افشای پایداری شرکتی بورس اوراق بهادار تهران با استفاده از نظریه خاکستری و مدل های مارکوف
منبع:
مالی و پایداری شرکتی سال ۲ بهار ۱۴۰۵ شماره ۱ (پیاپی ۳)
92 - 129
حوزههای تخصصی:
هدف: افشای پایداری شرکتی (CSD) به یک ساز و کار کلیدی برای ارتقای شفافیت فراتر از گزارشگری مالی سنتی تبدیل شده است و تصویری جامع تر از عملکرد اقتصادی، حاکمیتی، اجتماعی و زیست محیطی شرکت ها را در اختیار ذینفعان قرار می دهد. انتظار می رفت چنین افشایی عدم تقارن اطلاعاتی را کاهش دهد، اعتماد سرمایه گذاران را تقویت کند و کیفیت تصمیم گیری را در بازارهای سرمایه بهبود بخشد. با توجه به اهمیت فزاینده گزارشگری پایداری و محدودیت در دسترس بودن معیارهای مستقیم افشای پایداری در ایران، این پژوهش با هدف ساخت شاخص افشای پایداری شرکتی (CSDI) برای شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران (TSE) و پیش بینی روند زمانی آن انجام شد. همچنین این مطالعه در پی آن بود تا با ترکیب پیش بینی خاکستری و اصلاح زنجیره مارکوف، دقت پیش بینی را افزایش دهد و از این طریق رویکردی ارائه نماید که قادر باشد هم پویایی های روند و هم انتقال های حالت به حالت در سطوح افشا را در برگیرد.
روش: یک شاخص ترکیبی CSDI تدوین شد، زیرا هیچ شاخص مستقیم و منفردی از افشای پایداری در پایگاه های داده شرکتی ایران در دسترس نبود. این شاخص از طریق یکپارچه سازی چندین بُعد که به طور جمعی بازتاب دهنده افشا و عملکرد مرتبط با پایداری بودند، ساخته شد: (۱) متغیرهای اقتصادی/مالی، (۲) شاخص های مرتبط با حاکمیت، (۳) معیارهای کیفیت گزارشگری، و (۴) متغیرهای جایگزین زیست محیطی. پس از جمع آوری داده ها و محاسبه شاخص، مسیر زمانی CSDI با استفاده از مدل خاکستری GM(1,1) پیش بینی شد که برای سیستم های دارای اطلاعات محدود یا ناقص مناسب است. به منظور بهبود پیش بینی های پایه مدل خاکستری، از چارچوب زنجیره مارکوف بهره گرفته شد. به طور مشخص، سطوح افشای شرکت ها در حالت های (سطوح) گسسته طبقه بندی شدند، ماتریس احتمال انتقال برآورد گردید، و پیش بینی های مدل خاکستری با استفاده از احتمالات انتقال مارکوف تعدیل شدند تا احتمال جابه جایی میان حالت های مختلف افشا در طول زمان لحاظ گردد.
یافته ها : نتایج نشان داد که CSDI ساخته شده در طول دوره مورد بررسی از یک روند کلی صعودی برخوردار بوده است، که بیانگر بهبود تدریجی در افشای مرتبط با پایداری در میان شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. مدل خاکستری GM(1,1) روند زمانی صعودی را استخراج کرد، در حالی که اصلاح مارکوف آشکار ساخت که سطوح افشا به شکلی قطعی گرایانه تکامل نیافته اند؛ بلکه با پویایی های انتقالی قابل شناسایی، میان حالت های مجاور و در برخی موارد غیرمجاور جابه جا شده اند. ساختار احتمال انتقال نشان داد که شرکت ها با پایداری قابل اندازه گیری تمایل به حفظ طبقه افشای خود داشتند، با این حال تحرک صعودی معناداری میان حالت های افشا مشاهده شد که با یک مسیر افشای تدریجی و پیشرونده همخوانی دارد. از این رو، رویکرد ترکیبی خاکستری-مارکوف هم یک پیش بینی روند هموار و هم تصویری احتمالاتی از تحرک سطوح افشا را فراهم آورد.
نتیجه گیری: پژوهش حاضر به این نتیجه رسید که افشای پایداری شرکتی در میان شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در حال بهبود است و تکامل افشا را می توان از طریق یک رویکرد مدل سازی ترکیبی به شکل بهتری درک کرد. ترکیب مدل GM(1,1) با زنجیره های مارکوف با در نظر گرفتن عدم قطعیت و رفتار انتقال حالت، پیش بینی واقع بینانه تری را پشتیبانی کرد. این یکپارچگی روش شناختی برای پایش روند توسعه افشا، شناسایی ریسک های بالقوه مرتبط با رکود یا انتقال های نزولی، و اطلاع رسانی به راهبردهای مدیریتی یا نظارتی با هدف تقویت شیوه های افشای پایداری سودمند بود.
نوآوری: این پژوهش از دو جهت نوآوری علمی داشت: (i) عملیاتی سازی یک شاخص ترکیبی CSDI متناسب با بافت ایران در غیاب یک معیار مستقیم افشا، و (ii) به کارگیری مدل خاکستری GM(1,1) بهبودیافته با اصلاح انتقال مارکوف به منظور مدل سازی توأمان روندهای افشا و جابه جایی های احتمالاتی میان سطوح افشا در بستر بورس اوراق بهادار تهران.