نه تنها برای نسل سوم و چهارمی ها جذاب و پرفایده است که در مورد فضای سیاسی کشورمان در دهه نخست انقلاب مطالب بیشتر و دقیق تری بدانند، بلکه برای نسل اول و دومی ها نیز در حکم تجدیدخاطره و عهد و همچنین عبرت آموزی خواهد بود. در نوشتار پیش رو دسته بندی های مهم سیاسی اوایل انقلاب و چگونگی شکل گیری جریان های عمده سیاسی پژوهیده شده و در اختیار خوانندگان عزیز قرار گرفته است.
دین پژوهی را نمی توان فقط به یک رشته مطالعاتی محدود کرد، بلکه گستره این مساله رشته های گوناگونی را شامل می شود که ابعاد مختلف دین را مطالعه و بررسی می کنند. علاوه بر اینکه دین، موضوع بررسی رشته های مختلفی مانند فقه، فلسفه، کلام، عرفان، جامعه شناسی، روان شناسی، معرفت شناسی و... است، در هر کدام از این علوم نیز رویکردهای مختلفی در مورد کلیت یا مصادیق دین وجود دارد. اما در ایران معاصر، رویکردهای گوناگون علمی به مقوله دین، باعث پیدایش جریان های مختلف فکری و اجتماعی گردید که هرکدام در صحنه فرهنگی و اجتماعی ایران به گونه ای ظهور یافته و بعضاً استمرار یافته اند.پرسش از ماهیت اسلام، هویت ایرانی، چیستی غرب و مدرنیته، علل انحطاط، رابطه علم و دین و تقابل سنت و تجدد، مسائل مهم و اساسی پیش روی متفکران و اندیشمندان ایرانی است که باعث می شود برای یافتن پاسخ آنها، ناگزیر از ورود به عرصه دین پژوهی شوند.مقاله حاضر فصل بندی و تحلیل این جریان ها را مدنظر قرار داده است.
ضعف سازمانی، به مثابه جلوه بارز ضعف اندیشه و سستی رفتار بهائیان، در بیت العدل انعکاس یافته است. بیت العدل، که سعی می کند همچون حزبی فراگیر عمل نماید، فاقد انسجام سازمانی و ارتباطات لازم میان اعضای خویش است. مقاله حاضر ضعف این جریان انحرافی، و تضادها و پرسش های ناشی از آن برای بهائیت را بررسی نموده است.
از زمینه های بارز قابل بررسی در خصوص امکان تحقق شعارهای انقلاب پس از پیروزی، ویژگیهای میثاق ملی نظام تازه تاسیس می باشد. شعارها و آرمانهایی که در فعالیتهای براندازی نقش مهمی دارند، پس از آن نیز منتظر اجرا و عمل هستند. درواقع، قانونی شدن آرمانها به معنای تمهید نهادسازی و نهادینه سازی ارزشها و باورهایی است که تحرک انقلابی را موجب گشته اند. در این زمینه انقلاب اسلامی به عنوان نمونه ای موفق، در خور تامل است. اصول گرایی، به مثابه مهم ترین عامل متمایزکننده انقلاب اسلامی از سایر انقلابها، در قانون اساسی جمهوری اسلامی محور اصلی است. در مقاله پیش رو، جلوه قانونی یافتن اصول گرایی انقلاب اسلامی بررسی و تحلیل گشته است.
روابط استعماری همواره حول محور «امتیازات»، شناسایی و تحلیل شده اند. در میان انواع امتیازات واگذارشده به قدرت های استعماری، کاپیتولاسیون اهمیت ویژه ای دارد. سلب حق قضاوت، صریح ترین و شفاف ترین اقدام استعماری است که بیانگر رویکرد استعمارگران به هویت مناطق تحت استعمار می باشد. ازاین رو، عکس العمل این مناطق نسبت به آن نیز گویای پویایی هویت آن هاست. در این نوشتار، عمل ها و عکس العمل ها در این باره بررسی شده اند؛ کنش ها و واکنش هایی که با پیروزی انقلاب اسلامی ایران به لغو این امتیاز نامشروع انجامید
یکی از راههای شناسایی تفاوتها در مباحث انسانی، بررسی مختصات و جایگاه انسان در نگرش و بینش مدنظر می باشد. قدرت و غلبه تکنولوژی و فرهنگ غربی، از یک سو، و ابتکارات و خلاقیتهای کم نظیر و مستمر در انقلاب اسلامی، از سوی دیگر، این پرسش را مطرح می سازد که جایگاه انسان در انقلاب اسلامی و فرهنگ غربی چگونه تعریف و شناسایی شده اند؟ تامل در ادبیات تحلیلی این موضوعات و همچنین واقعیتهای محیط بر روندهای کنونی جوامع آشکار می سازد که انسان در انقلاب اسلامی، به طور مشخص انسانی اصول گراست و تحول ناشی از انقلاب اسلامی به گونه ای است که شاخصه ها و جهت گیری انسان را به سوی اصول گرایی و معناگرایی در تعیین و پیمودن مسیر زندگی فردی و جمعی سوق می دهد. این در حالی است که در نگرش مادی حاکم بر علوم جدید، امکان چنین تحولی در انسان به حداقل می رسد. تقابل ذکرشده در این مقاله تحلیل و توضیح داده شده است.