بیمه درآمد با پوشش همزمان ریسک تولید و قیمت، ابزاری نوین برای کاهش ریسک درآمد تولیدکنندگان و راهکاری برای کاهش نوسانات قیمت محصول در بازار است. هدف این مطالعه، ارایه بیمه درآمد برای پوشش ریسک در واحدهای پرورش دهنده مرغ گوشتی است که با استفاده از اطلاعات و آمار قیمت ماهیانه گوشت مرغ و نهاده ها در استان تهران انجام شده است. با توسعه چنین الگویی، نرخ حق بیمه منصفانه اکچواری برای قراردادهای بیمه درآمد در دو سناریو برآورد شده است: الف) مطابق برنامه فعلی بیمه تولید مرغ گوشتی و ب) طبقه بندی مرغداری ها به گروه های ریسکی متفاوت و برای پوشش ریسک متفاوت. یافته های تحقیق نشان می دهد که میزان حق بیمه درآمد به ازای هر قطعه جوجه گوشتی در مقایسه با حق بیمه برنامه فعلی بیمه که تنها ریسک تولید را پوشش می دهد رقمی رقابتی و قابل قبول است. بنابراین، بیمه درآمد می تواند به عنوان راهکاری مناسب برای پوشش ریسک در صنعت مرغداری گوشتی کشور و کنترل نوسانات قیمت در بازار مورد توجه قرار گیرد
با توجه به مشکلات موجود در ارتباط با یارانه مواد غذایی در ایران، در این مقاله، تجربیات منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا (منا) با استفاده از روش اسنادی از کشورهای منتخبی که تجربه بیشتری در این زمینه داشته اند برای ارائه الگوی اصلاح یارانه غذا بررسی می شود. مجموعه برنامه های حمایتی پرداخت یارانه ها در کشورهای در حال توسعه به ویژه کشورهای ""منا"" نشان دهنده این است که برنامه پرداخت یارانه ها تا دهه 90 در بیشتر کشورهای این منطقه جامعیت داشته است. اما، با توجه به مشکلاتی که حجم بالای یارانه ها و سهم بسزای آنها از بودجه دولت، ایجاد کرد و از سویی اهداف دولت ها در زمینه پرداخت یارانه ها تحقق نیافت، از اوایل دهه 90 اصلاح نظام پرداخت یارانه ها، در دستور کار دولت ها قرار گرفت. علاوه بر اصلاح سیستم پرداخت یارانه غذایی در کشورهای منطقه ""منا""، سیاست های گسترده اقتصادی دیگری مانند کاهش مالیات ها و اقدامات جبرانی در جهت کاهش قیمت های خرده فروشی اتخاذ شد و بنابراین به برنامه های حمایت اجتماعی کمتر توجه شد.
نظام کنونی پرداخت یارانه حامل های انرژی، چالش های اساسی مانند: کاهش اثربخشی در اثر پرداخت همگانی، بهره وری پایین انرژی، افزایش بی رویه مصرف و فشار بر بودجه دولت و ایجاد فضای گلخانه ای برای بنگاه های تولیدی را در اقتصاد ایران به وجود آورده است. تداوم این سیاست به شکل کنونی، مانع اجرای درست سیاست های کلی اصل 44 قانون اساسی و دستیابی به اهداف کلان اسناد بالادستی (مانند سند چشم انداز بیست ساله کشور) خواهد شد. براین اساس، بازنگری اجرای سیاست پرداخت یارانه موضوعی ضروری است. بررسی تجربه کشورهای منتخب در زمینه اصلاح قیمت حامل های انرژی نشان دهنده منافع خالص مثبت در میان مدت و بلندمدت است. براین اساس، پیشنهاد شده تا مجموعه اقدامات لازم برای هدفمندکردن یارانه حامل های انرژی، انجام شود. علاوه بر این، لازم است تا مجموعه ای از سیاست های مکمل برای به حداقل رساندن تبعات منفی زودگذر این اقدام اتخاذ شود تا کشور (در میان مدت و بلندمدت) از مزایای بسیار آن مانند: افزایش کارایی نظام اقتصادی و رشد اقتصادی، افزایش شفافیت، ارتقای عدالت اجتماعی و بهبود شاخص های زیست محیطی بهره مند شود.
