عبدالواحد ظریفی

عبدالواحد ظریفی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۳ مورد از کل ۳ مورد.
۱.

Hedges and Boosters in the Writing of Advanced Iranian EFL Learners(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۳
This quantitative corpus-based study investigated the use of hedges and boosters in the writing of Iranian advanced EFL learners, with particular attention to potential gender differences. Forty EFL learners (20 males and 20 females, aged 15-20) were purposively selected from private language institutes in Yasouj, Iran, based on their performance on the Quick Oxford Placement Test (QOPT). A corpus of 40 essays (12,464 words total) was analyzed using Hyland's (2005) metadiscourse framework to identify and categorize hedges and boosters. Manual coding by two raters achieved substantial inter-rater reliability (r = .79). Frequency counts were normalized per 1,000 words, and chi-square tests were employed to examine gender differences. Results revealed that learners employed various types of hedges and boosters, with epistemic modal verbs being the most frequent category for both marker types, while epistemic nouns were rare or absent. Epistemic adjectives were the least frequent hedges, and epistemic nouns were the least frequent boosters. Notably, chi-square tests indicated no statistically significant gender differences in the use of either hedges or boosters, suggesting that male and female learners employed these markers with similar frequency and variety. The findings highlight the predominance of basic, frequently taught metadiscourse forms and suggest a need for explicit instruction to expand learners' repertoire of hedging and boosting strategies. Pedagogical implications emphasize the importance of genre-based, corpus-informed instruction and teacher professional development in metadiscourse awareness.
۲.

بررسی ترجمه های انگلیسی منطق الطّیر عطّار بر پایه ی برداشت درست از متن مبدأ (مطالعه ی موردی ترجمه های شعله وُلپی و دیک دیویس از داستان شیخ صنعان)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۹۶
ترجمه ی شعر مستلزم فهم درست آن است. معمولاً دشواری فهم شعر سبب برداشت نادرست مترجمان از آن و بروز خطا در ترجمه می شود. پژوهش حاضر به شیوه ی توصیفی و با رویکرد انتقادی به واکاوی ترجمه های شعله وُلپی و دیک دیویس از منطق الطّیر عطّار با تمرکز بر داستان شیخ صنعان می پردازد و وفاداری مترجمان به متن مبدأ و برداشت دُرست ایشان از آن را ارزیابی می کند. بررسی ترجمه های یادشده نشان می دهد که اشکال اصلی هر دو ترجمه در فهم ساخت های کنایی و نحوی متن مبدأ است. این مسئله پیامد دانش ناقص ادبی و اطّلاعات ناکافی مترجمان از زبان هنری شعر است. خطای دیگری که در هر دو ترجمه نمونه هایی از آن وجود دارد، ایرادات ناشی از خوانش نادرست متن مبدأ است. خوانش متون فارسی، به دلیل نبودن حرکت گذاری در رسم الخط فارسی و وجود کلمات هم آوا در زبان فارسی، دشوار است. این دشواری گاه خوانندگان فارسی زبان را هم به چالش می کشد. یکی از موارد قابل توجّه که در فرایند ترجمه میان متن مبدأ و مقصد شکاف ایجاد می کند، اختلافات فرهنگی شاعر و مترجم است. در ترجمه ی دیویس، به عنوان مترجم غیرفارسی زبان، شواهدی از پایبند نبودن به متن مبدأ به دلیل تفاوت فرهنگی جامعه ی مبدأ و مقصد وجود دارد. در این نمونه ها، گرایشات فرهنگی مترجم (جامعه ی مقصد) سبب تعدیل متن به نفع فرهنگ مقصد شده است. بر مبنای یافته های این پژوهش، ترجمه ی وُلپی نسبت به دیویس به متن اصلی نزدیک تر است.              
۳.

شناسایی الگوهای شخصیتی نوجوانان و میزان همخوانی آن با شناخت والدین(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی رشد و تحول دوره نوجوانی
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی مناسبات انسانی در محیط خانواده
تعداد بازدید : ۱۵۶۷
مقدمه و هدف: مطالعه شخصیت افراد به منظور پیش بینی رفتار در روانشناسی جایگاهی ویژه دارد. هدف از این تحقیق شناسایی الگوهای شخصیتی نوجوانان و تعیین میزان همخوانی در نگرش آنها با نگرش اولیاء ایشان می باشد. مواد و روش کار : در این مطالعه توصیفی ـ تحلیلی الگوهای شخصیتی 400 نوجوان دختر و پسر 12 تا 18 ساله شهر یاسوج به وسیله پرسشنامه شخصیتی آیزنک در سال 1382 مورد ارزیابی قرار گرفت . سپس این پرسشنامه به وسیله 400 تن از والدین این دانش آموزان از طریق تکمیل پرسشنامه به وسیله آزمودنی و مصاحبه انجام شد. انتخاب نمونه به صورت خوشه ای و تصادفی ساده در مناطق سه گانه شهر یاسوج می باشد. داده های جمع آوری شده با نرم افزار SPSS و آزمونهای آماری غیر پارامتری مانند ویلکاکسون و کروسکال والیس تجزیه و تحلیل گردید. یافته ها : میزان همخوانی نگرش نوجوانان و والدین آنها در مورد الگوهای شخصیتی در کل ضعیف تا متوسط برآورد شد . در حیطه مشکل در برقراری ارتباط با دیگران بیشترین درصد در دختران دوره راهنمایی (6/70 درصد)، در حیطه تمایل به پرخاشگری دانش آموزان پسر دوره راهنمایی (8/45 درصد) ، در حیطه تمایل به کارهای ماجراجویانه پسران دوره دبیرستانی(4/71 درصد)، در حیطه رعایت نظم و انضباط در دختران دوره راهنمایی ( 3/68 درصد) ، در زمینه رعایت حقوق دیگران دختران دوره راهنمایی (3/58 درصد) و در زمینه اضطراب و نگرانی در دختران دوره دبیرستان (1/83 درصد) بود . بحث و نتیجه گیری : متوسط میزان برون گرایی دانش آموزان کمتر از میانگین مطالعات پیشین بود، ولی در زمینه مقیاس های دیگر مانند ؛ روان پریشی ، روان رنجوری و دروغ سنجی بالاتر از میانگین تحقیقات دیگر بود . از متغیرهای مورد بررسی فقط بی سوادی مادر تاثیر معنی داری بر مقیاس های برون گرایی داشت یعنی کودکان مادران بی سواد کمتر برون گرا بودند . بنابراین پیشنهاد می گردد مطالعات بیشتری در این زمینه صورت گیرد تا به عنوان راهنمایی کوچک برای اولیاء و مربیان مدارس مورد استفاده قرار گیرد .

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان