ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۳٬۲۴۱ تا ۸۳٬۲۶۰ مورد از کل ۵۵۵٬۸۱۰ مورد.
۸۳۲۴۱.

نقش شاخص های سازمان فضایی بر میزان اجتماع پذیری، باتأکید بر عوامل کالبدی- عملکردی در مساجد شهر قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۵ تعداد دانلود : ۳۹۳
مساجد به عنوان نوعی قرارگاه های جمعی با پتانسیل اجتماع پذیری بالا در راستای هم ساختی فعالیت های عبادی، آموزشی و فرهنگی؛ سلسله مراتبی از نظام های رفتاری و فعالیتی را به وجود می آورند. امروزه به دلیل تغییر در ساختار شهری، می توان شاهد افزایش شکل گیری مساجدی با ساختاری طبقاتی و یا طرح های با مبانی کمینه گرایی بود که؛ سرزندگی، پویایی و میزان اجتماع پذیری مطلوب و پیوند پایدار مابین فضا و مخاطبان در این مساجد برقرار نگردیده است. هدف پژوهش؛ بررسی سنجش میزان اجتماع پذیری در مساجد و عوامل مؤثر در کیفیت اجتماعی آن با اولویت قرار دادن مؤلفه های کالبدی و عملکردی در مساجد شهر قزوین می باشد. ابتدا مساجد موردنظر با روش توصیفی تحلیلی و میدانی موردسنجش قرارگرفته اند و در ادامه به جهت بررسی پاره ای از پارامترها، پرسشنامه تدوین گردیده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که عوامل کالبدی ایستا و پویا نظیر؛ توزیع، پیکره بندی، سلسله مراتب فضایی و آسایش محیطی به همراه عوامل فعالیتی، در اجتماع پذیری محیط مساجد تأثیرگذار می باشند.
۸۳۲۴۲.

فضای شهری و سینما؛ تأثیر بازنمایی منظر جنگ در ارتقا خاطرات جمعی (مطالعه موردی: ایستاده در غبار و روز سوم)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۰ تعداد دانلود : ۳۵۰
یکی از عوامل تقویت خاطره جمعی در شهرها، اتفاقات و رویدادهای خاص مانند جنگ می باشد که جهت استمرار و انتقال این مفاهیم در فضای شهری، سینما نقش مهمی را ایفا می کند. هدف ازاین پژوهش بررسی تاثیر بازنمایی معیارهای فضای شهری در ارتقا خاطرات جنگ می باشد. دراین راستا معیارها بدست آمده از ارتباط فضای شهری وسینما در دوفیلم روزسوم و ایستاده درغبار مورد تحلیل قرارگرفت. با توجه به نتایج بدست آمده از میزان به تصویر کشیدن معیارها در دو فیلم، بازنمایی بیشتر فضاهای دوران جنگ در فیلم «ایستاده در غبار» معیار عملکردشهری با مدت زمان 1642 ثانیه و «روز سوم»، معیار نماد شهری با 677 ثانیه می باشد. از دید تماشاگران اهمیت معیار نماد شهری در فیلم روزسوم، معیار بستر طبیعی و عملکرد شهری در فیلم ایستاده از اهمیت شایانی در بازنمایی خاطرات جمعی برخوردار است. بر همین مبنا راهکارهای موثر جهت بازنمایی فضاهای شهری ازدیدگاه شهرسازانه در فیلم ارائه شده است.
۸۳۲۴۳.

معرفی نسخه خطی دیوان حسینی به رقم سلطانعلی مشهدی 890 هجری و تحلیل آرایه های تذهیب آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷۶ تعداد دانلود : ۴۱۹
  دیوان اشعار سلطان حسین بایقرا، مشهور به دیوان حسینی ، از جمله آثار ادبی است که در دربار تیموریان و ادوار پس از آن، به کرات به رشته تحریر درآمده است. یکی از رونوشت های آن، سند 12148، موجود در دپارتمان نسخ خطی موزه ملی پاریس، مورخ 890 قمری است. این نسخه سلطنتی (استنساخ در دارالسلطنه هرات) به جهت برخورداری از عناصر کتاب آرایی از قبیل نگارگری، خوشنویسی (به قلم سلطانعلی مشهدی)، تجلید، تذهیب، تشعیر، جدول کشی و در دسترس بودن تمامی صفحات، نمونه ای شاخص و درخور مطالعه ساختاری به ویژه از حیث تزیینات تذهیب به نظر می رسد؛ بنابراین تحلیل فنی-هنری عناصر تذهیب این دیوان، هدف اصلی پژوهش حاضر است. بر همین مبنا، مقاله پیشِ رو، با رویکردی سبک شناختی و روشی توصیفی تحلیلی، ضمن رجوع به منابع کتابخانه ای، آرایه های تذهیب نسخه مذکور را بررسی و تحلیل خواهد کرد. در این روند پس از معرفی نسخه خطی دیوان حسینی (890ق)، به توصیف ساختاری مؤلفه های تذهیب آن پرداخته، سپس این عناصر به تفکیک رنگ، نقش و ترکیب بندی تحلیل خواهند شد. ضمناً این پژوهش مترصد پاسخ به این پرسش است که ویژگی های بصری تذهیب نسخه دیوان حسینی چه بوده و در چه سبکی گردآوری شده است. در نهایت یافته های پژوهش، نشان می دهند که ویژگی های سبکی تذهیب این نسخه با ویژگی های تذهیب سایر نسخه های دوره تیموری مطابقت دارد. تنوع و غنای تزیینات در کتیبه ها، استفاده از رنگ طلایی و طلایی در کنار لاجوردی، کاربست نوعی رویکرد طبیعت گرایانه در استفاده از نقوش ختایی، گرایش به تزیینات چینی و ترکیب بندی پیچیده و هماهنگ، از جمله این موارد است.    
۸۳۲۴۴.

بیش متن های نگاره «ولادت غازان خان» در دو نسخه از جامع التواریخ مصور دوره بابری هند (قرن 16م)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۶ تعداد دانلود : ۴۳۹
    دوره اکبرشاه بابری (قرن دهم قمری) یکی از شکوفاترین دوره های تاریخی هند به شمار می رود که شاهد خلق نسخ خطی ادبی تاریخی متعددی بوده است. هنرمندان درباری بسیاری از این نگاره ها را با اقتباس از آثار هنری ایرانی خلق کرده اند. از میان این آثار، می توان به دو نسخه مصور از جامع التواریخ اشاره کرد که حاصل این دوره است. یکی از نگاره های مصورشده این دو نسخه، با موضوع «ولادت غازان خان» بوده و دارای یک پیش متن دوره تیموری است. هدف از پژوهش حاضر مطالعه چگونگی ارتباط میان دو اثر یادشده و نگاره ولادت غازان خان (پیش متن) در جامع التواریخ نسخه پاریس (دوره تیموری) است. در این مقاله تلاش شد تا به این پرسش پاسخ داده شود که شکل روابط برگرفتگی در آثار نقاشی بررسی شده چگونه تبیین می شود و در فرایند اقتباس این آثار از نگاره نسخه پاریس چه تغییراتی صورت پذیرفته است؟ این نوشتار به روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از رویکرد بیش متنیت انجام شده است. گردآوری داده ها برآمده از مطالعات کتابخانه ای و وبگاه های اینترنتی انجام شده است. بررسی های این مقاله نشان می دهد که ارتباط بین بیش متن ها و پیش متن از نوع درزمانی و بینافرهنگی بوده و متن های پسین یعنی هر دو نگاره نسخه رامپور و نگاره موزه وورستر با تغییر و تراگونگی در پیش متن خلق شده اند. البته فرایند اقتباس در دو اثر منتخب به یک صورت نبوده و علی رغم وجود تغییرات بسیاری، چون تغییرات فرهنگی، نشانه ای و زمانی، هم راستا بوده و انتقال فرهنگی- هنری را نیز در پی داشته است.        
۸۳۲۴۵.

دسته بندی کتیبه های شبه نوشتاری در هنر اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۲ تعداد دانلود : ۴۰۳
هنگام پژوهش در هنرهای اسلامی، به ویژه در تزئینات، با نمونه شکل های الفبایی مواجه هستیم که با وجود شباهت کلی با ساختار الفبایی متن، معنایی از آن ها خوانده نمی شود. گرچه این شکل ها در قالب الفبای متن ترسیم شده اند اما معنای خوانشی ندارند. این گونه از شکل ها، که شبیه نوشتار در کتیبه می باشند، در پژوهش حاضر به شبه نوشتار مرسوم گشته اند. در مواجهه با این نمونه ها، آنچه که توانسته مخاطب را به پذیرش- یا شک- در نوشتار بودن آن متقاعد نماید، آشناپنداری یا مشابهتی بوده که میان این نمونه ها و ساختار حروف در الفبای اسلامی می باشد. همچنین در بسیاری از کتیبه های تزئینی؛ شبه نوشتارها و نوشتارهای خوانشی  چنان با هم پیوندِ شکلی و ساختاری دارند که تفکیک آن ها به راحتی ممکن نیست، حتی تفکیک آن موجب عدم تعادل در صفحه می گردد. از این رو این پژوهش، با هدف شناخت و معرفی این دسته از شبه نوشتارها در هنرهای اسلامی سامان یافته است. در این مسیر دو پرسش اصلی پژوهش چنین است: 1- دلایل ترسیم شبه نوشتار در میان کتیبه ها چیست؟  2- شبه نوشتار ها چگونگی  و در چه ساختاری ترسیم شده اند؟ برای دستیابی بدین منظور از روش تحلیل تجسمی در نمونه آثار کتیبه ای دوره اسلامی، بهره برده شده است. جامعه آماری و نمونه ها از گستره کتیبه نگاری در هنر اسلامی انتخاب شده است. در نتیجه شبه نوشتارها به جهت تعادل صفحه و ایجاد تعادل بصری در کتیبه ایجاد شده اند. همچنین شبه نوشتارها به چهار گروه تقسیم می گردند: گروه نخست شامل کتیبه های می باشد که تمام سطح کتیبه را شبه نوشتارهای شبیه حروف کوفی پوشش داده است. گروه دوم شامل کتیبه هایی می گردد که شبیه دست نویس ها می باشد. در گروه سوم حرفی از حروف الفبای اسلامی استفاده میشود اما قابلیت خوانایی در آن وجود ندارد. در گروه چهارم بخشی از کتیبه که قابلیت خوانایی دارد با شبه نوشتارهایی که قابلیت خوانش ندارد نقش می شود.
۸۳۲۴۶.

