ندارد؛ بنابراین اغلب عرفا با بهره گیری از امکانات زبانی چون تشبیه، مجاز، استعاره، ایهام و نماد به بروز تجارب شخصی خویش روی آوردند. در این میان استفاده از نمادواژه های رنگ در وصف عواطف نفسانی و دریافت های شخصی بسیار قابل توجه است درحالی که به این مهم کمتر توجه شده است. این مقاله به نقش سمبولیک رنگ ها در بیان کیفیات نفسانی و تجربه های شخصی عرفا پرداخته، به امید آن که تا حدی افق دید مخاطبان را نسبت به واژه گزینی های هدفمند عرفا وسعت بخشد یا به آنان در کشف راز و رمز آن واژگان در آثار عرفانی یاری نماید.
۲.

نگرشی حکمی به عناصر بنیادی تجسمی از منظر زیباشناسی عرفانی فیض کاشانی و کاربست آن در تحلیل آثار تایپوگرافی

کلیدواژه‌ها: فیض کاشانی رساله مشواق نمادگرایی عرفانی رمز عناصر تجسمی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۶۲
علامه فیض کاشانی از اعاظم و مفاخر علمای شیعه و در فقه، اصول، فلسفه، کلام، عرفان، حدیث و به عبارتی تمام علوم مهم عصر خود از مردان کم نظیر روزگار است. از خلال آثار ایشان می توان به بسته جامعی از اصول عرفان نظری مطابق با سیره و درر کلام ثقلین دست یافت که در آن، نظام هستی مملو از اسماءالله و مناسبات آن، تبیین می شود. وی در رساله ای مختصر به نام مشواق، با استناد به مثنوی گلشن راز شیخ محمود شبستری ضمن شرح نمادهای محسوس رایج در شعر عارفان، شیوه ای در رازگشایی از نمادگرایی عرفانی به کار برده که می توان با بازتعریف، آن را در تحلیل آثار هنرهای تجسمی به کار برد. فیض در نمادسازی، هم زمان از ویژگی های ظاهری و کیفی نمادهای حسی در تطبیق با امور معقول بهره می برد. از منظر زیباشناسی عرفانی وی، اصول و نمادهای هنرهای تجسمی مانند ترکیب بندی، ریتم و رنگ همانند نمادهای عرفانی رخ و زلف و لب قابل تأویل و ارجاع به امور باطنی اند. بنابراین کثرت خطوط در پوستر یادآور ریتم زلف یار است و نقطه مقام اختفای غیب است. رنگ نفخ روح و افاضه وجود است که در نماد ادبی کار لب دانسته می شود. چشم محبوب محل بروز احساسات و غمزه است. نور عامل نمایش جذابیت و دیدن اثر است. خط روی معشوق حد فاصل غیب و شهادت، مهم ترین عنصر جداکننده تجسمی است و رخ با کارکرد ترکیب بندی در هنر همخوان است. کار شراب ایجاد شور و هدم قواعد عقلی است و این نقش از آن عامل مسلط یا تضاد در اثر تجسمی است