ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۰۱ تا ۴۲۰ مورد از کل ۵۵۱ مورد.
۴۰۱.

اعتبارسنجی روایت «علی حسنه لا تضر معها سیئه » در مصادر شیعه و سنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی حدیث و علوم حدیث حدیث کلیات تاریخ حدیث رواه و محدثان
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی حدیث و علوم حدیث حدیث کلیات فقه الحدیث نقد الحدیث
  3. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی حدیث و علوم حدیث حدیث معارف حدیثی موارد دیگر روایات و عترت
تعداد بازدید : ۱۳۸۱ تعداد دانلود : ۷۷۴
« حب علی حسنلإ لا تضر معها سیئلإ، وبغضه سیئلإ لا تنفع معها حسنلإ » روایت مستفیضی است که به سبب پیوند و ارتباط با عقاید و کلام شیعی، از اهمیت والایی برخوردار است. پژوهش پیش رو بر آن است تا نخست سیر نقل روایت را در میان منابع و مصادر روایی شناسایی کند، سپس با دستیابی به اسناد و طرق گوناگون روایت و با کنکاشی رجالی، کیفیت سندی آن را مطالعه نماید. بخش پایانی این نوشتار به واکاوی مراد و مقصود روایت اختصاص یافته است که از رهگذر نقد و بررسی اقوال گوناگون به بیان برداشت ها و تأویلات مقبول و نامقبول از روایت می پردازد.
۴۰۲.

اهمیت و جایگاه محبت (1)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸۲ تعداد دانلود : ۶۸۶
این مقال شرحی بر مناجات المریدین امام سجاد علیه السلام می باشد. در این فراز از مناجات حضرت به مرتبه ای از محبت که عالی ترین مرتبه و عشق آتشینی است اشاره دارد. سؤالی که مطرح است اینکه آیا محبت به خدا امری واجب است؛ امری مستحب و فضیلت محسوب می شود؟ در پاسخ باید گفت محبت دارای مراتبی است: مرتبه ای از محبت لازمه ایمان به خداست؛ اگر کسی مدعی ایمان بود و از دستورات خدا سرپیچی کرد و واجبات را ترک نمود، ایمانش دروغین خواهد بود. مرتبه ای دیگر از محبت، محبتی است که مقدمه واجب و مطلوبیت آن جنبه ابزاری و تعدی دارد؛ آن مقدار از محبت به خدا که موجب می شود انسان واجبات را انجام و گناهان را ترک کند، از باب مقدمه واجب، وجوب عقلی دارد. در عین حال، محبت به خدا مراتب مستحبی هم دارد، اما عالی ترین مرتبه محبت این است که انسان همه کمالات را از آنِ خدا بداند و ورای کمالات الهی، کمال مستقلی را برای غیرخدا نشناسد.
۴۰۵.

نقد و فهم حدیث از منظر شیخ بهایی(مقاله علمی وزارت علوم)

۴۰۷.

توریث انبیاء

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷۰ تعداد دانلود : ۷۴۳
فدک دهى یهودى نشین بود که در سال هفت هجرى بنابر مصالحه اهل آن با پیامبر اسلام (ص) نصف آن در اختیار آن حضرت قرار گرفت و چون از موارد فىء محسوب مى شد، رسول خدا آن را به فاطمه زهرا 8 بخشیدند و تا زمان خلیفه اوّل در تصرف ایشان بود. پس از رحلت پیامبر (ص) با تمسّک به خبر «نحن معاشرالانبیاء لانورّث ما ترکناه صدقة» (ما پیامبران ارثى نمى گذاریم؛ هر چه ترک کرده ایم، صدقه است)، آن را از فاطمه 8 گرفته و جزء بیت المال قرارش دادند. به نظر مى رسد، تمسّک به این خبر و محروم کردن دختر پیامبر از ارث پدر از چند جهت مخدوش و مردود مى باشد. با آیات صریح قرآن منافات دارد؛ سند این روایت که راوى آن تنها خلیفه اول است قابل اعتماد نیست؛ احتمالهایى در خصوص متن خبر مطرح است که از تمسّک به آن بر عدم توریث انبیاء : ممانعت مى کند.
۴۱۷.