مطالعه تطبیقی روایت «یوسف» در متون مقدس، ادبیات فارسی و نگارگری ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۴ تعداد دانلود : ۳۹۸
متنهای ادبی- هنری در بستر شکل گیریشان بهتر شناخته و رمزگشایی می شوند. رمزهای اثر بطور جدی متاثر از حوضچه های معنایی است که در آن تکوین می یابد. ازهمین رو یک متن در دوره های گوناگون دارای دلالت پردازیهای متفاوتی می شود. داستان یوسف، از داستانهایی است که در متون مقدس تورات و قرآن، هنر، ادبیات و عرفان دوره های مختلف مورد توجه قرار گرفته و در طول زمان و مستمر، هنرمندان نگارگر، شاعر و فیلمساز زیادی به آن پرداخته اند. این پژوهش با اهداف 1- شناسایی عناصر مورد توجه و مولفه های بکار رفته در روایت یوسف در متون مقدس، ادبیات فارسی و نگارگری ایرانی  و 2- شناسایی شباهتها و تفاوتهای این روایت در متون متفاوت ادبی، هنری و مقدس، به مطالعه این روایت می پردازد و به دنبال پاسخ به این سوالات است که 1- خرده روایتها و عوامل تاثیرگذار بر نحوه ارائه روایت یوسف در متون متفاوت کدامند؟ و 2- چه شباهتها و تفاوت هایی در ارائه این روایت در متون متفاوت ادبی، هنری و مقدس دیده می شود؟ این پژوهش به شیوه تحلیلی و تطبیقی انجام و جمع آوری مطالب به شیوه ی اسنادی می باشد. در تجزیه و تحلیل داده ها استفاده از روایت و خرده روایتها در قرآن و تورات، نسخه های طغانشاهی، قمی و جامی در ادبیات، نگاره بهزاد و سه نگاره از فرشچیان بررسی و با یکدیگر تطبیق داده شدند. نتایج نشان می دهد استفاده از خرده روایتها در طول زمان و بنا به مقتضیات فرهنگی-اجتماعی متفاوت بوده و هنرمندان ضمن تاکید بر اصل داستان ذکر شده در تورات و قرآن، عواملی مانند تاثیر متقابل جامعه و اسطوره بر یکدیگر، تغییر جامعه و فرهنگ و تاثیر آن بر دیدگاه هنرمند را در نظر گرفته و خرده روایت های متفاوتی را وارد گونه های هنری کرده اند.
۸۳۲۴۷.

کاشی نگاره ای از عصر قاجار؛ سندی بر تحکیم اقتدار ملی ایران در عرصه بین الملل (موجود در موزه ویکتوریا و آلبرت لندن)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۹ تعداد دانلود : ۳۹۷
اقتدار ملی گونه ای قدرت مشروع و ناظر به مجموع توانمندی های یک ملت است که بخش عظیمی از اعتبار و هویت خویش را در فرهنگ آنها و به واسطه مکانیسم های متعدد همچون هنر حاصل می کند. زیرا هنر اگرچه در سوی ظاهری اش مبتنی بر عناصر زیبایی شناختی، نوعی لذت خوشایند دیداری فراهم می نماید. لیکن در سوی پنهان و در لایه های معنایی عمیق تر این قابلیت را دارد تا حامل پیام و اندیشه ای گردد. همانند کاشی نگاره ای از عصر قاجار که هنرمندش، علی محمد اصفهانی به دلیل شرایط خاص تولید سفارشی و متناسب با تحولات همان اوان، آن را سرشار از آرایه های تزئینی و نگاره های روایتگر می کند تا در چینش های بصری متوالی، بیانگر اقتدار ملی ایران در عرصه بین الملل باشد. براین اساس، هدف پژوهش حاضر آنست تا با تحلیل این کاشی نگاره در بُعد ارتباط با سیاست موضوع مورد مطالعه و در مقطعی تاریخی، تجربه ای واقع بینانه از نقش مکانیسمی هنری در تحکیم و توسعه اقتدار ملی ارائه دهد. همچنین بدین سؤال پاسخ دهد که: این اثر در لایه های محتوایی آرایه ها و نگاره هایش به چه نحوی و با چه مشخصه هایی خلق گردیده تا به مثابه سندی بصری، چنین بار معنایی را بازنمایاند؟ بررسی ها به روش نقد شمایل شناختی، با استناد به منابع کتابخانه ای- الکترونیکی و تحلیل های کیفی انجام پذیرفت تا نحوه معنادهی به نگاره های میز کاشی تبیین گردد. نتایج نشان می دهند که هنرمند نخست جهت بسترسازی اثرش آگاهانه دست به گزینش داستان ها و تمثال شخصیت هایی زده که دارای بار نمادینی از مؤلفه های هویتی ایران بوده اند. سپس درصدد بر آمده تا این مؤلفه ها اعم از تاریخ، جغرافیا، میراث نهاد دولت و میراث فرهنگی و علمی را که هریک جزئی از تعلقات پایدار و غنی این سرزمین هستند بر قواعد و اصول تجسمی بنشاند و آنها را با استفاده از گونه ای رنگ گذاری، چهره پردازی، پرسپکتیو مقامی و نشانه های فرمی و پوششی مطرح گرداند. چنانکه در کل تعمیم دهنده اقتدار ملی به فراسوی مرزهای ایران باشند.   
۸۳۲۴۸.

