فاطمه رامیار

فاطمه رامیار

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۵ مورد از کل ۵ مورد.
۱.

تحلیل معناشناختی گزاره"اَفضَلُ المالِ ما وُقِیَ بِهِ العِرضُ" در خانواده حدیث و ارزشمندی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۷۷
درک دقیق و عمیق تعالیم اهل بیت علیهم السّلام اگرچه دشوار، اما بسیار ارزشمند است. با استفاده از روش های معتبر و نوین در حوزه دانش معناشناسی، این امر امکان پذیر و راهگشا خواهد بود. در این پژوهش، گزاره «اَفضَلُ المالِ ما وُقِیَ بِهِ العِرض» با تکیه بر کشف روابط معنایی بین واژگان مورد بررسی قرار گرفته است تا درک جدید و عمیق تری از این فرمایش امام رضا علیه السّلام ارائه شود. این تحقیق با روش توصیفی-تحلیلی به تحلیل روابط معنایی بین واژگان این روایت و احادیث هم خانواده آن پرداخته و نقش آن را در ارزش های اخلاقی در جهان واقعی بررسی کرده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که واژگان« مال » و« عِرض » در سیاق مثبت روایات هم خانواده، دارای رابطه زیرشُمول معنایی با واژگانی مانند« لَم یَذًهَبً »،« خَیر»، «النَّبْلِ» و «أفضَلُ الأعْمالِ» هستند. همچنین، این دو واژه در سیاق منفی روایات هم خانواده، با واژه «اللُّؤًمِ» تقابل معنایی پیدا می کنند. از مقایسه معیار ارزش در انواع تصرفات مالی مشخص می شود که گشتار واژه های« أکل» و« لُبس» زیرشُمول واژه « مال»، دارای ارزش نسبی در جهان واقع هستند؛ در حالی که گشتار واژه« صدّق » زیرشُمول عبارت« اَفضَلُ المال »، بیانگر ارزش مطلق است. این یافته ها نشان می دهند که تحلیل معناشناختی می تواند به درک بهتر و عمیق تری از مفاهیم اخلاقی و ارزش های مطرح شده در تعالیم اهل بیت علیهم السلام منجر شود.
۲.

بررسی تقابل معنایی «تأویل» در اندیشه آیت الله جوادی آملی و هرمنوتیک فلسفی پل ریکور

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۶
با توجه به جایگاه ویژه نظریه هرمنوتیک پل ریکور در کشف لایه های معنایی پنهان و نفوذ گسترده آن در مطالعات تفسیری معاصر، مسأله اصلی این پژوهش، بررسی امکان همسویی مبانی این نظریه با غایت و کارکرد روایات تأویلی در اندیشه اسلامی است. این پژوهش با روشی توصیفی-تحلیلی و با رویکرد تطبیقی، هفت روایت تأویلی شاخص را که توسط آیت الله جوادی آملی تفسیر شده اند، در چارچوب نظریه ریکور مورد تطبیق قرار داده است. یافته ها نشان می دهد که روایات تأویلی در اندیشه آیت الله جوادی آملی حامل معانی ثابت و الهی هستند، درحالی که هرمنوتیک ریکور بر ساخت معنا در فرآیند متن تأکید دارد. در نقش مؤلف، تقابل بین اصالت قصد معصوم(ع) در نظریه تأویل و مرگ مؤلف در دیدگاه ریکور مشاهده می شود. در هدف نهایی، کشف حقیقت متعالی در تقابل با تولید معنای جدید قرار می گیرد و معیارهای صحت معنا در انسجام درونی خوانش متن قرار دارد. در جایگاه سنت، سنت به مثابه مرجع معتبر در مقابل سنت به عنوان پیش فهمی که باید با آن ارتباط برقرار کرد، قرار می گیرد. در رابطه با عینیت نیز کشف واقعیت عینی در برابر بازآفرینی جهان ممکن متنی قرار دارد. نتیجه حاکی از آن است که علی رغم اشتراکات ظاهری در توجه به سطوح چندگانه معنایی، دو دیدگاه در تقابل یکدیگر قرار دارند. هرمنوتیک ریکور با محوریت خواننده و ساخت معنا، در برابر تأویل با محوریت متن و کشف حقیقت ثابت قرار می گیرد. این فرآیند روشمند، در نهایت به آشکارسازی محدودیت های رویکرد هرمنوتیکی در مواجهه با متون وحیانی انجامیده است.
۳.

