رویکرد عالمان مسلمان در گفت وگو با مسیحیان را میتوان به پنج دسته تقسیم نمود: ردیه نویسی، مناظره، رابطة تعلیم و تعلّم، برخورد فقهی، دیالوگ و گفت وگو. محور مقاله حاضر، که بازنویسی رسالة مختصر «جواب کافی و بیان شافی لمن سبقت له الحسنی»، اثر خامه عالم وارسته مجتهد مراغی به فارسی میباشد، به رویکرد پنجم، یعنی دیالوگ و گفت وگو اختصاصی دارد. مؤلف در مقدمة این اثر میگوید: این رساله را به درخواست ارامنه مراغه، در تبیین دین حق نوشته است، هرچند از هویت فرد یا گروه متقاضی و واکنش آنان به تحلیل ایشان، اطلاعی نداریم، اما این نوع اتفاق در تاریخ گفت وگویهای اسلام و مسیحیت نادر و منحصر بفرد است. گرانیگاه رسالة مجتهد مراغی، انتقال از توحید به ضرورت وجود انسان کامل است. مؤلف، مذهب شیعه را به خاطر وجود حضرت ولیعصر?، انسان کامل و عصاره خلقت، به عنوان مذهب حق معرفی میکند. مجتهد مراغی، رساله ای دیگر البته در باب مسیحیت با عنوان «مشکوة الحکمه و مصباح البیان» نگاشته و برخلاف رسالة مفصل تر و به زبان عربی و با رویکرد نخست یعنی (ردّیه نویسی نگاشته است.) اما، وجه مشترک هر دو رساله، استناد به وجود مقدس «امام عصر(عج)» به عنوان انسان کامل و واسطة فیض الهی میباشد.
عرفان برای درک حقایق ادیان در برابر ظواهر دینی و تفکر عقلی طراحی شده و در حیات معنوی پیروان آنها تأثیر فراوانی داشته است. موضوع عرفان وجود، غایت آن اتصال به وجود نامحدود و زبان آن رمزی است. در مسیحیت الوهیت عیسی بر پایه مفهوم اتحاد و حلول توجیه میشود و آگوستین به عرفان مسیحی رنگ فلسفی میدهد. در تاریخ کلیسا عرفان با رهبانیت به هم آمیخته است. مسیحیت نیز در آغاز گونه ای عرفان یهودی بود و در مسیر خود از حکمت نوافلاطونی و عرفان هرمسی و غنوصی تأثیر پذیرفت. نظام های رهبانی در تاریخ مسیحیت همواره بر عرفان عملی تأکید داشته اند و با انحرافاتى نیز همراه بوده اند.
در پورانه های هندویی، برای ادوار مختلف جهانی، انتهایی ترسیم میشود که «پَرلَیه» نام دارد. علاوه بر این، فروپاشی(مهاپرلیه)، انواع دیگری از فروپاشی را نیز در این متون میتوان یافت که پورانه ها آنها را از جهاتی «پرلیه» نام نهاده اند. چنین وضعیتی از توصیف پایان عالم در سنّت اسلامی و مشخصاً در ساحت عرفان نیز قابل مشاهده است. در متون عرفانی نیز ضمن پذیرش قیامتی، که در قرآن کریم توصیف شده، با نظر به حقایق و حکمت های نهفته در آن، مصادیق دیگر از قیامت تبیین شده است که با احتساب قیامت شرعی، تعداد آنها بر چهار نوع بالغ میشود. این نوشتار با رویکرد تحلیلی با معرّفی چهارنوع فروپاشی در سنّت پورانه ای و سنّت عرفانی، به بررسی تطبیقی این آموزه ها در دو سنّت پرداخته، و با روشی تطبیقی، نقاط اشتراک، افتراق و امتیاز این آموزه در این دو سنّت دینی را بررسی کرده است.
ادیان ساختگی برای ادامه حیات خویش، به هر چیزی متمسک میشوند تا مشروعیت خود را اثبات نمایند. بهائیت نیز به لحاظ ماهیت خود، خارج از این قاعده نیست؛ بدین منظور دست به دامن «تأویل» میشود. این مقاله با رویکرد نظری و روش کتابخانهای، با هدف خلع سلاح این مدعیان، با پس از تعریف واژه تأویل، بررسی ارتباط آن با «تنزیل» و «اقتباس» و همچنین بررسی خود این واژه در قرآن و بیان نمونههایی از تأویلات بهایی، درصدد ابطال این مدعا برآمده است.