تأثیر جریان ملی گرایی عربی بر هنر مدرن مصر (مطالعۀ تحولات هنر مدرن مصر از 1920 تا 1960)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۳ تعداد دانلود : ۴۴۹
هنر مدرن مصر در بستر جنگ های استقلال طلبانه، ایدئولوژی چپ گرایانه و احساسات ملی گرایانه طی دهه 1920 تا 1960 شکل گرفت. هنرمندان مدرن مصر به دنبال هنری بومی، ملی و مصری بودند تا بتوانند از طریق آن تمامیت مصر را ترسیم کنند. برخلاف این ایده که هنر مدرن پدیده ای غربی و اروپایی است، هنرمندان کشورهای غیرغربی همچون مصر به تجربه های مهمی در مدرنیسم هنری بومی، ملی و غیرغربی رسیده اند، گرچه در تاریخ نگاری هنر مدرن اغلب این تجربه ها نادیده گرفته می شوند و کمتر مورد توجه قرار می گیرند. در مقاله حاضر به این پرسش ها می پردازیم که مدرنیسم هنری مصر چگونه شکل گرفت؟ چگونه ملی گرایی مصری بر جریان هنری ملی و مصری تأثیر داشت؟ هنرمندان به چه تجربه هایی در مصر دست یافتند؟ برای پاسخ به این پرسش ها روش تاریخ پژوهی در پیش گرفته می شود تا با گردآوری مستندات و مطالعات منابع موجود، روند استنباطی از تحولات هنر مدرن مصر ترسیم شود. هدف این پژوهش بررسی نحوه شکل گیری هنر مدرن مصر به عنوان یک کشور غیر غربی و تبلور انواع ناسیونالیسم سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در آن است. پژوهش حاضر از نوع کیفی و به روش توصیفی- تحلیلی با استفاده از روش تاریخ پژوهی به انجام رسیده است. نتایج پژوهش نشان داد سه جریان زیر را باید در ملی گرایی مصر متمایز کرد که هنرمندان متأثر از این سه جریان به تجربه های متفاوت از هنر مدرن مصر ارائه دادند: 1. ناسیونالیسم فرهنگی: باستان گرایانه و تاریخ گرایانه (همچون آثار محمود مختار)، 2. ناسیونالیسم اجتماعی: بومی گرایانه و منظره نگارانه (همچون آثار راغب ایاد)و 3. ناسیونالیسم سیاسی: بیانگرانه و سوسیالیستی (همچون آثار عبدالهادی الجزر). بررسی آثار هنرمندان حاکی از تلاش آنها در شکل دادن به مدرنیسم هنری بومی و ملی داشت. این تجربه های هنرمندان مصری الهام بخش هنرمندان بسیاری در جهان عرب طی سال های 1920 تا 1960 بود.
۸۳۲۴۹.

مسجد جامع ساوه در گذر زمان با تکیه بر روایات تاریخی و شواهد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۳ تعداد دانلود : ۴۶۳
بیان مسئله: مسجد جامع ساوه با وجود قدمت زیاد و باقی ماندن از دوران اولیه اسلامی، سلجوقی، ایلخانی و صفوی آن گونه که شایسته است بررسی نشده و آنچه از گذشته تاکنون به عنوان نتایج کاوش ها ارائه شده بسیار اندک و حاوی ابهاماتی است که باید مورد بازنگری قرار گیرد. در بازدید میدانی اخیر در تاریخ 4 خرداد سال 1401 نکاتی کشف شد که تاکنون در هیچ مقاله یا گزارشی ذکر نشده، از جمله مواردی درباره چارتاقی، تزیینات معرق گچی در شبستان اولیه ستون دار، ناوهای گرداگرد مسجد و محراب های گچی سه گانه در امتداد محراب قبله.هدف پژوهش: برای دست یابی به الگوی اولیه مسجد با تکیه بر پیشینه تاریخی بنا و سیر تحولات آن در دوران مختلف، ضروری است آراء موجود بازنگری و به رفع ابهامات براساس بازدید میدانی اخیر پرداخته شود.روش پژوهش: روش تاریخی- اسنادی و گردآوری اطلاعات به شیوه کتابخانه ای و میدانی (مصاحبه با پژوهشگران و بازدید میدانی) است، سپس اطلاعات دسته بندی و جهت پاسخ به برخی ابهامات و تناقض ها با یافته های اخیر مطابقت داده می شود.نتیجه گیری: جامع ساوه یکی از مساجد کهن ایران با شبستان ستون دار (الگوی مسجد پیامبر) و آثاری از دوران سلجوقی، ایلخانی، صفوی و قاجار است که با آنکه ویژگی های منحصربه فردی دارد اما تاکنون در هاله ای از ابهام مانده است. شواهد قدمت بنا را احتمالاً پیش از مسجد فهرج و تاریخانه می رساند. اقوال مبتنی بر وجود آتشکده نیز در تاریخ بنا آمده اما در مورد این مکان نظرات مختلفی وجود دارد که برای هیچ کدام سند و مدرکی ارائه نشده است. یافته های اخیر نکاتی جدید در این بنا را نشان داد که پاسخ برخی ابهامات و راهگشای پژوهش های آتی خواهد بود.
۸۳۲۵۰.

پدیدارشناسی آموزه های شعر حافظ در فرایند یادگیری معماری براساس رویکرد ون منن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۳ تعداد دانلود : ۴۹۱
بیان مسئله: ساختار آموزش معماری امروز و آموزه های ارائه شده در این نظام بیشتر به چگونگی ساخت کالبد معماری (محوریت کالبد) و آفرینشگری اثر معماری کوشیده که این موضوع منجر به اقتدار اَبَرهای ساختگی و خودشیفتگی انسان معاصر شده است. معماری پدیده ا ی محلی است که ذات و ریشه آن را بایستی در انسان محلی و تجربه های زیسته آن جست و جو کرد. از این رو این پژوهش به دنبال پاسخ به چیستی آموزه های زیست شده شعر حافظ و پدیدارشناسی تأثیر این تجربه ها در فرایند یادگیری معماری است.هدف پژوهش: هدف از این پژوهش شناخت و بازاندیشی تجربه های زیست شده انسان در ارتباط با خوانش شعر حافظ جهت ارتقاء آموزه های انسان ساز در فرایند یادگیری معماری است.روش پژوهش: به لحاظ مطالعات انسانی به کار رفته، این تحقیق، پژوهشی کیفی است که با روش پدیدارشناسی و رویکرد ون منن (توصیفی- تفسیری) یکی از جریان های فکری در حوزه تعلیم و پرورش انسان؛ کوشیده است با عنایت به تجربه های زیست شده انسان در عالم شعر حافظ از طریق افرادی که با ادبیات و شعر حافظ آشنایی دارند به عنوان مشارکت کنندگان تحقیق به جست و جوی آموزه های درونی و ذهنی بپردازد. در روند پژوهش 18 آموزه اصلی از طریق مصاحبه با هشت نفر از متخصصین فلسفه، ادبیات، علوم انسانی و معماری که دارای تجربه زیست شده در عالم شعر حافظ بوده استخراج و سپس به کمک نرم افزار مکس کیودا ( MAXQDA) مضامین اصلی افقی سازی و جمع بندی شده است. نتیجه گیری: شعر حافظ به عنوان «فضای میانجی» پدیده ای است که هم به جنبه های ساخت انسان می کوشد و هم تکنیک های برقراری روابط گسترده با دیگر پدیده ها را ارائه می دهد. نتیجه این پژوهش در قالب مدل نهایی (دایره مینا) به معنای پالایشگری انسان و خود درمانی جهت تغییر نگرش سلطه جویانه پدیده های ایستا، چگونگی تعلیم انسان و نگارش معماری از طریق تجربه های زیست شده حافظ با زبان استعاری ترسیم شده است.
۸۳۲۵۱.

بدعهدی توأم با ناسپاسی انسان نسبت به خداوند در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۷ تعداد دانلود : ۳۱۳
وفای به عهد، از شاخصه های مهم اخلاقی است و بربهبود کلیه امور جوامع انسانی تأثیرمی گذارد برخلاف پیمان شکنی که اساس سامان های خانوادگی، اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی جوامع را درهم می ریزد. شکر گزاری نیزازجمله سجایای اخلاقی برجسته و شاخصه انسان تربیت یافته است. قرآن کریم و احادیث معصومین با نگاهی ویژه به موضوع وفای به عهد و شکر پرداخته و مکرر هر دو را مورد سفارش قرار داده اند. اما انسان تربیت نیافته، نه تنها در ارتباط با دیگر انسان-ها، بلکه دررابطه با خالق خویش نیز طریق بدعهدی و ناسپاسی را پیش می گیرد. قرآن کریم با ذکر عملکرد اقوام و ملل پیشین، بدعهدی و ناسپاسی آن ها را مورد نکوهش قرار داده و عواقب سوء آنان را گوشزد نموده است، از جمله آن عواقب، نابودی دارایی ها، بیماری اخلاقی نفاق، سلب توفیقات معنوی، هلاکت دنیوی و دوزخی شدن را می توان نام برد و هر یک از این ها می تواند به تنهایی انگیزه ای کافی برای پرداختن به موضوع مقاله حاضر باشد. حاصل فرایند بررسی عوامل، موارد وعواقب بدعهدی و ناسپاسی، دستیابی به این نتیجه است که از منظر قرآن کریم راه پیشگیری از این دو مؤلفه ناپسند اخلاقی، تکیه بر دو محور اصلی همه فضایل اخلاقی یعنی نماز و صبر همراه با عمل صالح است. با استفاده از تفاسیرعلمای تفسیر و کتب اخلاقی دانشمندان علم اخلاق، یاد مدام خداوند،غافل نبودن از مرگ، خوف از عقوبت اعمال و تزکیه نفس را می توان در راستای این دو راه کار قرارداد.
۸۳۲۵۲.

