إنّ الصوت اللغوی هو البنیة اللغویة الصغری المکونة للکلمات والتراکیب والآیات، إلی جانب ذلک فهو عنصر أساس فی الإعجاز القرآنی. والأصوات اللغویة تدرس بشکل عام من جانبین: جانب الأصوات المجردة التی یُرکّز فیها على صفات الأصوات ومخارجها، وجانب الأصوات المتَشکَّلة ویُرکز فیها على المقاطع والفواصل والتنغیم وغیرها. الدراسة الصوتیة فی الآیات الفقهیة ذات أهمیة کثیرة بینما نشاهد أن المفسرین یعتنون بالجهة المعجمیة والدلالیة فیها لأجل استنباط الأحکام الشرعیة فقط ویغفلون عن الجهات الأخری منها الجهة الصوتیة. لهذا یهدف المقال هذا دراسة صوتیة لآیات الحجاب بمنهج وصفی تحلیلی وإحصائی حیث نلاحظ أنّ موسیقی هذه الآیات تتناسب مع مضمونها. فالموسیقی لاتتنافی مع قوة بیان الأحکام، فعلینا أن نعتنی بالموسیقی کمقوم أساسی للبیان حیثما لکل مقال موسیقی خاص له والإیقاع المنسجم بالمضمون یسبب تاثیراً أکثر فی المتلقین. نتائج البحث تدل علی الأمور التالیة: جاءت الجمل حسب مضمونها بالموسیقی المختلفة، ففی مواقع الشدة والقوة تُستفاد من الأصوات المجهورة والشدیدة والمنفجرة، وفی مواقع الحیاء والهدوء تُستفاد من الأصوات المهموسة، وفی مواضع الأکثر اقتراباً الی المخاطب تُستعمل الأصوات الصفیریة، وعند إطالة الکلام وامتداده تغلب المقاطع المتوسطة وعند التکلم حول موضوع یرتبط بالحیاء ترجح المقاطع القصیرة.
شیخ الطائفه محمد بن حسن طوسی در قرن پنجم هجری و در فضای ویژه آن روز بغداد تفسیری نگاشته که از هر حیث با تفاسیر شیعی پیش از خود متمایز است. یکی از ابعاد برجسته آن، میزان و چگونگی بهره گیری شیخ طوسی از گونه روایات تأویلی در حق اهل بیت است. جستار حاضر به طور مشخص در پی بررسی و پاسخ گویی به این مسئله است که دلیل تغییر رویکرد شیخ طوسی در این زمینه خاص نسبت به پیشینیان خود چه بوده است و به چه علت از ذکر بسیاری از روایات تأویلی که مفاهیم برخی آیات را بر اهل بیت تطبیق داده اند، اجتناب کرده و آن ها را محل توجه و نظر قرار نداده است؟ پاسخ این سؤال در گام نخست، مبانی شیخ طوسی در گزینش روایات تأویلی و در گام بعدی عامل مؤثر در تغییر این مبانی نسبت به پیشینیان را برای ما روشن خواهد ساخت.
قصص قرآن ظرفیت ویژه ای در تبیین مسائل تفسیر کلامی دارد که در متون روایی، تفسیری و کلامی فریقین نمونه هایی از آن وجود دارد؛ لیکن در عرصه تفسیر و استنباط کلامی از قرآن، پیش از هر امر دیگری باید کارآمدی و درستی این نحوه از استدلال به قرآن کریم ثابت شود لذا این نوشتار با توجه به گستره مباحث کلامی، در صدد آن است که ادله کارآمدی تفسیر کلامی از قصص قرآن را در باب امامت واکاوی نماید. لذا با بهره گیری از میراث علمی فریقین در ابتدا مهم ترین ادله کارآمدی استدلال به قصص قرآن در موضوع امامت بیان مى شود. در ادامه گونه های ارتباط قصص قرآن با مباحث کلامی امامت مورد بررسی قرار مى گیرد. افزون بر آنچه بیان شد گونه های استدلال به قصص قرآن در عرصه تفسیر کلامی در باب امامت پژوهی با عناوینی چون جواب نقضی، جواب حلی و مفهوم اولویت از دیگر مباحث این نوشتار به شمار مى رود.