سکونت گاه های انسانی بعنوان یک فضای جغرافیایی، همواره تحت تاثیر ساخت ها و روابط مختلف دچار تغییراتی در ساختار و عملکرد خود شده اند. بررسی، شناخت، و تفسیر نحوه تحولات ساختاری-کارکردی آن ها، مخصوصاً تحولات پس از نقش پذیری شهری سکونت گاه های روستایی بزرگ که نقطه آغازین شهرهای کوچک و متوسط در آینده هستند، می تواند گام موثری در توسعه آن ها باشد. لذا در این مقاله با استفاده از روش پیمایشی، مطالعات میدانی واسنادی تحولات ساختاری کارکردی سکونت گاه کانی سور، پس ازنقش پذیری شهری موردبررسی قرارگرفته است. درمجموع، از فرایند بررسی تحولات ساختاری- کارکردی کانی سور پس از شهرشدن می توان دریافت که ایجاد ساختارها جدید، تغییراتی در بافت کالبدی شهر، ساختار مدیریتی و ... به وجود آورده است و همچنین افزایش کمی و کیفی امکانات آموزشی، کاهش مهاجرفرستی و افزایش مهاجرپذیری، کاهش نقش فعالیت های زراعت و دامداری و افزایش فعالیت های خدماتی و اداری، انواع امکانات و خدمات، بهبود نظم هندسی آرایش فضایی مساکن، تغییر در روابط ومناسبات سکونتگاه های و... ازجمله تغییراتی بوده که درساختارها و عملکردهای سابق به وجود امده است.
هرچندکه تحولات ساختاری-کارکردی به وجود آمده پس از نقش پذیری شهری، جنبه های منفی همچون کاهش نقش فعالیت های زراعت و دامداری، افزایش هزینه های زندگی (آب، برق و ...)، افزایش قیمت زمین و رواج بورس بازی زمین داشته است، اما جنبه های مثبت آن همچون افزایش کمی و کیفی خدمات، کاهش مهاجرفرستی و افزایش مهاجر پذیری و.. بیشتر از جنبه های منفی آن بوده است، در نتیجه روندتحولات پس ازشهرشدن کانی سور رو به جلوبوده و بیشتر مثبت می باشد.
همزمان با تهیه مقدمات چاپ اولین شمارة مجله «اسلام و پژوهش های تربیتی»، مورد لطف و تشویق استاد دکتر علی شریعتمداری قرار گرفتیم و مقاله ای کوتاه از ایشان دریافت کردیم. آنچه درپی میآید مقدمه ای در زمینه تولید نظریه است که ضمن تشکر از لطف ایشان، به احترام مقام استادی و پیشکسوتی تقدیم علاقمندان میکنیم.
پژوهش حاضر به بررسی رابطة احساس پوشیدگی با متغیرهایی نظیر سلامت روان و هوش هیجانی در سه گروه از خانم های چادری، مانتویی معمولی و مانتویی مُددار پرداخته است. نمونه مورد مطالعه شامل 300 نفر از خانم های 15 تا 45 ساله شهر تهران میباشد که به روش تصادفی انتخاب و از طریق پرسش نامه سلامت عمومی،آزمون هوش هیجانی بار ـ اُن[107] و پرسش نامه محقق ساخته مورد سنجش قرار گرفته اند. اطلاعات با استفاده از روش آماری تحلیل واریانس یکراهه و همبستگی پیرسون مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفتند. نتایج این پژوهش،به قرار زیر است:
ـ بین افراد با پوشش چادر، مانتویی معمولی و مانتویی مددار از لحاظ احساس پوشیدگی تفاوت وجود دارد که در این بین، گروه با پوشش چادر بالاترین احساس پوشیدگی و مانتویی معمولی کمترین احساس پوشیدگی را دارا هستند.
ـ بین احساس پوشیدگی، سلامت روان و متغیرهای آن رابطه وجود دارد.
ـ بین احساس پوشیدگی، هوش هیجانی و متغیرهایش رابطه وجود دارد.
ـ بین هوش هیجانی و سلامت روان رابطه وجود دارد.
«انگیزش» عاملی است که رفتار مشخصی را تحریک و هدایت میکند و پاسخی است به این سؤال که اساس یادگیری علم چیست؟ روان شناسان برای انگیزش اهمیت بیشتری نسبت به هوش قائل میشوند. آنان انگیزش را حاصل عواملی مانند مشوّق ها، نیازهای درونی،کنجکاوی، برانگیختگی و علت هایی میدانند که فرد برای رویدادها و نتایج اعمال میکند.
در این مقاله، به عوامل بنیادین مؤثر بر انگیزه از قبیل فرهنگ، خانواده، معلم، ویژگیهای یادگیرنده، جوّ کلاس و متغیّرهای آموزشی اشاره و به دنبال آن، به اصل انگیزش در سیرة معصومان(ع)، پرداخته میشود. در پایان، برخی راهکارهای ایجاد انگیزش در دانش آموزان بیان میگردد.
انسان، موضوع تربیت است و هر گونه طرحی در این زمینه مسبوق به نگاه انسان شناختی ویژه ای است. در این نگاه، تربیت، دین و انسان همواره ملازم یکدیگرند. با ظهور دیدگاه های جدید در حوزة موضوعات نظری و فلسفی، به ویژه در زمینة فلسفة تعلیم و تربیت، چالش هایی تازه پیش روی تربیت انسان، به خصوص در برابر تربیت از منظر دینی قرار داده است که از آن جمله، دیدگاه های مدرنیته و پست مدرنیته است. این دیدگاه ها با فرایند جهانی شدن، توسعه یافته و تقویت شده است. این دیدگاه ها نتوانسته اند معنایی پایدار برای انسان بیافرینند و به آزادی و استغنای او کمک کنند. در نتیجه انسان را در اقیانوس بیکران نسبیت و کثرت گرایی رها میکنند. این مقاله فراتر از این دو دیدگاه، تربیت دینی را با ویژگیهای آن مطرح کرده و بر اساس مفروض های بنیادی تربیت دینی از منظر اسلامی، همچون وحدت وجود، باطن گرایی و اصالت فطرت، جهانی استوار بر پایة امر قدسی تبیین کرده است.
نظریه فطرت ادراکی ریشه در تفکر فلسفی قرن هفدهم در غرب دارد، اما میتوان با توجه به برخی از مباحث و آراء تفکر سینائی، این پرسش را از دیدگاه این فیلسوف نیز بنظاره نشست. در تفکر سینائی قوا و فرآیندهای خاص نفسانی وجود دارند که معطوف به امر ادراک بوده و اموری فطری و غیراکتسابی و جهتدار هستند. اما درباره فطری بودن برخی فرآورده های ادراکی، از قبیل تصورات و تصدیقات، میتوان با تکیه بر برخی دعاوی و مویِدات در آراء این فیلسوف، به این نتیجه رسید که حداقل، امکان فطری بودن آنها و حداکثر، وقوع نوعی فطری بودن در آنها با تفکر سینوی سازگار است.
هرگونه اقدام در جهت طراحی نقشه علم در جمهوری اسلامی ایران از یکسو مستلزم بازگشت به مبانی اسلامی در ساحت طبقه بندی علوم و از سوی دیگر تبیین فلسفه تعلیم و تربیت مبتنی بر آموزه های اسلامی است. در مقاله حاضر سعی کردهایم در یک بررسی تطبیقی دیدگاه دو تن از بزرگان حکمت متعالیه را درباره این موضوع، مورد بررسی قرار دهیم. ملاصدرا تمام علوم و معارف را در شبکه و منظومهیی خاص(دینی و الهی) میبیند و برین اساس، علوم اخروی و الهی و حکمت نظری را بر علوم دنیوی و حکمت عملی مقدم میداند. طبقه بندی علوم از نظر حضرت امام مبتنی بر انسانشناسی ویژه ایشان است. از نظر امام انسان بطور اجمال و کلی دارای سه نشئه و صاحب سه مقام و عالم است و کلیه علوم نافع به این سه برمیگردد، یعنی علمی که مربوط به کمالات عقلیه و وظایف روحیه است، علمی که مربوط به اعمال قلبیه و وظایف آن است و علمی که مربوط به اعمال قالبی و وظایف نشئه ظاهری نفس است. بنظر حضرت امام علوم دیگر داخل در یکی از این اقسامند.