بررسی استدلال از طریق نفی نوخاستگی آگاهی بر دیدگاه همه روان انگاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۸ تعداد دانلود : ۴۲۸
همه روان انگاری دیدگاهی است که در مقابل فیزیکالیسم و دوگانه انگاری راه سومی را در تبیین آگاهی مطرح می کند. یکی از استدلال های مهم به نفع این دیدگاه نفی نوخاستگی آگاهی است. بر اساس نوخاسته گرایی درباره آگاهی، آگاهیِ انسان و سایر موجودات ویژگی ای است که در سطح غیربنیادین فیزیکی از سطح بنیادین فیزیکیِ فاقد آگاهی ظهور می کند. در دوره معاصر، ابتدا گالن استراوسون به تفصیل بر همه روان انگاری از طریق نفی نوخاستگی استدلال کرده است. مسئله این مقاله این است که آیا این استدلال درست است؟ استدلال استراوسون یک قیاس ذوحدین است که نوخاسته گرایی را به دو قسم نوخاسته گرایی صحیح و تبیین ناپذیر تقسیم می کند. استراوسون نوخاستگی صحیحِ آگاهی را ناممکن و نوخاستگی تبیین ناپذیر را اساساً نامنسجم می داند. هدف این مقاله این است که نشان دهد این استدلال درست نیست. این مقاله با ارائه چارچوب مفهومی جامعی که دربرگیرنده دیدگاه های اکثر نوخاسته گرایان معاصر باشد، و با توجه به پیشینه تاریخی نوخاسته گرایی (خصوصاً، دیدگاه براود) نشان می دهد که می توان قسم سومی برای نوخاستگی فرض کرد که اولاً منسجم باشد و ثانیاً نوخاستگی آگاهی بر اساس آن ممکن باشد. بر این اساس، قیاس ذوحدین استراوسون برای رد نوخاستگی آگاهی و دفاع از همه روان انگاری قابل دفاع نیست.
۸۳۲۵۳.

بررسی انتقادی مؤلفه های انفسی و آفاقی نظریه معنای زندگی تدئوس متز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۵ تعداد دانلود : ۴۶۴
تدئوس متز با ارائه نظریه ای غیرنتیجه گرایانه در معنای زندگی کوشیده است تا تبیین جامعی از معناداری زندگی بیشتر انسان ها ارائه دهد. نظریه وی بر سه مؤلفه استوار است: (1) مؤلفه انفسی، یعنی «گرایش مثبت ساحت عقلانی» انسان ها به ارزش های آفاقی؛ (2) مؤلفه آفاقی، یعنی ارزش های برخاسته از خوبی، حقیقت و زیبایی به عنوان بسترهای معنابخش؛ و (3) ارائه راه های تشخیص ارزش های آفاقی معنابخش. در این مقاله، با روش تحلیلی-انتقادی، ابتدا نظریه متز و مؤلفه های آن تبیین خواهد شد. سپس مهم ترین انتقادات به دو مؤلفه انفسی و آفاقی نظریه متز ارائه می شود که این انتقادها از این قرارند: (1) دفاع از معنابخشی نگاه نتیجه گرایانه به معنای زندگی، (2) ناسازگاری نظریه متز با شهود انسان ها، (3) عدم توجه آن به نقش جنبه های عاطفی در معناداری زندگی، (4) معنابخشی برخی شروط ضروری، (5) تردید در معنابخشی شروط اساسی، (6) ناتوانی شروط اساسی از تبیین معناداری برخی کارهای هنری، و (7) عدم توجه به معناداری کنش های ربات های هوشمند. در ادامه نشان داده می شود که اگرچه متز توانسته به بسیاری از انتقادات پاسخ دهد، ولی به معناداری کنش های ربات های هوشمند توجه نکرده است. اگر بتوان توان محاسباتی در ربات های هوشمند را از قابلیت های ساحت عقلانی انسان شمرد، می توان حدی از ساحت عقلانی را در آن ها پذیرفت و بدون نیاز به فرارفتن از ساحت حیوانی از معناداری کنش های ربات های هوشمند نیز دفاع کرد.
۸۳۲۵۴.

نقش «تضاد و جاذبه» در «شدن انسان» (بررسی انتقادی دیالکتیک هگل و تبیین دیدگاه شهید بهشتی)(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۱ تعداد دانلود : ۳۹۳
شهید آیت الله بهشتی، متفکر و فیلسوف معاصر، در انسان شناسی خود، انسان را موجودی متحرک و «شدنی» مستمر معرفی کرده است که می تواند در مسیر رشد قرار بگیرد و راه کمال را بپیماید. درمورد منشأ حرکت و شدن در هستی شناسی، نظریات مختلفی وجود دارد که یکی از برجسته ترین آن ها را می توان نظریه دیالکتیک هگل دانست. در مقابل، اندیشمندان اسلامی این نظریه را رد کرده اند و شهید بهشتی نیز قانون تضاد، جاذبه و التیام را اختیار کرده است. بر اساس مفاد این نظریه، انسان در مواجهه با تضاد و گرایش به یکی از اطراف تضاد ساخته می شود و این ساخته شدن مستمر همان حرکت و «شدن» در نگاه بهشتی است. این قانون در انسان شناسی او نمودی آشکار دارد و از انسان شناسی در نظامات اجتماعی انسان، نظیر نظام سیاسی، حقوقی و تربیتی نشئت می گیرد. در این پژوهش، به روش توصیفی تحلیلی ضمن تبیین و نقد نظریه دیالکتیک هگل، به دیدگاه شهید بهشتی درمورد عامل حرکت در متافیزیک پرداخته ایم و از آن در تبیین «شدنِ انسان» سود جسته ایم و به ثمراتش در اندیشه های تربیتی و سیاسی شهید بهشتی اشاره کرده ایم.
۸۳۲۵۵.