نگاه تک ساحتی و ابزاری جوامع علمی و دانشگاهی به «پژوهش» موجب شده است تا پژوهشگران در انجام پژوهش های خود، پایبند به اصول اخلاقی نباشند. «اخلاق» از جمله موضوعاتی است که بر تمام ابعاد و اضلاع هویت و زندگانی بشری تاثیرگذاشته است. بحث «اخلاق مداری در پژوهش» یکی از مقولات پرکاربرد در اخلاق کاربردی و اخلاق حرفه ای است. مؤلفه های اخلاق پژوهش، از جهات متعددی قابل بحث و بررسی است که به دلیل کثرت اطلاعات و تولیدات علمی در عصر جدید مورد توجه ویژه قرار گرفته است؛ زیرا تا زمانی که اخلاق پژوهش رعایت نشود، مشکلات همچنان به قوت خود باقی خواهند ماند. در این مقاله، سعی شده است تا با مطالعه تحقیقات بومی و ارزشی، مؤلفه های اخلاقی و فرهنگی پژوهش مورد بازشناسی قرار گیرد تا ضمن شناسایی ابعاد مؤثر بر اخلاق پژوهش، راهکارهایی به منظور افزایش سطح اخلاق مداری در پژوهش ارائه گردد.
عقلانیت بنیادیترین خصوصیت انسان و زیربنای نظام اخلاقی صدرالمتالّهین است؛ زیرا صدرا برتری انسان بر سایر موجودات را در عقل، آن هم از بُعد نظری و نه عملی میداند.1 در نظر صدرا، انسان با بکارگیری عقل نظری و کسب حکمت، میتواند گام به گام وجود خود را وسعت بخشیده و در نتیجه، اخلاقیتر شود. از این رو، در نظر صدرالمتالّهین ضعف اخلاقی، ریشه در فقر وجودی آنان دارد و فقر وجودی ریشه در بی توجّهی به نعمت عقل، به خصوص عقل نظری دارد. کانت با اتّخاذ مبانی دیگری چون عقل، فاهمه، اراده و غایت بودن انسان، نگاه انسان شناسانه متفاوتی داشته و عقلانیت عملی یا اراده را با ارزش ترین ویژگی انسان دانسته و آن را معیار تحقّق انسانیت و کمال او میداند.2 این مقاله، بر آن است تا جایگاه عقل نظری در نگاه صدرا و اراده یا عقل عملی در نگاه کانت را در سیر اخلاقی انسان نشان دهد و این دو نگرش را با هم مقایسه نماید.
اخلاق فلسفی در جهان اسلام به شدت متأثر از اندیشه های یونانی است، اما متفکران مسلمان، با اندیشه ورزی و تأمّل، این نوع نگرش اخلاقی را توسعه داده و بر غنای آن افزوده اند. غزالی در دوره اول اندیشه خود، با تألیف کتاب «میزان العمل» در چارچوب اخلاق فلسفی، در پیشبرد این نگرش مؤثر بوده است. وی با پذیرش علم النفس افلاطونی ـ تقسیم قوای نفس آدمی به ناطقه، غضبیه و شهویه – و فضایل چهارگانة او، در تنقیح و تبیین فضایل و رذایل اخلاقی کوشید. از نظر وی مراد از حکمت، حکمت عملی است، این رأی او خلاف اندیشه های ابن مسکویه و مولی مهدی نراقی است. همچنین وی بر این باور است که فضیلت عدالت، اساساً دو طرف افراط و تفریط نداشته و تنها رذیلتِ مقابلِ آن «جور» است. از دیگر باورهای وی، آن است که تحت فضیلت عدالت هیچ فضیلتِ فرعیای جای نمیگیرد. این رأی او همچنان که جلال الدین دوانی در خصوص ابن سینا تعلیل کرده است، ناشی از این است که وی عدالت را مجموع فضایل سه گانه دانسته و مستقل نمیداند.
یکی از شیوه های دسته بندی مکاتب اخلاقی، تقسیم این مکاتب به واقع گرایی و غیرواقع گرایی بر اساس نظریه های مربوط به فرا اخلاق است. هر یک از مکاتب واقع گرا و غیرواقع گرا، لوازم و پیامدهایی را در پی دارند. از جمله لوازم و پیامدهای واقع گرایی اخلاقی، مطلق گرایی اخلاقی عنوان شده است. در این نوشتار تلاش شده تا ضمن اشاره به منبع این تقسیم بندی و ارائه تعریف مورد قبول از واقع گرایی اخلاقی و بیان مراد خود از مطلق گرایی و تفاوت آن با نسبیگرایی اخلاقی، با استفاده از نظریه های اندیشمندان اسلامی معاصر، پاسخ قانعکننده ای برای سؤال اصلی این نوشتار مبنی بر اینکه «آیا میتوان جاودانه بودن اصول ارزش های اخلاقی را اثبات کرد؟» و نیز «نحوة استنتاج جاودانه بودن این اصول از واقع گرایی اخلاقی چگونه است؟» ارائه شود. بر این اساس، ضمن انتخاب دیدگاه خود مبنی بر مطلق گرایی حداقلی، دیدگاه سه اندیشمند اسلامی معاصر، یعنی شهید مطهّری، آیت الله جوادی آملی و آیت الله مصباح که هر کدام تلاش کرده اند تا با تبیینی متفاوت، مطلق گرایی و جاودانه بودن احکام اخلاقی را اثبات کنند، نقد و بررسی شده و این نتیجه به دست آمده که در مجموع، مطلق گرایی اخلاقی میتواند به عنوان یکی از پیامدها و لوازم واقع گرایی اخلاقی مورد توجه قرار گیرد و دستکم با توجه به تبیین آیت الله مصباح این مهم دست یافتنی است.
استاد مصباح یزدی مفاهیم اخلاقی را به دو قسم لزومی، مانند باید و نباید، و ارزشی، مانند حسن و قبح، تقسیم میکند. ایشان مفاد باید و نباید را همان ضرورت بالقیاس بین فعل فاعل و نتیجه آن میداند و از آنجا که نتیجه محبوب بالذات و مطلوب بالذات فاعل میباشد با فاعل نیز ارتباط برقرار میکند. همچنین ایشان حسن و قبح را جزء معقولات ثانیه فلسفی میداند که عروضشان ذهنی و اتصافشان خارجی است. و ایشان اگر چه حسن و قبح را عبارت از ملائمت و منافرت فعل با طبع انسان میداند، ولی توجه با این نکته ضروری است که هرچند یک طرف این ملائمت و منافرت، انسان است، ولی از آن جهت که سلیقه و ذوق خاصی دارد، مورد نظر نیست (چنانکه علّامه طباطبائی و شهید مطهری بدان قائل اند) بلکه از آن جهت مورد نظر است که کمالی برای انسان در خارج محقق میشود. در واقع «باید و نباید» و «حسن و قبح» را از مصادیق مفهوم علیّت میداند که از رابطه علیّت و معلولیّت بین فعل اختیاری انسان و کمال مطلوب انتزاع میشوند. طبیعتاً ارتباط بین «باید و نباید» و «هست و نیست» تبیین بسیار واضحی به خود گرفته، چنانکه برای تبیین اخلاق مطلق نیز جایگاه خود را باز خواهد یافت.
واقع گرایی بدین معناست که ارزش و لزوم اخلاقی، واقعیت داشته و ما آنها را کشف میکنیم، نه جعل و اختراع. واقع گرایی مورد نظر، منشأ اخلاق را غیرتجربی، عقلانی و متافیزیکی میداند.
اخلاق کاربردی عبارت است از به کارگیری مبانی و معیارهای اخلاقی در موارد خاص؛ با این توضیح که مبانی ارزش داوری اخلاقی، در فرا اخلاق و معیارهای ارزش داوری اخلاقی نیز توسط اخلاق هنجاری بررسی میشوند. مهم ترین مسئله در اخلاق کاربردی، تزاحم است. تزاحم، یعنی تنافی دو حکم لازم الاجرا و دارای ملاک در مقام امتثال، به سبب عدم توانایی مکلف برای انجام هر دو در زمان واحد.
واقع گرایی از چند جهت با تزاحمات اخلاقی مرتبط است: وجود تزاحمات، امکان ارائه راه حل و ابتنای معیاری صحیح در حل تزاحمات بر واقع گرایی. معیار صحیح این است که هر فعلی که بیشترین تأثیر را در قرب الهی داشته باشد، مقدم است. بنابر ناواقع گرایی، اولاً: تزاحم رخ نمیدهد، ثانیاً: در صورت پذیرش تزاحم، ارائه راه حل امکان پذیر نیست.