ملاصدرا برپایه نگرش وجودی و نظریه حرکت وجودی و اتحاد عاقل و معقول، اندیشه وحدت نوعی انسانها را انکار نموده و انسانها را بحسب فطرت ثانی و نشئه باطنی دارای انواع گوناگون دانسته است؛ انواعی که هر یک بلحاظ وجودی و معرفتی احکام انحصاری و مختص به خود دارند.
از سوی دیگر اطوار گوناگون انسان در حکمت متعالیه، با مقامات انسان در دین ارتباطی تنگاتنگ دارند. دین مراتب و مقاماتی را برای انسان مطرح میکند که صرفاً با تحول وجودی قابل دسترسی، تبیین و فهم است و انواع انسانی در حکمت متعالیه نیز با مقامات انسانی در دین چون رضا و خلیفه الهی قابل تبیین و تفسیر است. نکته اینجاست که در این تعامل، دین در حد مؤید تنزل نمییابد و حکمت متعالیه نیز با حفظ نگرش وجودی به کلام تبدیل نمیشود. ملاصدرا در آثاری چون اسرار الا~یات از این تعامل در تبیین انواع انسانی بهره میگیرد. این جستار درصدد آنست تا کثرت نوعی انسان را از نظر ملاصدرا اثبات نماید و قلمرو و گونه های آن را تبیین کند.
وحدت وجود همچنان از شورانگیزترین و در عین حال از حساسترین مسائل جنجال آفرین در حوزه علوم دینی بشمار میرود که بررسی درست آن میتواند تا حدودی این حساسیتها را کاهش دهد. انتخاب افلوطین برای این بررسی بدین جهت است که فلسفه نوافلاطونی که افلوطین مؤسس آنست، کلیت اندیشه متفکران مسلمان را در زمینه های فلسفه و عرفان تحت تأثیر خود قرار داده است و این تأثیر ازطریق کتابهای اثولوجیا 1 و کتاب العلل2 بوده است. برخی از مورخان فلسفه و عرفان درباره تأثیرپذیری فلسفه و بخصوص عرفان اسلامی از فلسفه نوافلاطونی راه افراط پیموده اند، بطوری که ریشه همه اندیشه های متفکران اسلامی را فلسفه نوافلاطونی دانسته اند. در این مقاله تلاش شده تا یکی از مهمترین مسائل عرفان یعنی وحدت وجود از دیدگاه افلوطین و برخی از نوافلاطونیان مورد بررسی و تحقیق قرار گیرد و پس از آن معلوم نماییم که آیا عرفای بزرگی مانند ابن عربی و قائلان به وحدت وجود متأثر از افلوطین بوده اند یا این مسئله از ابداعات عرفای اسلامی بوده است.
در سنّت ادیان ابراهیمی، آثار عارفان را با رویکردهای الهیاتی گوناگون میتوان بررسی کرد. یکی از مهم ترین و پررونق ترین رویکردهای الهیاتی در الهیات جدید، رویکرد سلبی است. در مقاله حاضر، به یکی از درون مایه های اصلی الهیات سلبی، یعنی رابطه خدا و نفس، و دو رابطه دیالکتیکی ذیل بحث خدا و نفس، یعنی دیالکتیک حلول و تعالی و دیالکتیک عروج و درون بود، در آثار دو عارف بزرگ مسلمان و مسیحی، مولانا و مایستر اکهارت، میپردازیم. رابطه خدا و نفس و به دنبال آن دیالکتیک حلول و تعالی و دیالکتیک عروج و درون بود، ذیل بُعد هستیشناختی الهیات سلبی بررسی شده است .
این همانی شخص دنیوی و اخروی دستاویزی برای رد امکان معاد قرار گرفته است. این مشکل در رویکردهای مختلف نفس شناسی مورد توجه است؛ بَدِم با طرح اشکالاتی از جمله ""شبیه سازی"" ادعا کرده، حتی در دوگانه انگاری، مسئله این همانی حل ناشدنی است. در یگانه انگاری– که رویکرد برخی متکلمان مسلمان و مسیحی و اکثر فلاسفه دین غربی است– این مشکل جدی تر است. این مقاله با رد اشتباه بَدم، نشان می دهد در فرض دوگانه انگاری هیچ مشکلی در این همانی نفس نخواهد بود، در فرض یگانه انگاری یا برای اثبات این همانی بدن دنیوی و اخروی نیز هر چند دو راه حل ""خلق مجدد"" و ""بقای ماده اصلی"" توسط متفکرین غربی عرضه شده است، اما نظر متفکرین اسلامی که بر گرفته از روایات معصومین است، تبیین کامل تری هم از این همانی نفس و هم این همانی بدن دنیوی و اخروی ارائه می کند.
از مباحث مهمی که در بخش علیت مطرح است، مسألة علت غایی است. «غایت» در فلسفه به دو معنای مختلف استعمال میشود: یکی به معنای «ما الیه الحرکة» و دیگری به معنای «ما لاجله الفعل».
در این مقاله علاوه بر معانی غایت، دیدگاه های مختلفی در باب چیستی غایت و نیز مناط و ملاک احتیاج به علت غایی مورد بحث و بررسی قرار میگیرد.
در اینکه فعل اختیاری دارای علت غایی است، بین فلاسفه اختلافی نیست، بلکه منشأ اختلاف آنان سؤالات سه گانه ذیل است: آیا بعضی از افعال اختیاری مانند افعال گزاف و عبث دارای علت غایی است؟ آیا افغال طبیعی دارای علت غایی است؟ و آیا افعال خداوند دارای علت غایی است؟
یکی از بخش های مهم معارف اسلامی، «عبادات» است و «مدیریت عبادات» خود میتواند بخشی از مدیریت اسلامی را تبیین نماید؛ چرا که عبادات هم مانند هر عمل دیگر انسان ، نیاز به اداره و مدیریت دارد. متاسفانه، از این زاویه کم تر به عبادات نگریسته شده است. عبادات در راستای کمال و رشد انسان و بستر تقرب، به عنوان هدف نهایی انسان مسلمان است. تقرب یعنی نزدیکی به خدا و نزدیکی به خدا مستلزم تغییر و توسعه وجودی انسان است و توسعه ظرفیت وجودی انسان، از راه عبادت میسّر است. بنابراین، توجه به عبادت و مدیریت آن، در واقع مدیریت کمال و رشد انسان است و این امر به خصوص در رابطه با عباداتی که جنبه تعقلی آن ها قویتر است، از ضرورت بیش تری برخوردار است.
ابن رشد برهان سینوی بر اثبات واجب الوجود را نمیپذیرد و آن را جدلی میداند. در چرایی این عدم پذیرش، نویسندگان بر دلایلی تکیه کرده اند، بعضی بر این باورند که ابن رشد نتوانست به نحوه عروض وجود بر ماهیت، آن گونه که ابن سینا معتقد بود، برسد. هم چنین وی نتوانست امکان ماهوی را دریابد و امکان ذاتی را از امکان استعدادی تمییز دهد؛ از این جهت، در فهم برهان ابن سینا عاجز ماند و این عجز باعث شد که برهان سینوی به طور صحیح به غرب منتقل نشود. اما ابن رشد هم امکان ماهوی و هم نحوه عروض وجود و ماهیت را میشناخت، اما با توان فلسفی آن دوره که هنوز مسأله اصالت وجود و مسأله جعل وجود مطرح نبود، امکان ماهوی نمیتوانست پایه برهان قرار گیرد و او مجبور بود که ممکن را به حقیقی (موجودات دارای قوه و فعل) و ممکن ضروری تقسیم کند تا بتواند چهره معقولی از برهان به دست دهد.
صدور کارت های اعتباری از سوی بانکها و سایر مؤسسات مالی و اعتباری تجربه نوینی در ایران است. تطبیق کارت های اعتباری با موازین اسلامی و بانکداری بدون ربا و ایجاد ساختارهای حقوقی لازم جهت برقراری امنیت کارت ها، جلوگیری از تقلبات و حل و فصل اختلافات از مهم ترین چالش هایی است که قانون گذار ایرانی با آن مواجه است. از آنجا که صدور و استفاده از کارت های اعتباری بدون بستر حقوقی لازم امکان پذیر نمی باشد، «دستورالعمل اجرایی صدور و راهبری کارت خریداعتباری» در تاریخ 7 /3/1387 توسط بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران تصویب و ابلاغ گردید. در این مقاله دستورالعمل مزبور و کاستی ها و اشکالات آن مورد نقد و بررسی قرار می گیرد.