اندیشه و عمل سیاسی شیخ حسین بن عبدالصمد حارثی عاملی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۰ تعداد دانلود : ۴۰۴
 شیخ حسین بن عبدالصمد حارثی عاملی (984-918) از فقهاء مشهور دوره اول صفوی و معاصر با شاه طهماسب (984-930 ق) بوده است. بررسی اندیشه سیاسی، تأثیر و عملکرد او در امور سیاسی، هدف اصلی این پژوهش می باشد. سؤال اصلی این پژوهش آن است که اندیشه سیاسی شیخ حسین چه تأثیری در جامعه صفوی و عملکرد سیاسی شاه طهماسب داشته است؟ روش تحقیق در این پژوهش، تاریخی-تحلیلی و جمع آوری اطلاعات به روش کتابخانه ای  است. ابزار اصلی پژوهش داده های منابع تاریخی عصر صفوی به ویژه آثار باقی مانده از شیخ حسین بوده که بسیاری از این آثار هنوز ترجمه و تصحیح نشده اند. یافته های این پژوهش نشان می دهد که مهم ترین تأثیر اندیشه و عمل سیاسی شیخ حسین را می توان عمومیت بخشیدن به برگزاری نماز جمعه به عنوان فریضه ای مذهبی - سیاسی دانست. رویکرد شیخ حسین نسبت به نماز جمعه، مسئله گرفتن جوایز و هدایا از پادشاهان و سجده بر شاه، در راستای مشروعیت بخشی به حکومت شاه طهماسب بوده و در این زمینه تلاش فراوانی نموده است.
۸۳۲۵۶.

Archaeological Evidence for the Proliferation of Dari Persian in Khorasan(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۰ تعداد دانلود : ۴۵۳
Dari apparently began to spread in Greater Khorasan only in the aftermath of the Arab invasions of Iran. As the official language of the Sasanian court, it would experience a substantial proliferation following the shift in power from Ctesiphon and Fars to eastern Iran, particularly Khorasan, which appeared as a safe haven for the king and the prominent court families during the first two decades of the invasions. The question then arises as to the relation between the spread of Dari in Khorasan and the resettlement of western and southern Iranian populations in the eastern part of the collapsing empire. Our inquiry into the Sasanian-Islamic transition in quest of the fire temples that persisted in the early Islamic centuries led to the conclusion in view of the fluctuating numbers of coeval sites that the earlier harsh attacks had apparently forced inhabitants of southern Iran in particular Fars and Ctesiphon to take refuge in Khorasan, the land of Adur Burzen-Mihr Fire. In their new home, these refugees would adopt two different modes of subsistence, thereby settlement, systems: sedentary rural life, and nomadic lifestyle involving periodic moves within a certain area. This dichotomous approach would guarantee their survival. Among the manifold results of the late Sasanian peace treaties between the dehgâns and the Arabs was the preservation of Iranian culture and language in Khorasan, where it contributed to several advances. Several years of efforts by Iranian immigrants to revive architectural and poetic styles in Khorasan proved that they were triumphant in the cultural battleground despite of losing the actual battle.
۸۳۲۵۷.

برهان فرا- استقرای بدبینانه و واقع گرایی علمی: رویکردهای ارجاعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۴ تعداد دانلود : ۳۰۹
واقع گرایان علمی با برهان «معجزه نیست» (NM) استدلال می ورزند که موفقیت علوم در پیش بینی و توضیح بسیار مشکل، و حتی غیرممکن می بود، چنانچه نظریه های علمی صادق نبودند و هستومندهای (مشاهده ناپذیر) پیشنهادی آنها وجود نداشتند. درمقابل، لائودن با برهان «فرا-استقرای بدبینانه» (PMI) و با ارائه فهرستی از نظریه های موفق و درعین حال کاذبِ گذشته، ادعا می کند موفقیت یک نظریه در توضیح و پیش بینی ملازم با صدق آن نیست. در پاسخ، مبتنی بر رویکرد ارجاعی، واقع گرایان تلاش کرده اند نشان دهند ترم های نظریه های موفقِ گذشته به مصداق های خود ارجاع می دادند و هستومندهایی که پیش نهاده بودند، به نوعی در عالم وجود دارند. به علاوه، این ترم های ارجاعی و مصادیق موردنظر آنها به نوعی در نظریه های متوالی بعدی نیز حفظ شده اند. در این مقاله، پس از توضیح NM و PMI، با بررسی و نقد مهم ترین استدلال های واقع گرایان در رد PMI که همگی ذیل رویکرد ارجاعی قرار دارند، نشان داده می شود که هیچ کدام از این استدلال ها توان رد برهان PMI به شکلی فیصله بخش را ندارند. بااین حال، در پایان مقاله اشاره خواهد شد که مزیت رویکرد ارجاعی این است که به واقع گرایان اجازه می د هد حتی با فرض ناتوانی در رد برهان PMI، از خوانش متواضعانه تری از واقع گرایی، موسوم به «واقع گرایی وجودی» دفاع کنند.
۸۳۲۵۸.

حوزه های مفهومی واژه «هدایت» در قرآن کریم در چارچوب رویکرد تحلیل انتقادی چارتریس بلک از استعاره های مفهومی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۶ تعداد دانلود : ۴۲۶
پژوهش حاضر همراه با تحلیل استعاره های مفهومی و کلیدهای مفهومی واژه «هدایت» در دوازده جزء آخر قرآن کریم به تبیین حوزه های مفهومی آن بر اساس رویکرد تحلیل انتقادی چارتریس بلک (1995) می پردازد. کلیدهای مفهومی فوق و مفهوم سازی آنان در قالب عوامل واژگانی خاص همراه با نمونه های قرآنی نشان داده شده و با حوزه های مفهومی مشخص تبیین گردیده است. روش تحقیق توصیفی–تحلیلی و در چارچوب زبان شناسی شناختی می باشد. پرسش اصلی در پژوهش حاضر تحلیل آن است که در تبیین استعاره های مفهومی و کلیدهای مفهومی واژه هدایت، کدام حوزه های مفهومی به کار رفته اند؟ در این راستا و با تحلیل آیات مورد بررسی حوزه های مفهومی حاصل از نتایج تحقیق عبارتند از: دین، سفر، آگاهی، توحید، نور، وحی، اختیار، درمان، تقوی، داوری، تلاش، پاداش، شرایط آب و هوایی، تکوینی بودن (آفرینش). بیشترین کاربرد این حوزه ها مربوط به حوزه دین و سفر است که خود کلیدهای مفهومی «دین هدایت است» و «زندگی معنوی سفر است» را برمی انگیزد.
۸۳۲۵۹.

برهان عینیت ذهن و ذهنی بر اتحاد عاقل و معقول(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۳ تعداد دانلود : ۳۳۰
حکیم سبزواری در فضای حکمت متعالیه و با مبانی مسلّم متعالی و گذر از چارچوب مماشات با مبانی فلاسفه پیشین، به اقامه براهینی در اثبات اتحاد عقل و عاقل همت گماشته است. برخی مبادی این براهین در پوسته و ظاهر، نه در مغز و محتوا، همان مبادی حکمای پیشین است. از جمله این براهین، تکیه بر عینیت ذهن و ذهنی است. این برهان بر مبانی مسلّم و متقن حکمت متعالیه مبتنی است. از جمله این مبانی است: شناخت دقیق ذهن و رابطه وجودی آن با ذهنیات، نیز چیستی و هویت علم و رابطه نفس و قوا که همه از مبانی خاص حکمت متعالیه است. این برهان در گام اول به عنوان تأییدیه ای بر اتحاد عاقل و معقول مطرح شده است زیرا به نظر می رسد از تشبیه رابطه ذهن و ذهنی با رابطه خارج و خارجی و تمثیل آن دو به یکدیگر کمک می گیرد. اما در گام واپسین، استناد به مبانی ویژه حکمت متعالیه و فضای حاکم بر آن، به قوت خود می گراید و به عنوان برهان مطرح می گردد و شائبه تشبیه و تمثیل ذهن به خارج را می زداید، از این منظر که ذهن از مراتب خارج است و رابطه خارج و خارجی بر همه مراتب عین حاکم است.
۸۳۲۶۰.

رابطه عاطفه و جزء عقلانی نفس ازنظر ارسطو(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۷ تعداد دانلود : ۳۳۴
جایگاه عواطف در اندیشه ارسطو اغلب با نظریه وی درباره ضعف اراده شناخته می شود؛ لیکن مطالعه آثار وی نشان می دهد که عواطف نقش گسترده تر و پیچیده ای در فعالیت های ذهنی دارند. ازنظر او بین عواطف و دیگر کارکردها و فعالیت های ذهنی رابطه عمیق و دوسویه ای وجود دارد؛ به این نحو که هم عواطف بر کارکردهای جزء عقلانی نفس تأثیرگذار است و هم کارکردهای جزء عقلانی بر عواطف و شدت و ضعف آن ها تأثیرگذار است. در این مقاله برای تبیین مدعای رابطه دوسویه عاطفه و جزء عقلانی بعد از بیان چیستی عاطفه و نحوه عملکرد آن در ذهن، از یک سو، به تأثیر عاطفه بر جزء عقلانی نفس خواهیم پرداخت و نقش آن را در اراده، قدرت تشخیص و داوری و ادراک حسی بررسی می کنیم. ازنظر ما، برخلاف تصور رایج، عواطف تنها تهدیدی خطرناک برای اخلاق و عقلانیت به شمار نمی آیند، بلکه آن ها می توانند در تقویت عقلانیت نیز نقش جدی بازی کنند. از سوی دیگر، برای فهم تأثیر جزء عقلانی بر عواطف، نقش برخی فعالیت های ذهنی در ایجاد لذت و درد و عواطفی چون دوستی، ترحم و نیز مقاومت در برابر نیروی انگیزشی عواطف را بررسی خواهیم کرد. همچنین توضیح خواهیم داد که کارکردهای ذهنی در ایجاد عواطف به یک میزان عمل نمی کنند، همچنین بین شدت و ضعف کارکردهای ذهنی و شدت و ضعف عواطف نسبت مستقیم برقرار است.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان