مجید عزیزی

مجید عزیزی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۲۲ مورد از کل ۲۲ مورد.
۲۱.

مضامین مذهبی در قصاید ناصر خسرو و تطابق آن با خط نگاره هاو کتیبه های دوره سلجوقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۴ تعداد دانلود : ۱۴۵
ادبیات و به خصوص شعر همواره بستری برای ابراز عقاید و تمایلات احساسی و دینی و خواسته های اجتماعی بوده است و گویندگانی که قصد تبلیغ یا رساندن اعتقادات خود به دیگران داشته اند از شعر استفاده بیشتری نموده اند. ناصر خسرو شاعر قرن پنجم هجری که متعهد به دین اسلام و مذهب اسماعیلیه است، اشعار او پس از تحول فکری معنوی اش در خدمت تبلیغ دین و اعتقادات او قرار گرفته و قصاید وی اشعاری تعلیمی است که ضمن بیان احساسات قلبی گریزی به عناصر دینی و عقاید مذهبی خاص او دارد. ناصرخسرو در اغلب اشعارش با استفاده از صور خیال به بیان مطالبی درباره اسلام، تشیع، بزرگان دینی، اصول و فروع دینی بیان کرده است. در این پژوهش با جامعه آماری سی قصیده ابتدایی دیوان وی، به بررسی این تصاویر پرداخته شده و نتیجه این است که ناصر خسرو بیشتر از تشبیه که ویژگی سبک خراسانی است برای بیان احساسات خود استفاده کرده و عناصر دینی غالباً به عنوان مشبه به کار رفته اند. عناصر دینی در این قصاید عبارت اند از: قرآن و دین، مذهب تشیع و اسماعیلیه، انکار قضا و قدر، دوری از مادیات و نیا، برتری جان بر تن. این مضامین در کتیبه ها و خط نگاره های دوره سلجوقی نیز کاربرد فراوانی دارد.اهداف پژوهش:بررسی استفاده ناصرخسرو از عناصر دینی در تصویرسازی های خود.بررسی مضامین مذهبی در خط نگاره های کتیبه های سلجوقی.سؤالات پژوهش:ناصرخسرو از عناصر دینی در تصویرسازی های خود چگونه استفاده کرده است؟مضامین مذهبی در خط نگاره های کتیبه های سلجوقی چه جایگاهی دارد؟ 
۲۲.

کانون روایت داستان حضرت آدم و حوا (ع) بر اساس دیدگاه ژرار ژنت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۵۹
روایت یکی از مفاهیم رایج در نقد ادبی است، و روایت شناسی یکی از رویکردهای جدید مشتق شده از زبان شناسی است که به بررسی فنون و ساختار روایت ها می پردازد و روایت شناسان بسیاری در این حوزه نظریاتی ارائه داده اند. ژرار ژنت، ساختارگرای فرانسوی، از جمله این روایت شناسان بود که نظریه کانون روایت را مطرح ساخت. در این نظریه مقوله زمان دستوری (نظم، تداوم، بسامد)؛ وجه (فاصله و کانونی شدگی) و لحن یا صدا (راوی) به عنوان مهم ترین وجوه ساختار روایی مورد توجه قرار گرفت. از میان قصص مختلف قرآن، داستان حضرت آدم (ع) قابلیت بررسی بر طبق این نظریه را دارد. در این پژوهش داستان حضرت آدم (ع) به منزله نمونه ای از داستان های قرآنی و نیز به عنوان یک متن ادبی که عناصر روایی را در بر دارد، از دیدگاه نظریه ژرار ژنت مورد بررسی قرار می گیرد. جستار حاضر به شیوه توصیفی-تحلیلی و بر مبنای نظریه روایت شناسی ژنت انجام شده و نتایج نشان می دهد که در این داستان، نظم، تداوم و بسامد در زمان دستوری، فاصله و کانونی شدگی در وجه داستان و راوی در لحن همه برای پیشبرد اهداف بلند و متعالی قرآن که در واقع هدایت و تربیت انسان هاست، صورت گرفته است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان