بر اساس گزارش قرآن کریم، حضرت عیسی علیهالسلام به آمدن پیامبری پس از خود به نام «احمد» بشارت داده است. آنچه هر پژوهشگری را به تأمّل و پژوهش بیشتر وامیدارد، یافتن پاسخ به این پرسشهاست که این بشارت در کجا بیان شده است و حضرت عیسی علیهالسلام با چه تعبیری از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهیاد کرده است؟ آیا در اناجیل موجود میتوان نشانههایی از این بشارت یافت؟ این نوشتار با بررسی آیه بشارت عیسی علیهالسلام تلاش کرده است به پرسشهای بالا پاسخ دهد و آیات احتمالی را که در آن عهدین به نبوت پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله اشاره کردهاند، جمع آوری کند. اگرچه با توجه به محرف بودن عهدین نمیتوان به صورت یقینی ادعا کرد آنچه در این کتاب آمده است همان بشارتی است که قرآن کریم آن را گزارش کرده است.
در این مقاله، نویسنده ابتدا به معناى لغوى واژه «اصلاحات» مىپردازد و در ادامه تفاوت آن را با اصطلاحاتى همچون «انقلاب» و «کودتا» بررسى مىکند . بیان کاربردهاى این اصطلاح و تقسیم اصلاحات از نظر نوع عملکرد و هدفى که به دنبال دارد، از دیگر دغدغههاى این مقاله به شمار مىرود . نویسنده در پایان نوشتار به جنبش اصلاحطلبى در ایران اشاره مىکند و بر شفاف نبودن مقصود حقیقى برخى از مدعیان اصلاحطلبى تاکید مىورزد .
سروش، قرآن را بشری معرفی کرده و کوشیده است با نسبت دادن این نظریه به معتزله، برای نظریه خود در کلام اسلامی، خاستگاهی معرفی کند. وی مدعی است که باور معتزله به حادث بودن قرآن، به بشری و خطاپذیر بودن آن اشاره دارد. هدف این نوشتار، بررسی این مدعاست که آیا نظریه معتزله درباره خلق قرآن، به نظریه سروش درباره بشری بودن قرآن اشاره دارد؟ در این مقاله، با مراجعه به آثار معتزله، منابع معتبر کلامی و آثار سروش، اطلاعات لازم گردآوری شده سپس، با روش توصیفی ـ تحلیلی نظریات معتزله و سروش دربارة قرآن تبیین شده و خاستگاه، مبانی، ادله و لوازم نظریات آنها ارائه و مورد نقد و بررسی تطبیقی قرار گرفته است. نتیجه این پژوهش این است که دیدگاه سروش با دیدگاه معتزله درباره قرآن از جهات مختلف در تضاد میباشد. بر خلاف نظر سروش، معتزلیان، خداوند متعال را خالق بدون واسطه قرآن دانسته و بشری بودن آن را مردود میدانند.
زیارت قبور و ساخت بنا بر مزار اولیای الهی از مسائل مورد اختلاف در جهان اسلام است. در این میان، فرقه بریلویه در شبه قاره هند رویکردی متفاوت از جریان هایی نظیر وهابیت و دیوبندیه دارد و با استناد به منابع فقهی و حدیثی اهل سنت، به شدت از مشروعیت این اعمال دفاع می کند. مسئله اصلی این پژوهش، تحلیل دیدگاه های روایات منابع حدیثی بریلویه پیرامون زیارت و بنای قبور و مقایسه آن با مواضع مخالفان است. مقاله حاضر با هدف تبیین جایگاه زیارت و بنای قبور در اندیشه حدیثی بریلویه، ریشه های اعتقادی این رویکرد و استدلال های حدیثی آنان نگاشته شده است. این پژوهش با روش توصیفی‑تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای، به ویژه آثار مکتوب احمد رضا خان بریلوی (مؤسس فرقه) و دیگر علمای شاخص این مکتب، انجام شده است. یافته ها نشان می دهد که بریلویه بر اساس اصولی چون حیات برزخی اولیا، جواز توسل و شفاعت و احترام به مقام پیامبر و صالحان، زیارت قبور و ساخت بنا (از جمله گنبد و بارگاه) بر مزار آنان را نه تنها جایز، بلکه عملی مستحب و مایه تقرب به خداوند می داند. آنان با استناد به آیات قرآن، احادیث نبوی و سیره صحابه، عمل خود را مشروع می شمارند و مخالفان خود (وهابیت و دیوبندیه) را متهم به نادیده گرفتن سنت پیامبر (ص) می کنند.