احیاى موات(مقاله ترویجی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی حدیث و علوم حدیث حدیث کلیات فقه الحدیث نقد الحدیث
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی حدیث و علوم حدیث حدیث کلیات فقه الحدیث حدیث شناسی
تعداد بازدید : ۱۳۵۳ تعداد دانلود : ۸۱۱
این مقاله در صدد بررسى سه مسئله پیرامون احیاى زمین هاى موات است. در ابتدا با استفاده از چهار دسته روایات، اثبات مى شود که زمین هاى موات به حسب طبیعت اولیه شان ملک امام معصوم(ع) است. سپس به بررسى چگونگى تملیک زمین پس از احیاى آن پرداخته شده و با بررسى چهار دسته از روایات و جرح و تعدیل میان آنها اینگونه نتیجه گرفته مى شود که تمام زمین ها بعد از احیا نیز به صورت مطلق در ملکیت امام(ع) باقى مى ماند و کسى که در آنها تصرف مى کند، در صورتى که اجرت معینى از سوى امام(ع) براى زمین مشخص نشده باشد باید اجرة المثل آن را به امام پرداخت کند، البته به جز شیعیان. مسئله سومى که مقاله به آن پرداخته این است که اگر شخصى زمینى را احیا کند و سپس آن را رها کرد تا دوباره تبدیل به موات شود در صورتى که از اصل زمین اعراض کرده باشد فرد دومى که زمین را احیا مى کند نسبت به زمین اولویت دارد ولى اگر فرد اول از اصل زمین اعراض نکرده و فقط نسبت به کارکردن روى زمین اهمال کرده باشد خود او نسبت به زمین سزاوارتر است.
۴۲۰.

بررسی مستندات روایی قاعده معذوریت مجتهد و سیر تحول پذیرش آن در شیعه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳۹ تعداد دانلود : ۷۷۵
قاعده روایی ""لِلْمُصِیبِ أَجْرَانِ وَ لِلْمُخْطِئِ أَجْرٌ وَاحِدٌ"" که در این پژوهش از آن به «نظریه معذوریت» تعبیر شده، تلخیص روایتی منقول از عمرو بن عاص و ابو هُریره، در کتب حدیثی اهل سنت می باشد، که بیشتر در جواز اجتهاد و اثبات عقیده مخطئه به آن استناد شده و شیعه آن را تلقی به قبول نموده است. در این مقاله برای تبیین علل ردّ یا قبول یا شهرت این روایت در بین علمای شیعه از زمان حضور تا عصر حاضر، به بررسی سیر تلقی به قبول آن پرداخته شده است. به این منظور پیش از پرداختن به آراء شیعه در این باب، ابتدا صحت روایت بنابر معیارهای اهل سنت اثبات شده، و سپس به اجمال چگونگی بهره گیری از آن توسط علمای اهل سنت ذکر شده است، تا تصویری از فضای جامعه اسلامی در قرون مختلف ترسیم گردد. بررسی ها نشان می دهد که معذوریت مخطئ در شیعه در قرن هفتم، به دنبال جدایی کامل معنای اجتهاد و قیاس در بین امت اسلامی، توسط محقق حلی رسماً پذیرفته و برای آن ادله ای عقلی بیان شد که فقهاء و اصولیون قرون بعد در تکمیل و تقویت آن کوشیدند؛ تا در قرن13 به خاطر هماهنگی اصول مأخوذ از روایت توسط اهل سنت با اصولی که شیعه بر اساس کتاب و سنت و عقل پذیرفته، بر تلقی به قبول روایت اذعان شد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان