برهم نهی کوانتومی و ادغام عام و خاص: ملاحظاتی در ضرب ماتریسی، تنسورسازی و فرگشت زبان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۶
155-183
حوزههای تخصصی:
مدت ها باور بر این بوده است که نحو، پیشرانه تپنده اصلیِ انسان خردمند است. برخی (Berwick & Chomsky, 2015) حتی ادعا کرده اند که نحو، و به ویژه ادغام، پیش نیاز بنیادی برای انسان شدن است و ما را از انسان راست قامت، و همچنین از پلیستوسن متمایز می کند. برویک و چامسکی (همان) استدلال می کنند که درک ریاضیاتی و فیزیکی ما از فرگشت زبانیِ ادغام سرچشمه می گیرد. ولی در نحو ماتریس، شاهد وجود ادغام اولیه و دگرادغام هستیم. دراصطلاح علم فیزیک و ریاضی، ادغام اولیه معادل ضرب ماتریسی و دگرادغام با ضرب تنسوری برابر است. در پژوهش حاضر، تلاش بر این است تا با لنزی کمینه گرا به نحو ماتریس بنگریم و برهم نهی کوانتومیِ حاضر در زنجیره های نحوی را، که سبب پیشنهاد دو عملیات جدید ادغام عام و خاص می شود، بررسی نماییم. همچنین نشان داده خواهد شد که انسان شدن ما حاصلِ فرگشت ظرفیت شناختیِ تنسورسازی (دگرادغام)، درکنار ضرب ماتریسی (ادغام اولیه) است. سپس مزیت های فیزیکی، ریاضیاتی و زیست شناختی دیدگاه مذکور را با فرضیه (نا)محبوبِ «تمام آنچه که نیاز دارید ادغام است» مقایسه می کنیم. درنتیجه، خواهیم دید که قوه نطقِ انسانی، به دلایل ارتباطی فرگشت نیافته و ماهیت و سرشت زیست شناختی آن همواره برای اقناع شرایط تحمیلی به وسیله ادغام عام و ادغام خاص بوده است.