بررسی انسجام معنایی روایات تفسیری امام رضا(ع) با آیات سوره نساء در چارچوب نقش گرایی هلیدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۷۹
پژوهش حاضر با هدف تحلیل انسجام معنایی روایات تفسیری امام رضا(ع) ذیل سوره نساء، در چارچوب نظریه نقش گرای نظام مند مایکل هلیدی، انجام شده است. اهمیت این بررسی در آن است که روایات معصومان(ع)، به ویژه در حوزه تفسیر قرآن، نه تنها بیانگر پیوند وثیق میان سنت و وحی اند، بلکه در سطح ساختاری و معنایی نیز واجد الگویی منسجم از سازمان دهی معنا هستند. بدین منظور، روایات معتبر منسوب به امام رضا(ع) درباره آیات سوره نساء، از منابع حدیثی گردآوری و بر اساس شش گونه فرایند تجربی هلیدی مادی، ذهنی، نسبتی، کلامی، رفتاری و وجودی تحلیل شدند. یافته ها نشان می دهد که بهره گیری سنجیده از این فرایندها، شبکه ای چندلایه از روابط معنایی را میان آیات و تفسیر امام رضا(ع) ایجاد کرده است که هم در سطح واژگانی و نحوی و هم در لایه های مفهومی و علّی، انسجامی پایدار و هدفمند پدید می آورد. این انسجام در دو بُعد عمودی (حرکت از بیان کلی آیه به تبیین عینی و کاربردی) و افقی(پیوند بینامتنی میان آیات مرتبط) قابل شناسایی است. نتایج تحقیق بیانگر کارآمدی چارچوب نقش گرا در کشف و تبیین روابط معنایی میان متن قرآن و روایات تفسیری است و می تواند الگویی مؤثر برای مطالعات تطبیقی در متون دینی فراهم سازد.
۴.

تحلیل مفهوم واژه "ضلال" در قرآن در پرتو قواعد روایات تأویلی (مطالعه موردی: روایات اصول کافی)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۵
در آموزه های اهل بیت(ع)، روایات تأویلی به عنوان ابزاری مهم برای فهم مراد الهی جایگاه ویژه ای دارند. با وجود این، نقش قواعد تأویلی در شناخت مفاهیم کلیدی قرآن مانند «ضلال» کمتر مورد توجه قرار گرفته است. این مسأله دستیابی به بخشی از معارف قرآنی را با چالش مواجه ساخته است. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی سطوح معنایی واژه «ضلال» در آیات مورد استناد کلینی در کتاب کافی پرداخته است. یافته های این پژوهش به وضوح نشان می دهد که مفهوم «ضلال» در قرآن کریم، یک ساختار معنایی منسجم و چندلایه دارد که تنها از طریق رویکردی جامع نگر به سطوح مختلف معناشناختی(ظاهری، باطنی و مصداقی) قابل دریافت است. تحلیل های انجام شده مؤید این نکته است که هسته مرکزی معنای «ضلالت»، انکار توحید و تکذیب نبوت است و دیگر مصادیق ضلال، به نوعی به این دو اصل بازمی گردند. در نتیجه، می توان تأکید کرد که مصداق اصلی و نهایی گمراهی، انحراف از توحید و نبوت است و این مطالعه لزوم به کارگیری قواعد تأویلی و تفسیر چندسطحی را برای فهم دقیق و عمیق چنین مفاهیم کلیدی در قرآن کریم بیش از پیش آشکار می سازد.
۵.

The Achievement of Some Companions in Confronting Isra'iliyyat: A Critique and Review(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۵۷
Despite the Prophet Muḥammad’s (PBUH) prohibition against referring to the People of the Book ( Ahl al-Kitāb ), some Muslims did not refrain from narrating traditions or using their sources. This approach expanded significantly after the Prophet’s (PBUH) demise. Examining the conduct of his successors in dealing with Isra’iliyyat and their transmitters in Sunni and Shiʿi sources reveals contradictions that necessitate a thorough and comprehensive study. This research employs a library-based method and descriptive-analytical processing. Findings indicate that after the Prophet’s (PBUH) passing, some Companions not only failed to prevent recourse to the People of the Book or interactions with narrators of Isra’iliyyat but also promoted these fabrications among Muslims, advocating the idea of "Ḥasbunā Kitāb Allāh." Their aim was to reinforce the notion that the Quran alone suffices, rendering the Prophet’s (PBUH) Sunnah unnecessary, by comparing Israelite superstitions with Prophetic traditions. This move, ostensibly to preserve the political status of the Prophet’s (PBUH) successors, had severe negative consequences, including the proliferation of fabricated hadith and the infiltration of Isra’iliyyat into Quranic exegesis (Tafsir). The results demonstrate how political motivations influenced intellectual and doctrinal developments in Islamic society. This study also underscores the importance of critically re-examining hadith and historical sources in light of their political contexts. Its findings may pave the way for deeper investigations into the role of politico-intellectual currents in shaping Islamic foundations and help researchers adopt a more analytical approach to religious texts.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان